نه محتوای خاصی مدنظر دارم
نه خودم بلدم حرف درست و حسابی بزنم
نه آدم رو مودیم
نه حوصلهای مونده
در کل الانم نمیدونم چرا دارم ادامه میدم.
اونجایی از زندگیمم که شایع میگفت :
تو فکر میکنی کی موند ؟
اون روزا که فقط خودم پیش خودم موند.
خودم برای خودم شعراشو بلند میخوند
خودم برای خودم نیرو کمکی بود :)
فک کنین اینقده پوستم نسبت به هرچیزی کلفت شده که ؛
موقع ی سرخ کردن سیب زمینی وقتی روغنش یه لحظه میپاشه رو دستم دیگه عقب نمیکشم و خیلی خونسرد ادامه میدم ..