بیا به مصرع بعدی که شرح حال من است:
خیال من شده اویی که بیخیال من است
خجالتم که بگویم به عقلِ دوراندیش
کسی که «باورِ» من بوده «احتمال» من است...
به سایهسار بلوطم همیشه میخوابید
همان که کلبهٔ او گرم از ذغال من است
تمام قدرت او در «نه» صریحش بود
تمام مشکل من از زبان لال من است
چه پاسخی بدهم در جواب اینکه کجاست؟
که این سؤال شما نیست؛ این سؤال من است...
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
یک سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس است... خاتون دل و دماغ ندارم، همین بس است... یک روز زخم خوردم و یک
آوارگیها
قد صرفنا العُمرَ في بحث العلوم لم یُفِدنا بحثُنا غیر الهموم کلّ عمر ضاع في غیر الحبیب لم یکن فيه سو
آوارگیها
قد صرفنا العُمرَ في بحث العلوم لم یُفِدنا بحثُنا غیر الهموم کلّ عمر ضاع في غیر الحبیب لم یکن فيه سو
به متن تصویر که به خط صدر المتالهین نوشته شده، دقت نکرده بودم:
از آنچه گفتیم ثابت شد که باری تعالی معشوق نخستین است و تمام موجودات به سوی او شوق دارند و او را میجویند؛ زیرا وجود و قوامشان، بقا و دوامشان، و تمامیت و کمال آنها به اوست، که او وجود محض است و همه این اوصاف به او اختصاص دارد.
#نغز
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•