آوارگیها
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال به
آوارگیها
شبم به فکر که شاید تو را به خواب ببینم زهی تصور باطل! که بیتو خواب ندارم... 🌱قصاب کاشانی #شعر •✾•
هدایت شده از آوارگیها
از آغاز روز، همان وقتی که میلی به ترک بستر نداری، در این فکر باش که «من برای کاری انسانی از خواب برمیخیزم.»
اگر قرار است کاری را انجام دهم که به خاطرش به دنیا آمدهام، دیگر چه جای گله و شکایت است؟
آیا هدف از خلقت من این است که اینجا زیر ملافهها دراز بکشم و خود را گرم نگهدارم؟
شاید بگوییم: «ولی این کار بسیار خوشایند است!»
مگر تو فقط برای کسب لذت به دنیا آمدهای؟
مگر تو را برای کار و کوشش نیافریدهاند؟
به گیاهان، گنجشکها، مورچهها، عنکبوتها و زنبورهای عسل نگاه کن، همگی به کار خود مشغولاند و به سهم خویش در حفظ نظم و انسجام جهان مشارکت دارند.
آیا بهجای اینکه گوش به فرمان خداوند باشی، میخواهی از ادای وظیفهی خود امتناع کنی؟
باز شاید بگویید: «ولی آخر انسان به استراحت هم احتیاج دارد.»
قبول دارم، ولی همانطور که طبیعت برای خوردن و آشامیدن حدودی تعیین کرده، استراحت نیز حدی دارد و تو از این حدود تجاوز میکنی و به مقدار لازم اکتفا نمیکنی.
درحالیکه از آنسو، پای کار و کوشش در میان است و تو به اندازهای لازم فعالیت نمیکنی.
🌱مارکوس اورلیوس، تأملات
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
ما را شکستگی به نهایت رسیده است... چندان شکستهایم که نتوان دگر شکست! 🌱کاظمای تبریزی #شعر •✾•❀﴾@aa