آوارگیها
جان میدهم به شوق وصال تو...
آوارگیها
کم است حوصله و رنج و درد بسیار است؛ به هرکه مینِگَرم، چون خودم گرفتار است! 🌱حسین دهلوی #شعر •✾•❀
اگر قرار باشد در این دنیا، یک نفر لیاقت صحبت کردن با دیگری را نداشته باشد،
آن فرد توئی که لیاقت صحبت کردن با خدا را نداری...
ولی میدانی...
با این حال خدا تو را دعوت کرده که صدایش کنی، چشم بر روی تمام غفلتها و گناهان و ناشکریهایت بسته است و ندا داده: «ادعونی استجب لکم»...
از طرفی دیگر،
اگر در این دنیا کسی بیشترین نیاز را به دیگری داشته باشد، آن فرد توئی که به خدایت نه بیش از همه، بلکه تنها به او نیازمندی...
ولی میدانی...
با این حال تو آنقدر درگیری که حتی فرصت نداری خالقت را صدا بزنی...
از آخرین باری که قرار بود فکری به حالِ خودت کنی چقدر گذشته؟ این غفلت جایی متوقف خواهد شد؟
#إلهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
کسی که مولوی را قدری بشناسد،
حافظ را قدری بخواند،
خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند و تکبیتهای ناب صائب را دوست بدارد،
چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوفانگیزِ کاشیکاریهای اصفهان و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد،
چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
شاید سخت،
شاید دردمندانه،
شاید در فشار؛
اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد.
🌱چهل نامه کوتاه به همسرم، نادر ابراهیمی
#برش
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
تو که راهی شدی نمیدانی، معنی بیقرار یعنی چه...
غرق آرامشی نمیفهمی، لحظهی انفجار یعنی چه...
می روی سمت یک فراموشی، چمدانی گرفته ای در دست
شاعری بیقرار میفهمد، سوت تلخِ قطار یعنی چه...
دل من را زدی به دریاها، دل دریا ندیدهی ترسو
چشم دریاییات به من فهماند، آبیِ بیگدار یعنی چه...
آه! با میلههای موّاجی، چشمهای تو در محاصره است
مژههایت به من نشان دادند، آسمان در حصار یعنی چه...
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•