تا وقتی بهت گفتم احساس تنهایی میکنم بهت بر نخوره؛
هم من اذیت شم از اینکه هرطور منظورم و برسونم نمیفهمی
هم تو اذیت نشی از این حس رقت انگیز که فک کنی توی زندگیم پوچی.
فقط دلم میخواد خانوادم درکم کنن و بزارن انقدر بمونم گوشهی تاریک اتاقم و خودمو با اینترنت و مجازی خفه کنم تا تار عنکبوت کل وجودمو پر کنه .
بعد از خوندن پياماي قدیمی همیشه تنها چیزی که تو ذهنم میاد اینه که آدما چجوری یهو اینقدر تغییر میکنن؟