#آرام_جانم_میرود⁵ / مونده روی زمین پیکر تو رها
خانواده چهار نفرهای کنارم ایستادهاند. ظاهرشان با خانواده ما فرق دارد. از دختر بزرگ خانواده که چهرهی مهربانی دارد میپرسم شما هم میروید مصلی؟ میگوید بله.
آقا ببین چه آدمهایی را عاشق خودت کردی که نصف شب برای دیدنت میآیند و خودت رفتهای.
ناخواسته چند دیالوگ زن و مرد را میشنوم.
مرد میگوید باید سه چهار روز را برای وداع میگذاشتند تا مردم راحتتر برای وداع بیایند. زن هم تایید میکند.
من هم میخواستم نظر بدهم و بگویم آخر نمیشود بیشتر از این پیکر آقا روی زمین بماند.
نمیشود سه چهار روز زیر تیغ افتاب آن بالا باشد و ما برای دل خودمان با آرامش بیشتری برویم برای وداع.
یک حسین داشتیم که پیکرش روی زمین رها ماند و غصهی آفتاب گرم عراق جگرمان را سوزاند.
دیگر بس است.
مگر آن شیشه یخچالی چقدر خنککنندگی دارد زیر گرمای چهل درجه و آفتاب مستقیم؟
هر بار تصویر تابوتها را در روز دیدم دلم میخواست بروم آن بالا و چادرم را بکشم روی پیکرش. دلم میخواست سایه شوم برای خودش و خانوادهاش ولی شدنی نبود. و به جایش از خجالت آب شدم...
خیالترادرآغوش...
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آرام_جانم_میرود⁶ / این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده
مترو تهران، مسافران عزیزی را جابهجا میکرد که برای وداع با عزیزِ جانشان میرفتند.
حتی شعارهای مردم هم گریهدار بود و با بغض فریاد میزدیم.
شعارهایی که میدادیم را سالها از قاب تلویزیون میدیدم که در حسینیه امام خمینی مردم وقت ورود آقا، بین صحبتهای آقا و موقع رفتن آقا آنها را تکرار میکردند.
حالا نه آقا هست و نه آن حسینیه...
اما میدانم اگر جسمش از میان ما رفته سیره و مکتب او همچنان باقیست.
امروز مردم درس _أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ_ را خوب از پدر امت یادگرفتند. و اصلا شاید جمع شدن ما گرد پیکرش مفهوم همین آیه را میرساند.
ما این درس را از رهبری که مهربانیش برای مردم بود
و گره ابروانش برای دشمن آموختیم...
خیالترادرآغوش...
#آرام_جانم_میرود⁷ / الهی روز خوش نبینن
جایی از مسیر برای ثبت صداهای محیط دکمه ضبط را زدم. یادم نمیآید چه شد که دکمه قطع ضبط را نزدم و موقع برگشت با یک صوت نزدیک دو ساعته مواجه شدم.
حتی صدای هق هق گریهها را هم موبایلم ضبط کرده بود.
دقیقه ۴۰ صوت دیگر وارد مصلی شده بودم و زنی پشت سرم با گریه به آقا میگفت:
_ایشالا دیگه نتونن نفس بکشن هر کس تورو کشت، هر کس تورو شهید کرد دیگه نتونه نفس بکشه...
الهی تو این دنیا روز خوش نبینه آقا...
خیالترادرآغوش...
#آرام_جانم_میرود⁸ / تو را به شهیدان میسپارم
سختترین نماز صبح عمرم را روی زمین برهنهی مصلی خواندم، جایی که فقط چند قدم با جسم بیجان آقا فاصله داشت.
نمیدانم چرا کلماتم را پیدا نمیکردم تا با او حرف بزنم. از لحظهای که چشمم افتاد به تابوت شوکه شده بودم و بغض در گلویم گیر کرده بود.
خودم را رساندم به آن حائلهای مشکی بتنی جایی که دیگر جلوتر از آن راهی به او نداشتم.
از لای بعضیهایشان تابوت پیدا بود
و آن نقطه نزدیکترین نقطه از من به عزیز جانم بود.
من به مصلی رسیده بودم.
به جایی که بزرگ مرد زندگیم داخل جعبهای مکعب مستطیل و مزین به پرچم ایران، همراه ۴ نفر از قشنگترین اعضای خانوادهاش مقابلم بود.
من عزیزم را زمستان از دست داده بودم و تابستان برای وداعاش آمده بودم.
و آن چند دقیقه سختترین لحظههای زندگیم بود.
چشمانی که آن تابوت را دید دیگر حالش خوب نمیشود. من در همان اندک زمانی که داشتم باید خوب قَسَمَت میدادم که مرا شفاعت کنی و دخترت را فراموش نکنی.
میدانم که خدا از داغ بزرگ تو هم بزرگتر است.
پس تو را به شهیدان، به حاج قاسم، به سید حسن میسپارم و برمیگردم.
برمیگردم و همهی وجودم را آنجا، پشت دیوارهای بتنی میگذارم...
خیالترادرآغوش...
#آرام_جانم_میرود⁹ / واژههای دلتنگ
مردم با چشمانی خیس از اشک میآمدند نزدیک ترین مکان به پیکر آقا و روی حائلهای سیاه بتنی برای آقا مینوشتند.
و فصل مشترک همهی آن جملات دلتنگی بود...
.بچههام رو حلال کن
.قربونت برم
.فی امان الله
.تو مهم بود بمانی که نماندی رفتی...
.برای آخرین بار اومدم پیشت
خیالترادرآغوش...
#آرام_جانم_میرود پایان/ دلم قبول نمیکنه...
خسته شده بود
از بیخوابی
از پیادهروی زیاد
از گرما
از دل درد
از جمعیت و شلوغی
به مامانش با گریه میگفت دارم از بیخوابی میمیرم.
آخر شب آمده بودند برای اولین و آخرین دیدار با رهبر شهید و تا صبح چشم رو هم نگذاشته بود.
حال و روز بچهها آنجا دیدنی بود. شاید هیچ کدام توان هضم اینکه آقای مهربان ما میان آن جعبه چوبی آرام گرفته را نداشتند. خود ما آدم بزرگها هم ۴ ماه است نمیخواهیم قبول کنیم رفتن آقا را.
موقع خروج از مصلی مداح حرف دل ما را میگفت:
میخوام شهید صدات کنم دلم قبول نمیکنه
بین کفن نگات کنم دلم قبول نمیکنه...
خیالترادرآغوش...
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم قم و آنهایی که خودشان را به قم رساندند برای بدرقه و وداع با رهبر شهید به سمت جمکران میروند.
نماز بر پیکر آقا را بعد از نماز صبح خواهند خواند.
اما آنقدر مردم دلتنگ آقا هستند که از الان راهی جمکران شدند.
آقا کاش بعد مدتها که میآیی قم، آن هم خانوادگی، روی دست محافظان و عاشقانت نبودی. روی پاهای خودت میآمدی، بدون عصا😭
پ.ن: مسیر حرم تا جمکران؛ حوالی ساعت ۱۱ شب
خیالترادرآغوش...