Karimi-Shab 10 Moharam1397-002.mp3
1.45M
●عالم همه در طواف عشق است●
● بانوای: #حاج_محمود_کریمی
#زمینه
#شب_عاشورا
Karimi-Shab 10 Moharam1397-003.mp3
6.18M
●تبر همه شاخه و برگ تو چیده●
● بانوای: #حاج_محمود_کریمی
#زمینه
#شب_عاشورا
2016092215051013885.mp3
3.97M
علمدارمن
پاشوداداش ببین که زینبم مضطره😭
پاشونگن حسین غریب وبی یاوره😭
پاشوکه لحظه اسارت خواهره😭
🌹 @abalfazleeaam 🌹
هدایت شده از تبلیغات اسلامی رفسنجان
شب عاشورا نگرانی زینب(س) نسبت به عدم وفای یاران امام حسین(ع) و تنها گذاشتن حضرت به اوج رسیده بود. امام حسین(ع) که نگرانی ایشان را متوجه شده بودند، وارد خیمه زینب(س) شدند. نافع بن هلال در مقابل خیمه در انتظار امام ایستاد، شنید زینب به برادر میگوید: آیا اصحاب خود را امتحان کردهای؟ من ترس آن دارم که هنگام خطر تو را تنها بگذارند. امام فرمود: «سوگند به خدا آنها را آزمودم دیدم همه آماده و استوار هستند و مانند اشتیاق کودک به پستان مادرش، اشتیاق به مرگ دارند».
نافع میگوید وقتی که این سخن را از زینب علیهاالسلام شنیدم، گریه کردم و نزد حبیب بن مظاهر آمدم و آنچه را شنیده بودم به او گفتم. حبیب گفت: «سوگند به خدا اگر انتظار فرمان امام نبود هم اکنون با شمشیر به سوی دشمن حمله میکردم.» حبیب، اصحاب را جمع کرد و سخن نافع را به آنها گفت. همه گفتند: اگر انتظار فرمان امام نبود، هم اکنون به دشمن حمله میکردیم، چشمت روشن و خاطرت آرام باشد که ما استوار هستیم. حبیب برای آنها دعا کرد و با هم کنار خیام بانوان آمدند و صدا زدند «ای گروه بانوان و حرمهای رسول خدا(ص) این شمشیرهای جوانمردان شماست که سوگند یاد کردهاند در غلاف نکنند مگر اینکه گردن دشمنان را بزنند و این نیزههای جوانان شماست که قسم خورده اند به زمین نیفکنند مگر اینکه به سینههای دشمن فرو کنند». از این رو زینب(س) آرام گرفت.
(مقتل الحسین مقرم ص 262 - 263)
@sm_naghibpour