eitaa logo
💔 ابا عبد الله الحسین 《علیه السلام》 💔
1.9هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
6.1هزار ویدیو
14 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم هدف اصلی ایجاد این کانال انتشار معارف دینی و عشق و علاقه به امام حسین و اهل بیت علیهم السلام است. شما هم ما را در این مسیر یاری کنید. ❌ کپی کردن مطالب کانال، مانعی ندارد. ارتباط با ادمین: @Smsajjady
مشاهده در ایتا
دانلود
34.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابوبکر از پیغمبر صلوات الله علیه هم بالاتر بود! این آخونده چی میگه؟؟🙄🤐😳 چرا جلوی اینها رو نمیگیرن؟! حتما ببینید و به دست همه برسونید شاید جلوی ایشون رو گرفتن! ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
🔹حدیث : تواضع با برادران دینی امام هادی علیه السلام: مَن تَواضَعَ فِِی الدُّنیا لِاخوانِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ مِنَ الصِّدّیقینَ وَ مِن شیعَةِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طالبٍ علیه السلام حَقّاً کسی که در معاشرت با برادران دینی خود تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام خواهد بود. احتجاج، ج ۱، ص ۴۶۰ ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸این جوانمرد، همیشه با و‌ضو بود. ✍️می گفتند : عبدالحسین، چه خبر از وضع کسب و کار؟ می گفت: الحمدلله، ما از خدا راضی هستیم، او از ما راضی باشه......!! هیچکس دو کفه ترازوی عبدالحسین را مساوی ندیده بود، سمت گوشت مشتری همیشه سنگین تر بود. 🔹اگر مشتری مبلغ کمی گوشت میخواست، عبدالحسین دریغ نمی کرد. می گفت: «برای هر مقدار پول، سنگ ترازو هست.» وقتی که میشناخت که مشتری فقیر است، نمی گذاشت بجز سلام و احوالپرسی چیزی بگوید. مقداری گوشت می پیچید توی کاغذ و می داد دستش.‌ 🔸کسی که وضع مادی خوبی نداشت یا حدس می زد که نیازمند باشد یا عائله زیادی داشت، را دو برابر پول مشتری، گوشت می داد. گاهی برای این که بقیه مشتری ها متوجه نشوند، وانمود می کرد که پول گرفته است. 🔹گاهی هم پول را می گرفت و کنار گوشت، توی روزنامه، دوباره بر میگرداند به مشتری. 🔸گاهی هم پول را میگرفت و دستش را می برد سمت دخل و دوباره همان پول را می داد دست مشتری و می گفت: «بفرما ما بقی پولت.» عزت نفس مشتری نیازمند را نمی شکست.....!! 🔹این جوانمرد با مرام، چهل و سه بهار از عمرش را گذراند و در نهایت در یکی از عملیات های دفاع مقدس با 12 گلوله به شهادت رسید. 🌹 همان‌ جوانمرد_قصاب‌ است! ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
💢 سیره و شخصیت امام هادی (ع) 🔹 گذشت 🔸 برَیحه عباسی ، که از سوی خلیفه به امامت جماعت مکه و مدینه منصوب شده بود، از امام هادی علیه السلام نزد متوکل، بدگویی کرد و برایش نوشت: اگر نیاز به مکه و مدینه داری، علی بن محمد را از این دو شهر بیرون کن؛ زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کرده اند . 🔸 بر اثر بدگویی های پی در پی بریحه، متوکل، امام هادی علیه السلام را از مدینه به سامرا تبعید کرد. 🔸 در مسیر انتقال حضرت به سامرا، بریحه نیز ایشان را همراهی کرد و با گستاخی تمام، به امام هادی گفت: تو خود می دانی که عامل تبعید تو من بودم، اکنون اگر نزد متوکل از من شکایت کنی، به اموالت در مدینه آسیب رسانده و دوست دارانت را می کشم... . 🔸امام هادی نگاهی به او کرد و فرمود: نزدیک ترین راه برای شکایت از تو این بود که شب گذشته شکایتت را نزد خدا بردم و چنین شکایتی را نزد غیر او از بندگانش نخواهم برد . 🔸 بریحه با شنیدن این سخن به وحشت افتاد و با التماس و زاری، از امام هادی تقاضای بخشش کرد. امام علیه السلام با وجود رنج هایی که به سبب بدگویی های او متحمل می شد، از او گذشتند و وی را بخشیدند. ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💢 میلاد امام هادی علیه السلام ماه شهر سامرایی تو آیینه ی خدایی عشق حضرت جواد نوه ی امام رضایی ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
♨️ علم امام هادی(ع) به زبان و گویش های مختلف 🔹 یکی از زبان هایی که امام هادی علیه السلام با آن صحبت کردند، زبان زیبا و شیوای فارسی است: 🔺 روزی علی بن مهزیار به همراه غلام خود که نامش مسرور بود به ملاقات امام هادی علیه السلام رفتند. امام به علی بن مهزیار فرمودند: مسرور را به نزد من بفرست تا با او سخن بگویم. وقتی مسرور وارد اتاق شد، امام به او فرمودند: درب را ببند، درب را ببند و در این ملاقات امام با او که یک ایرانی بود به فارسی سخن گفتند . 📚 بصائر الدرجات، ج1، ص337. 🔺 جهت مطالعه بیشتر و مشاهده منابع، کلیک کنید. 🌐 https://btid.org/fa/news/198852 ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ امام على عليه السلام: 🍃 الصَّبرُ عَونٌ على كُلِّ أمرٍ 🍃 صبر، ياور در هر كارى است 📕 ميزان الحكمه، جلد6، صفحه 146 ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
message-1719031546-39.mp3
1.22M
🌺 میلاد امام هادی(ع) 💐لحن تو مثل لحن قرآن است 💐ای قدیمی ترین نثار خدا 🎙حاج حسین حقی ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝
💢 کرامات امام هادی 🔹روزی متوكل تصمیم گرفت قدرت ارتش خود را به امام هادی علیه السلام نشان دهد و به اصطلاح خودش زهر چشم از آن حضرت بگیرد و در نتیجه آن حضرت بترسد و در مقابل متوكل به مبارزه بر نخیزد. 🔹 از این رو دستور داد نود هزار از افراد ترك ارتش خود را كه در سامرا بودند هر كدام توبره علف خوری اسب خود را پر از خاك كرده و در نقطه معین شده بریزند. 🔹 همه افسران و سربازان به انجام این فرمان همت كردند، در نتیجه تل عظیمی از خاك مانند یك كوه بزرگ در بیابان بوجود آمد كه آن را تل مخالی (تل توبره ها) نامیدند. 🔹 سپس متوكل با كمال غرور دستور داد امام هادی علیه السلام را احضار كردند تا او آن تل عظیم را از نزدیك ببیند، حضرت هادی علیه السلام حاضر شد و همراه متوكل تا بالای آن تل رفتند، ارتشیان در اطراف آن تل كوه پیكر، رژه می رفتند و با همه امكانات پیشرفته ای كه به همراه داشتند، خود را آشكار نمودند. 🔹 در این هنگام كه متوكل ، اوج قدرت خود را می خواست به رخ حضرت بكشد، سری تكان داد و به امام گفت: آیا لشكرم را می بینی؟! 🔹حضرت فرمود: آیا من هم لشكر خود را به صحنه بیاورم؟ 🔹متوكل گفت: مانعی ندارد. 🔹امام هادی دعایی خواند، ناگاه متوكل دید زمین و آسمان پر از فرشتگان غرق در اسلحه شده است و خود و لشكر خود را در برابر آن بسیار ناچیز یافت، همان دم تعادل خود را از دست داد و بیهوش به زمین افتاد... ╔═~^-^~═🥀🖤ೋೋ @abaabdellahelhosein ೋೋ═~💔🕊^-^~═╝