آوارگیها
چون عاقبتِ کار جهان، نیستی اَست... انگار که نیستی! چو هستی خوش باش... 🌱خیام نیشابوری #شعر #حکیما
هدایت شده از آوارگیها
خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت!
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟
که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت!
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
🌱جناب سعدی
#شعر
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
درین زندان، برای خود هوای دیگری دارم!
جهان، گو بی صفا شو، من صفای دیگری دارم!
اسیرانیم و با خوف و رجا درگیر، اما باز...
درین خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم!
درین شهرِ پر از جنجال و غوغایی، از آن شادم
که با خیل غمش خلوتسرای دیگری دارم!
پسندم مرغ حق را، لیک با حقگویی و عزلت
من اندر انزوای خود، نوای دیگری دارم!
شنیدم ماجرای هر کسی، نازم به عشق خود
که شیرینتر ز هر کس، ماجرای دیگری دارم!
اگر روزم پریشان شد، فدای تاری از زلفش
که هر شب با خیالش خوابهای دیگری دارم!
🌱اخوان ثالث
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•