🕊️
مرا هیچ خانه نباشد، اِلا شما
قبیله نباشد، اِلا شما
مرا هیچ وطن نباشد که
خویش را به آن بازخوانم، اِلا شما ..
#امام_رضا_جان
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍«مسیر عشق»
🎥#نگارخانه_اربعین
من و اینهمه دوری خدایا چه کنم
«ارسالی همسفر کربلایی»
#اربعین۱۴۰۳
#سفر_عشق
#سنصلی_فی_القدس
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
🕊️
«السَّلامُ عَلَيْكَ یا مُعینَ الضُعَفا وَ الفُقَراء»🖤
____
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى
الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ
وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ
وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهیدِ
صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً
مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ.
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
55.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊️
🎥 #کلیپ
🍃#مرور_خاطرات
«ما را رضـا (ع) به کرب و بلا برد و قـبل از آن
مارا حسین (ع) به صحن گوهـرشاد برده بود»
همیشه شـنیدیم میگن کربلاتونو از صحن گوهرشادِ امام رضا بگیرید و مشـهدتون رو از باب الرجاء امام حسـین؛
حالا مایی که دلتنگ مشـهد و پریشونِ کربلاییم چیکار باید کنیم که نگاهمون کنید و دل خستهمون رو میون شبکههای ضریحتون جا بذاریم ؟!
💠 به فرمایش امام هادی (ع) :
«مَنْ كانَتْ لَهُ إِلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْيَزُرْ
قَبْرَ جَدّيَ الرِّضا عَلَيْهِالسَّلامُ بِطوس..»
هر کس حاجتی دارد، باید به زیارت قبر جدّم
علی بن موسی الرضا علیهالسلام بشتابد ..
◀️ حالا میخوایم بگیم آقا جان تو این روز آخر ماه صفر، ما کشکول گدایی به دست، دم خونه شما همون خونه ای که هیشکی از درش دست خالی برنمیگرده نشستیم با خرواری از حاجتها.
ما کم گذاشتیم برای شما ولی کمِ ما رو به چشم کرم بخر.
«نامِ حسین (ع) سینه زنان را یکی یکی
با گریـه گرد کرب و بـلا جـمع مـی کنـد
نزدیک شصت روز خودش سفره پهن کرد
این سفره را امـام رضا (ع) جمع می کند»
📍موقعیت : یک چشم اشکبار و یک دل تنگ
#اربعین۱۴۰۳ #سفر_عشق
#سنصلی_فی_القدس
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
📍 •مسیر عشق•
💠 #دلنوشته_شماره_یازده
سفر اولم یادته یا نه ورودی حرم یادته نه
خسته ام تنهام اینطوری تا نکن باهام
پیاده روی که با این مداحی شروع شد ...
نمیدونم طی چند روز هم تصمیم گرفتم هم ثبت نام کردم هم پیامک کاروان آمد برام. ولی بعدش حال عجیبی داشتم.
احساس غریبی بهم میگفت میری که برنگردی ولی راجب اش با هیچکس صحبتی نکردم رفتارم با اطرافیان رو طوری کردم که خاطره خوبی از من توی ذهن ها بمونه حتی وصیت نامه هم نوشتم حیلی حس غریبی بود.
شبی که خبر طیبه رو دادن اصلا توی حال خودم نبودم فقط میگفتم خدایا اگر قرار بود یکی دیگه رو ببری چرا به دل من انداختی با خودم درگیر بودم و گریه کردم. تاصبح گریه کردم و دعا کردم براش ....
وقتی رسیدیم کربلا و به اون شدت حالم بد شد با خودم گفتم حتما چیزی که به دلم افتاده این بوده پس حال طیبه هم حتما بهتر میشه حال من خوب شد ولی بین الحرمین و خبر طیبه خون به جیگرمون کرد...
خیلی سعی کردم براش بنویسم چندین روزه دارم به کلمه به کلمه جمله به جمله ی این دلنوشته فکر میکنم ولی واقعا کلمه ای که حال اون موقع رو توصیف کنه پیدا نکردم جز اینکه بگم خادمی ات قبول طیبه خاتون.
آخرای سفر متوجه شدم که انگشترم زیر آفتاب کربلا سوخته نمیدونم راجب اش چی بنویسم
انگشتر سوخته خود روضه است
روضه ی کربلا .. حاج قاسم... شهید رئیسی...
این قصه سر دراز دارد...
#اربعین۱۴۰۳
#خاطره_باطعم_اربعین
#سنصلی_فی_القدس
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
📌بسمه تعالی
🇮🇷 ویژه برنامه کوهنوردی هیئت انصارالقائم (عج)
🏔️همراه با نشاط و تفریح
📆زمان: جمعه مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۱۶
⏰حضور ساعت ۶:۱۵ صبح و حرکت ۶:۳۰ صبح
📍مکان : ارتفاعات دارآباد
محل قرار و تجمع:
https://nshn.ir/QbvASS5xp2br
👈درصورتی که تمایل به شرکت دراین برنامه دارید، به آیدی زیر آمادگی خود را اعلام نمایید.
@ansar_ordue
📢لازم به ذکراست عزیزانی که قصد شرکت دراین برنامه را دارند صبحانه دلخواه به همراه داشته باشند.
(ضمنا حضور برای عموم آزاد است)
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
🍃
◀️ سخنی بابچه های قافله اربعین انصارالقائم (عج)
عرض سلام و ادب محضر همه همسفران کربلایی
این مطلب از طرف خادمین شما در هیئت است که باید زودتر نوشته می¬شد اما مجالی یافت نشد.
قافله اربعین ۱۴۰۳ هیئت هم به لطف خدا با همه فراز و فرودها به پایان رسید که این، نه به پایان رسیدن، بلکه آغازی است بر یک بیداری، برای ایستادن پای "مکتب حسینی" ...
مکتبی که لذتش ، انسانیتش، زیبایی هایش و افقهایش بیانتها است.
اربعین، فرصتی است که خدا با اکسیر بی بدیل ثاراللهی به ما عطا کرده و اجتماع زیبایی ها، همدلی ها و ازخود، خانواده، مال و جان گذشتن ها را بر جهان عرضه کرده.
و ما نیز چه جان دلی در این سیر الی الله، تقدیم کردیم برای اثبات استحکام و جانفشانی در این مسیر....
و او چه نیکو خواست عاقبتی گوارا که به روح طیبش نوشانده شد...
کاش رزق همه ما همین باشد؛ لکن اینکه ارزش نفس را بدانیم و ارزان نفروشیم، من شروطها...
💠 و اما حرف ما:
کلام اول ؛
اگر خدا می خواست که ما فرد فرد به محبت سیدالشهداء برسیم، پس سِر اینکه برپایی خیمه سیدالشهدا همیشه در عرصه های اجتماعی و دسته جمعی مثل هیئت، کاروان و اربعین های میلیونی رقم خورده، در چیست؟
کلام دوم ؛
سیدمرتضی آوینی چه زیبا نوشت:
"آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست، پس ای برادر خوبم یاد بگیر که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی."
اکنون برای به ثمر رسیدن این دو کلام، خدا را شاکریم.
شاکر از اینکه انسانهایی را دور هم جمع کرد که لذت بودن در کنارشان، همراه با تحمل تمام سختی ها، ما را به آن حرکت جریان ساز اربعینی نزدیک کرد و می توان گفت که تقریبا از این همه سختی و حتی کوتاهی های سهوی خادمین، کوچکترین گلایه جدی نداشتیم.
و این یعنی سیدالشهدا، خودشان آن نگاه بلندی را که از ما انتظار داشتند، به فرد فرد همسفرانی که از کاروان جدا نشدند هدیه داده بودند و گویی نقصها و سختیها دیده نمی شدند...
نعمتی پشت نعمت و اینجاست که اللهم لک الحمد حمدالشاکرین ....
و اما غرض اصلی از این پیام:
از طرف تمام خادمین و برنامه ریزان این عملیات و حماسه بزرگ فرهنگی ـکه قطعا بالاتر از یک کاروان به آن عنایت می شدـ خاک پای تک تک شما عزیزان را به چشم می کشیم و از شما ممنونیم.
ممنونیم که از تمامی آسایش هایی فردی دراربعین گذشتید.
خواب و استراحت بیشتر، مکان بهتر و توقف بیشتر، خوراک دلخواه، زمانبندی شخصی و...
ممنونیم که چهارچوب های کاروان که قطعا اذیت کننده بودند را بر چشم گذاشتید و حتی به صورت جدی سختیهایش را ابراز نمی کردید.
ممنونیم که سختی و گرما و حتی صدای بعضاً سنگین صوت و ... را تحمل کرده اما همراهی با کاروان را ترجیح دادید.
ممنونیم که در جواب کوتاهی های خادمین، محبت میکردید و نقد و اعتراضها به نحو حداقلی بودند که همین امر ما را شرمنده شما کرده بود.
الحمدلله این همت شما و بالحق مجاهدت شما، حماسه ای خلق کرد که حتی رسانه ها برای اجتماعتان در حمایت از فلسطین، از شما تقدیر کردند. همچنین به واسطه این اجتماع حماسی که توسط شما شکل گرفت، توانستند جلوه ای از ماهیت محکم سیاسی و شور آزادی خواهی اربعینی را برای افکار عمومی دنیا مخابره کنند.
از سوی دیگر، از ایرانی و عراقی، تا موکب دار و زائر، این مردم طریق بودند که خیره و مبهوت از کنار این نظم و انسجام سربازان آخرالزمانی سیدالشهدا، گذر می کردند...
«حسین جان»
ما پای تو با زن و مرد و خرد و پیر و جوان تا پای جان ایستاده ایم.
ما را عاشورایی پای حضرت ولی عصر عج و نائبشان که پیر مراد ماست نگه دار...
به جمعمان برکت بده که عاشورایی بمانیم و عاشورایی به تو سلام کنیم و همانطور که پیش از رسیدن همسفرمان به حرم، به استقبالش آمدی،
لیاقت بده که شایسته زیارت شما پیش از نزول ملک الموت باشیم، با آبرو، با عزت، و سربلند از اینکه جوانی و عمرمان را پای تو گذاشتیم .
چه زیبا نوشت آوینی که:
هر شهید کربلایی دارد و خاک آن کربلا تشنه خون اوست ...
شهیدانه زیستن، مسیریاب کربلای هر عاشقی ست
و ما و این یک بیت ...
«سلسله مـوی دوسـت حلقه دام بلاسـت
هرکه در این حلقه نیست، فارغ ازین ماجراست
به امید دیدار شما در سفرها و برنامه های هیئت ...
"یاحسین"
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem
📍 •مسیر عشق•
💠 #دلنوشته_شماره_دوازده
موجیم و وصل ما از خود بریدن است....
وقتی تو این مسیر تصمیم گرفتم خادم بشم، با وجود هزار مشغله و درگیری درسی و کاری و خانوادگی، ته قلبم اون چیزی که بهم انگیزه میداد قبول کنم این خادمی رو این بود که دوست داشتم وقتی میرسم کربلا و روی پل اولین نگاهم به گنبد میخوره از همه خسته تر و شکسته تر باشم... یجورایی دوست داشتم آقا که نگاه به جمع میکنن منو از همه شکسته تر ببینن و مادرشون برام آغوش باز کنن و بگن بیا دخترم... خوش آمدی...خسته نباشی...
با این تصور شیرین از قبل سفر درگیری ذهنی و جسمی خادما میشه اربعین... این مسیر میشه مسیر مسابقه برای خستگی و شکستگی بیشتر... هرکی خسته تر برنده تر...با این تصور میشه به گرمای مسیر، غرشنیدنا، جا نداشتنا، خستگی راه، استراحت کم و هرچیزی که پیش میاد گفت احلی من العسل...
تصور همه جور سختی رو کرده بودم و تجربه اش رو هم داشتم... سرخوش پیش میرفتیم و تو لاک خودمون خادمیمون رو میکردیم تا یک تماس همه تصوراتمونو بهم ریخت... یک خبر که رفیقی که شب و روز با هم خادمی کردین رفته تو کما...
خداییش من غیر لا یحتسب بود .... تو حساب کتابامون این یک قلمو نداشتیم...هرسختی که پیش میومد تو دلمون میگفتیم دو روز ازش بگذره خاطره میشه و دور هم میشینیم بهش میخندیم...
اما این چه امتحانی بود این وسط؟ ازش بگذره آسون نمیشه... سخت تر و سخت تر میشه...اخه جنسش فرق داره...هرچی بگذره دل تنگ تر و تنگ تر میشه....
با همین فکرا سر کردیم و رسیدیم کربلا. رسیدیم به همون پلی که برای بار اول چشممون به گنبد میفته. جایی که از اولش همه انگیزمون برای خادمی، خسته رسیدن به این نقطه بود...خداییش خوب هم رسیدیم.... خسته، کلافه، دل شکسته...از اون چیزی که تصورشو میکردیم هم شکسته تر... نگاه خستم که به گنبد آقا افتاد فهمیدم سخت اشتباه کردیم... فکر می کردیم هرکی خسته تر و شکسته تر برسه اون برنده است اما برنده امسال از بین کسایی که رسیدن نبود...اینبار برنده قبل تموم شدن مسیر مشخص شده بود....
ساحل بهانه ایست، رفتن رسیدن است.....
#اربعین۱۴۰۳
#خاطره_باطعم_اربعین
#سنصلی_فی_القدس
🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج)
| ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
🔸@a_ghaaem