آوارگیها
نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره
به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست....
همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست....
تو به من گفتی از این عشق حذر کن، آری
و تو گفتی که ره عشق تو سخت است، که نیست...
مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفس های کسی هست که نیست...
"فریدون مشیری"
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•