۱:۲۰
بارون اومده، حاج قاسم برات مهمون اومده،
آقا از مقتل غرق خون اومده...
خیالترادرآغوش...
غمِکشنده...
قرار بود خودم را کمکم برای وداع آماده کنم. فکر دیدن مراسمات تشییع داشت دیوانهام میکرد. تشییع آقا چیزی نیست که برایش لحظه شماری کنم و انتظارش را بکشم. برعکس، من ثانیه را قسم میدادم که نرسند به ساعتی که دوربینها قابشان را میبندند روی تابوت و دیگر همه چیز واقعی میشود.
با خودم قرار گذاشته بودم شنبه صبح که بیدار شدم نروم تلویزیون را روشن کنم و تابوت تو و خانوادهات را گوشهای از مصلی ببینم. قرار بود آرام آرام چشم باز کنم نه یکدفعه.
نشد.
همهچیز بهم ریخت.
دیشب کنار مردم در خیابان بودم که بیخودی موبایلم را باز کردم و ناگهان دیدم آقا رفته حسینیه برای آخرین دیدار با خانواده شهدا. آقایی که دست نوازش بر سر فرزندان شهدا میکشید حالا شده بود کوه سنگینی بر روی شانههای محافظانش.
نمیدانم چهطور توانستم خودم را جمعوجور کنم و بغضم را زیر قدمهایم تا خانه له کنم، ولی وقتی رسیدم خانه من بودم و اشک در فراق آقای شهیدم. انگار صبح ۱۰ اسفند بود و تازه خبر را شنیده بودم.
ساعتها خواب به چشمم نیامد و به خودم از غم کشندهی لحظهی بالا رفتن تابوتت روی شانهها تا روی جایگاه پیچیدم.
با دیدن همان چند دقیقه چند سال از عمرم کم شده بود.
و مدام با خودم زمزمه میکردم
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود...
دیشب بیشاز هر زمان دیگری به احتمال دروغ بودن خبرهای این چند ماه فکر کردم. مگر میشود دیدار با خانواده شهدا باشد و آقا روی پاهای خودش وارد حسینیه نشود؟
مگر میشود او نباشد و ما باشیم؟
خدایا ازین غم چه چاره کنم؟
خیالترادرآغوش...
باید برخاست
برای آن مشت گره کرده...
تشییع پدرِامت را طوری باید باشکوه برگزار کرد که دشمن تن و بدنش بلرزد.
این تشییع یعنی بالا بردن پرچم خونخواهی آقای شهیدمان و تکتک شهدایی که هنوز انتقام آنها از دشمن خونخوار کودککش گرفته نشده.
رهایشان نخواهیم کرد حتی اگر ما هم در این مسیر به رهبرِ شهیدمان بپیوندیم.
از خون تو بگذریم؟ هرگز
خیالترادرآغوش...
لحظهیورود...
روزهایی که آقا با مردمش دیدار داشت، رسانه خامنهایداتآیآر تیتر میزد : لحظهی ورود رهبر معظم انقلاب به حسینیه امام خمینی.
وقتی آقا وارد میشد و آن چند پله را بالا میرفت، حس میکردم خورشید طلوع میکند و نور به قلبم میتابد.
آخرین بار که این تیتر زده شد را ببینید
تنها ۱۱ روز قبل شهادت، آقای ما سرحال و لبخندزنان وارد شد. عصا هم به دست نداشت. آرام بود و قلبهای ما را هم آرام کرد.
اما دیشب
تیتر دو کلمه جدید داشت که کاش نداشت. کاش میمردم و این کلمات را نمیخواندم. برای آخرین دیدار آقا روی پای خودش نیامده بود و محافظانش او را روی دست آورده بودند...
لحظهی ورود پیکر رهبر شهید انقلاب به حسینیه
خیالترادرآغوش...
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
؛
قربون چشمای قشنگت بشم نورِ چشمِ رهبرم😭
خیالترادرآغوش...
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
برای خسته دلانت دعا کن آقاجان...
_عارفه دهقانی
برای مردِ میدان
برای مردمِ خیابان
خیالترادرآغوش...
"
پـیـامـبرِخدا (ص) : نخستین پاداشى که بعد از مرگ مؤمن به او داده مى شود، این است که همه تشییع کنندگان جنازهاش آمرزیده مىشوند…
میبینید مردم؟
آقا حتی برای تشییع خودش و خانوادهاش هم بدهکار ما نمیشود و باز هم ما هستیم که مدیون او میشویم.
شاید به خاطر آقا خدا پاکمان کند و باقی دوران غیبت را به ما ببخشد.
شاید کمی ظهور نزدیکتر شود. شاید موانع ظهور برداشته شود...
خیالترادرآغوش...
؛
ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی
آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
_رضایزدانی
خیالترادرآغوش...
به قول مهدی رسولی
اصلا نمیشه باورم که دیگه نیستی بینمون
غصه یکی دوتا که نیست، تورو گرفتن ازمون...
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ
بغض در سینه خداحافظ...🥺
خیالترادرآغوش...