مجازی
هرچقدر بد بود
هرچقدر اذیتم کرد
هرچقدر از زندگی دورم کرد
ولی با یه چیز همه رو شست و برد
اونم رفاقت با عبداله بود
میدونید اهل حرف زدنم
میتونم بشینم ساعت ها راجب رفاقت و رفیق صحبت کنم
منِ آدمیزاد از این دنیا قرار نیست هیچ سهمی ببرم
حتی این بدنی که الان همراه منه و کلی خرجش میکنم
تهش قراره تحویلش بدم به خاک و برم
برا همین همیشه سعی داشتم به چیزی دل نبندم
حتی پول
راجب پول عقیده دارم
اگر پولی دسته ماست، خدا گذاشته تو دستمون که اگر کاری داشت به واسطه ما انجام بشه
برا همین هیچوقت توی خرج کردن و قرض دادن و هدیه دادن و صدقه دادن و هرچیزی که از موجودی حسابم کم کنه زیاد دقت نکردم و خساست نکردم
رفقامم میدونن هرکس ازم پول بخواد اگر داشته باشم نه نمیگم
امروز یه اتفاقی افتاد
گفتم این حرفا رو بهتون بزنم شاید به درد کسی خورد
امروز عصر یکی از رفقا زنگ زد
گفت داریم یه حرکتی میزنیم
برای فلان کار یه مبلغی کم داریم
دارم زنگ میزنم هرکس میخواد کمک کنه بدونه
گفت چقدر میتونی کمک کنی
موجودی رو نگاه کردم گفتم ۵۰۰
گفت خب یه وقت خودت کم نیاری
گفتم نه پول میرسه
و به یک ساعت نکشیده دقیقا همون مبلغ رسید...
آخه مادرتون درست
مگه هیئت امام حسین نونتونو بریده بود که هیئتو آتیش میزنید