أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
—
ز بس سامانِ جوهر کرده تیغش از شراب ناب
لحد را گر شکافی عبدود در کف سبو دارد
مجازی
هرچقدر بد بود
هرچقدر اذیتم کرد
هرچقدر از زندگی دورم کرد
ولی با یه چیز همه رو شست و برد
اونم رفاقت با عبداله بود
میدونید اهل حرف زدنم
میتونم بشینم ساعت ها راجب رفاقت و رفیق صحبت کنم