eitaa logo
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
1.3هزار دنبال‌کننده
15.1هزار عکس
4.9هزار ویدیو
184 فایل
اَلسّلامُ عَلیک یاأبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ یابْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ 🌺اینستاگرام https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=je9syv0r6w83 ارتباط باادمین👇تبادل @yadeshbekheyrkarbala
مشاهده در ایتا
دانلود
11.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 #کلیپ #شهدا بسیار با کیفیت و زیبا 👌پیشنهاد ویژه حتما ببینید 🌹 #شهیدمحمدحسین_بشیری 😊✋ استفاده با لوگوی خودتون آزاده ☝️به شرط هدیه #صلوات به شهید امید اکبری اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّدوَعَجِّل‌فَرَجَهُــم ❣تقدیم به خانواده شهدا...
مَرحبا زِیْنَبْ که طوفان کرده است آنچه زهراء گفته بود آن کرده است او به بحر العشق نوحِ کربلاست عِشقِ او فَتحُ الفتوحِ کربلاست خلق را زِیْنَبْ شناسی نیست نیست فاطمة داند که زِیْنَبْ کیست کیست
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
📜 شانزدهم صفر 📜 🔘 🔰بوی عِطر تربت پاک حسین، لذتی دارد نگفتنی••• 🔰در کنار تربت حسین، دست بر قبر او ساییدم••• •••روز عاشور را بارِ دِگر مرور کردم••• 🔹قطعه سنگی بر سطح زمین خودنمایی کرد🔹 🔺دست بردم و سنگ را برداشتم، از زمین خون جوشید🔻 🔸از دل خون حسین، نور تابید و زمین را پویید🔸 🔰بارها دیده بودم از دل خون حسین نور می تابد، اما باز، سرگشته و حیران و در اندیشه شدم••• •••از بس که می گفتند محمّد و اهل بیت او، بَشر اند، بشری مثل ما••• 🔵از یاد بُرده بودم این بشرهای نازنین، این آسمانیانِ روی زمین، اصل وجودشان از نور است••• 💠"اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ یَکادُ زَیْتُها یُضیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ یَهْدِی اللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللّهُ اْلأَمْثالَ لِلنّاسِ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ."💠 🔰"خدا نور آسمانها و زمین است. مَثَل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی، و آن چراغ در شیشهای» «است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خُجستۀ زیتونی که نه شرقی است و نه غربی،افروخته میشود. نزدیک است که روغنش ـ هر چند بدان آتشی نرسیده باشد ـ روشنی بخشد.روشنی بر روی روشنی است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت میکند،و این مَثَلها را خدا برای مردم میزند و خدا به هر چیزی داناست."🔰 🔶نور حسین کربلا را پویید و در زمین چرخید••• ✔️ ادامه دارد • • • ● ۴ روز تا
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
📜 شانزدهم صفر 📜 🔘 🔰چشم گرداندم در زمین، زمین تاریک بود همچو شب، و مردمانِ تاریک و خموش، زمین را شهر به شهر، شهرها را کوچه به کوچه، کوچه ها را خانه به خانه، به جستجو، در پی نور می گشتند••• ⚫️زمین ظلمتکده بود، شهرها خلوت، خانه ها خالی••• 🔸و نور حسین در زمین می چرخید در پی طالبان نور🔸 •••هرکسی خواهان بود، هرکسی نور طلب می کرد••• ○نور روشنی بخش حسین، پُر فروغ اش می کرد••• ○شور و امیداش می بخشید••• ○زندگی را برای او معنا می کرد، حیات اش می بخشید••• ○زندگی را با طعم دِگری می فهمید••• •••تا زمانی که نور طلب می کرد••• 🔹حُب حسین، راه حسین، نور حسین با او بود🔹 🔴در ظلمتکدۀ دنیا، در شهرهای خلوت و خانه های خالی••• 🔺نور حسین خانه ای گِلین را نشان می داد🔻 •••پُر امید، پُر نور، بی نظیر و بی همتا••• 🔶خانۀ پنج تن آل کسا، خانۀ اهل بیت مصطفی، خانۀ رُخصت دادۀ خدا🔶 💠"فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ اْلآصالِ"💠 🔰"در خانه‌هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود.در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش میکنند."🔰 ✨اهل این خانه همه از نور بودند، نور علی نور بودند••• ♡مادر مهربانِ این خانه♡ 🔰هم برای پدر مادر بود، هم برای شوهر، هم برای طفلان، هم برای اُمّت••• 🔹افسوس، افسوس و صد افسوس که قدرش نشناختند و زود از میان اُمّت رفت🔹 ♡مادر مهربان، طالبان نور را نصرت می کرد••• ♡مادر مهربان، مادران را هم مادری می کرد••• ● ۴ روز تا
Shab16Safar1397[02].mp3
5.02M
●کنار قدم های جابر... + روایت زیارت جابر بن عبدالله انصاری در اربعین● ● بانوای: #حاج_میثم_مطیعی #شانزدهم_صفر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Banifatemeh-Zohr 16 Safar1397-001.mp3
1.53M
●می باره بارون روی سر مجنون● ● بانوای: #حاج_سید_مجید_بنی_فاطمه #شعرخوانی #شانزدهم_صفر
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
●می باره بارون روی سر مجنون● ● بانوای: #حاج_سید_مجید_بنی_فاطمه #شعرخوانی #شانزدهم_صفر
چه لذتی داره توراه کربلازیربارون ماکه خیلی لذت بردیم ان شاالله تک تک شماهم مشرف بشین زیرباروون
📜 هفدهم صفر 📜 🔘 #بخش_اول 🔰در کنار فرات دو تن را دیدم، یکی پیرمردی تکیده و نابینا با محاسنی سپید، دیگری جوانی رشید••• 🔹خواستم به نزدشان روم و با آنان هم سخن شوم🔹 ~ ابتدا با خود گفتم: "شاید از مخالفین باشند،" 🔹اما طاقت نیاوردم، عاقبت سوی شان رفتم🔹 •••هر دو را می شناختم••• ✔️پیرمرد، از اصحاب نبی بود و یار علی، در هجده غزوه همراه نبی بود و راوی سنت او، و در صفین در خدمت علی••• ✔️و مرد جوان، از اصحاب علی••• 🔺نام پیرمرد، جابر بن عبدالله انصاری، و مرد جوان عطیّۀ عوفی🔻 ~ با خود گفتم: "نزدیک نرو، دور بایست،" "ببین که این تربیت یافتۀ آل نبی، در زیارتِ حسین چه می کند." •••جابر تن به آب زد و غُسلی کرد••• 🔰و سپس مُحرِم شد، همچو حاجیان که به شوق طواف کعبه به مکه می روند، همیان گشود و خود را به بوی خوش معطر کرد، ذکر گویان به راه افتاد••• 🔺حمد کرد خدا را و ثنا گفت او را، تا به قبر سالار شهیدان رسید.🔻 •••لحظه ای ایستاد، نفسی تازه کرد••• 🔹نابینا بود، اما تو گویی می دانست قبر حسین در این نزدیکی است.🔹 + به عطیّه گفت: "دست مرا بگیر و بگذار روی قبر." 🔸عطیّه دستش را روی قبر گذاشت، جابر صیحه ای زد و از هوش رفت🔸 🔺عطیّه ترسید، دست و پایش را گم کرد🔻 •••آب مَشک را بر او پاشید••• 🔴جابر به هوش آمد••• + پیاپی گفت: "یاحسین! یاحسین! یاحسین!" ○لحظه ای ساکت ماند○ •••سکوت بود و سکوت••• •••صدایی نشنید••• ✔️ ادامه دارد • • • ● ۳ روز تا #اربعین ● #روایت_کاروان_عشق #روزشمار_محرم #مجتبی_فرآورده