eitaa logo
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
1.3هزار دنبال‌کننده
15.1هزار عکس
4.9هزار ویدیو
184 فایل
اَلسّلامُ عَلیک یاأبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ یابْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ 🌺اینستاگرام https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=je9syv0r6w83 ارتباط باادمین👇تبادل @yadeshbekheyrkarbala
مشاهده در ایتا
دانلود
اصغر عاشورے: افسوس که سردار سلیمانے رفت😭 سردار سپاه قدس ایرانے رفت😭 دشمن به خیال خویش آسوده شده! غافل که به جنڱ صد سلیمانے رفت ساعت بہ وقت حاج قاسم ۱:۲۰ 4مهر99════════════ 🔘حرم مطهر اباالفضل قمی ها امامزاده سیدعلی علیه السلام_قم🦋 ••✾ @shahseyedaliQOM✾•• •┈┈••••✾✾•••┈┈•
فٰاطِمہ "ایواݩ" ڪربلا با اَشڪ تو را میزند صدا اے ڪشتہ‌ے فتاده بہ‌ هامون مݩ بر تو نبوده مگر غیر بوریا؟ @abalfazleeaam
🖤 نام دو مکان در کربلاست که گفته می‌شود دست‌های (ع) برادر (ع) روز عاشورا در این مکا‌ن‌ها از تن جدا شد و به زمین افتاد این دو مقام که به مقام دست راست و مقام دست چپ حضرت عباس معروفند، در قسمت شمال شرقی و جنوب شرقی بیرونِ حرم حضرت عباس(ع) و در ورودی دو کوچه بازار مانند قرار دارند در این دو مکان نمادهایی درست شده و زائران آنجا را زیارت می‌کنند مقام دست راست در اواسط قرن سیزدهم هجری قمری بر روی بقایای نهری که به نهر مقبره العباس (از بقایای نهر علقمه) مشهور بود ساخته شد و مقام دست چپ در سال ۱۳۲۷ق توسط شخصی که در این باره خواب دیده بود بنا شد. وی دیوار خانه خود را شکافت و این مقام را در آن بنا کرد مقام دست راست ابوالفضل(ع) پنجره‌ای برنزی است که در دیوار خانه‌ای در کوچه الصخنی نزدیک باب العلقمی قرار دارد و بر روی دیوار نقاشی دو ساعد بریده شده است که زیرآنها نوشته شده: «در این محل دست ابوالفضل(ع) قطع شده است» مقام دست چپ عباس بن علی(ع) نیز پنجره‌ای برنزی با حاشیه آیینه‌کاری شده است و بر روی آن ادعیه و اشعاری به زبان عربی نوشته شده که این اشعار متعلق به شاعر کربلایی شیخ محمد سراج است .آن گونه که مورخان تاریخ کربلا بیان کرده‌اند، این دو مقام قطعیت ندارند و به احتمال قوی، نمادین‌اند 🖤برخی از منابع: 🖤دانشنامه ویکی شیعه 🖤علوی،راهنمای مصور سفر زیارتی عراق 🖤آل طعمه، تراث کربلاء @abalfazleeaam
گرقلبِ‌جهان♥  پُر‌شودازعشقِ‌مجازے🍃 این‌سینھ‌بے‌ڪینه"🌸" فقط‌جاےِمهدےاست😍✨ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @abalfazleeaam
🖤 در کتاب بحر الغرائب ، جلد ۲، قریب به این مضامین مى نویسد: حارث که یکى از لشگریان یزید بود گفت : یزید دستور داد سه روز اهل بیت علیه السلام را در دم دروازه شام نگاه بدارند تا چراغانى شهر شام کامل شود. حارث مى گوید: شب اول من به شکل خواب بودم ، دیدم دخترى کوچک بلند و نگاهى کرد. دید لشگر از خستگى راه خوابیده اند و کسى بیدار نیست ، اما فورا از ترسش بازنشست و باز بلند شد و چند قدم آمد به طرف سر امام حسین علیه السلام که بر درختى که نزدیک خرابه دم دروازه شام آویزان بود. آرى ، به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس ‍ برگشت ، تا چند مرتبه . آخر الامر زیر درخت ایستادوبه سرمقدس امام حسین علیه السلام پایین آمدودرمقابل نازدانه قرارگرفت ورقیه سلام الله علیها گفت : السلام علیک یا ابتاه و امصیبتاه بعد فراقک و اغربتاه بعد شهادتک بعد دیدم سر مقدس با زبان فصیح فرمود: اى دختر من ، مصیبت تو و رجز و تازیانه و روى خار مغیلان دویدن تو تمام شد، و اسیریت به پایان رسید. اى نور دیده ، چند شب دیگر به نزد ما خواهى آمد . حارث مى گوید: من خانه ام نزدیک خرابه شام بود، از اینکه حضرت به او فرموده بود نزد ما خواهى آمد منتظر بودم کى ازدنیامیرود،تایک شبى شنیدم صداى ناله وفریادازمیان خرابه بلنداست،پرسیدم چه خبراست؟گفتند:حضرت رقیه علیها السلام ازدنیا رفته است . (نقل از کتاب حضرت رقیه ص ۲۶) نیز حجت الاسلام صدر الدین قزوینى در جلد دوم کتاب شریف ثمرات الحیوه ، به سند خود آورده است حضرت رقیه علیه السلام لب خود را بر لب پدرش امام حسین علیه السلام نهاد و آن حضرت فرمود: الى ، الى ، هلمى فانا لک بالانتظار. یعنى اى نور دیده بیا بیا به سوى من ، که من چشم به راه تو مى باشم ، و در اینجا بود که دیدند حضرت رقیه علیها السلام از دنیا رفت . (سخن گفتن امام حسین علیه السلام درمحل ص ۵۹-۱۲۰) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @abalfazleeaam
با ذره تربتے ز غبارهاے چادرت از گوشہِ خرابه مرا ڪربلا بده ...!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
چی میشه یابن فاطمه یه گوشه چشم به ماکنی قلب منوجلابدی راهی کربلاکنی بایدکه مثل همیشه منوتحملم کنی خدانیاره اون روزروبخوای منوولم کنی😔
یا رب نصیب هیچ غریب دگر مکن داغی که گیسوان حسن را سپید کرد