eitaa logo
ابرفقه
1.4هزار دنبال‌کننده
564 عکس
633 ویدیو
20 فایل
امیرالمؤمنین (ع): العقولُ أئمةُ الأفکار والأفکار أئمة القلوب والقلوب أئمة الحواسّ والحواسّ أئمة الأعضاء. کراجکی، کنز، ۱: ۲۰۰ کتاب ابرفقه: https://24on.ir/g/21 گروه ابرفقه https://eitaa.com/joinchat/1426391062Cab11ed33e8
مشاهده در ایتا
دانلود
📚بررسی فقهی ادعاهای استاد مهدی طائب درباره آتشبس پس از شنیدن یا خواندن این نقد موشکافانه فقهی درباره ادعاهای حجت‌الاسلام استاد مهدی طائب، دیدگاه شما هم درباره اندازه سواد ایشان تراز خواهد شد و هم درباره رویکردهای سیاسی و امنیتی ایشان. شوربختانه ایشان سخنان بسیار نگران‌کننده‌ای در این شرایط به زبان آورده است که امیدوارم بتوانند خودشان را «تائب» بازیابی کنند. ◽️وانمایی ادبیات تراز فقهی در این نقد
🔺پیمان رهبر و حجت خدا با ما در برابر خطر سامری این پیمان‌نامه را برافرازیم که همه ببینند؛ این برترین شعار ما است. بگذاریم در شناسه حساب‌مان که چشم امام زمان عج روشن بشود. 🔥سامری امت موسی «لا مِساس» بود و سامری امت حضرت محمد، «لا قِتال» است: ✍🏽 پیام امام سید مجتبی خامنه‌ای: «چهل شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده؛ اما این‌بار برخلاف آنچه در عصر کلیم‌الله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوساله‌اش ایستادگی کرده و همچون گدازه‌های آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.» ۱۴۰۵/۰۱/۲۰
ابرفقه
📚بررسی فقهی ادعاهای استاد مهدی طائب درباره آتشبس پس از شنیدن یا خواندن این نقد موشکافانه فقهی دربار
سلام به شما برخی گرامیان ادعا کردند که نقد کانال ابرفقه به حرف‌های طائب درباره آتشبس، ارزش فقهی ندارد؛ چون مثلاً صفت «گزافه» برای ادعاهای طائب آورده است و این کار سیاست‌زده کردن نقد و توهین است. ۱. در متون فقهی عین واژه جزاف هست. ۲. گزافه بودن وصف گفته است نه گوینده؛ که توهین به گوینده باشد. ۳. گزافه و بلکه ضد سخنان ولی‌امر و ضد عقل بودن ادعاهای طائب در متن نشان داده شده. ۴. ادبیات قرآن فقهی است یا جبهه گیری سیاسی (به معنای غیرفقهی بودن آن)؟ کمثل الحمار، کمثل الکلب. ۵. اتفاقا فقهی‌بودن یک سخن، هنگامی است که لیتفقهوا + لینذروا قومهم باشد و این متن با تنگ کردن عرصه منطقی و روانی بر ضد ادعاهای فاسد طائب مصداق دقیق انذار و بازدارندگی برای امثال این اقوال ضاله است. ۶. اگر تفقه، منهای انداز و بازدارندگی باشد، فقه عقیم و ابتر است. ۷. گزافه‌های طائب، هم غیرفقهی بود و هم رسانه‌ای بوده؛ یعنی نه بحث مطرح شده در چارچوب علمی بوده و نه در محیط علمی بوده و شوربختانه در زمانی بسیار حساس، به گونه فاسد و مفسد هم بوده است؛ ازینرو منتقد این گزافه‌ها، آنها را در یک کتاب فقهی نخوانده است که آن را کتابی نقد کند. ۸. فقه انذاریِ رسانه‌ای، ادبیات قرآن و امیرالمومنین و ... مبنا است. ما مبنا را قرآن و اهل‌بیت ع می‌دانیم؛ نه ادبیات سکولار مقالات علمی، با هنجارهای ادبیات تنزه‌طلبانه فرنگ. یا علی
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◽️سه نام از میان سه هزار نام؛ رشک‌آور و اشک‌آور
زمان: حجم: 2.5M
🎤 امامی با گویش میبدی بررسی گسترده جنگ و صلح با نقد نگاه فاسد برخی تئوریسن‌های گمراه در فقه آتشبس
هدایت شده از بیداری ملت
اگر تمام سیاسیون و دیپلمات‌ها جمع شوند تا پاسخ یکی از این پلاکاردها را بدهند، نمی‌توانند! انقدر استدلال مردم در مطالبات بر پایه فرمایشات امامان انقلاب اسلامی قوی‌ست که فقط باید شنید، فکر کرد و عبرت گرفت. شب ۷۰ قم 🔴به پویش بپیوندید👇 http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
📚بررسی فقهی برچسب اخباریگری به مردم ولایی درباره مذاکره ◾️شبهه در میان مردم به‌درستی جا افتاده که به سخنان رهبر استناد کنند و ادعای دیگران را با آن نقد کنند. در اینجا برخی می‌پندارند که «استناد به سخنان رهبر به‌ویژه درباره مذاکره با آمریکا»، «اخباریگری» است. ◾️اخباریگری آ. اگر اصلِ استناد به سخن رهبر را «اخباریگری» بدانند؛ چنانکه برخی اصولگرایان چنین باوری دارند؛ یعنی آنان خود را در قلمرو «حکم ولایی» مجتهد می‌دانند؛ چنانکه مهدی طائب این ادعای خطرناک را نشان داده است. ب. اگر بگویند تنها سخن رهبر حجت است؛ ولی در فهم سخن رهبر باید قیدهای درون سخن و نیز شرایط بیرونی سخن را به درستی شناخت، گفته درست است؛ به شرط آنکه در جای درست هم به کار برود؛ نه در بحث «مذاکره با آمریکا». ◾️لغزش برچسب اخباریگری درباره نقد مذاکره با آمریکا طائب ادعا کرده که نهی رهبر از مذاکره با آمریکا برای سالها پیش و شرایط دیگری بوده است. در این پندار، استناد به آن سخنان رهبر، اخباریگری است. رهبر شهید به تبع امام خمینی و به تبع فقه اسلام و عقل سلیم، از آغاز انقلاب، مخالف مذاکره با آمریکا بوده‌اند و حتی در ۱ مهر ۱۴۰۴ فرمود: «ممکن است در آینده مثلاً ۲۰ یا ۳۰ سال بعد، وضع دیگری ایجاد شود؛ اما در وضعیت کنونی، مذاکره با آمریکا، مطلقاً هیچ کمکی به منافع ملی نمی‌کند و هیچ ضرری را هم از کشور دفع نمی‌کند بلکه ضررهای بزرگ و بعضاً جبران‌ناپذیری در پی دارد.» ◾️بررسی تعارض مذاکره دولت اول احمدینژاد یا رئیسی با آمریکا، با مبنای ولایی نخست باید انجام این مذاکرات در منابعی که برای بحث فقهی حجت دارند، روشن شود؛ مانند تأیید رهبر شهید. ایشان در ۱/۱/۱۳۸۵ انجام مذاکره ایران با آمریکا را تأیید کردند و آن را بر پایه مبنای خویش، نه از سر پافشاری کارگزاران ایران، کار درستی شمردند. ◾️چه مذاکراتی ناقض مبنا ولایی بدی مذاکره نیست؟ آ. اگر با حجت فقهی ثابت نشود که «مذاکره با آمریکا» انجام شده است؛ مثلاً برخی مسئولان ادعا کنند که مذاکره با آمریکا انجام شده است و رهبر آن را تأیید نکند؛ ب. مذاکراتی که، با حجت فقهی ثابت نشود که با آمریکا بوده است؛ بلکه با یک گروه شامل آمریکا باشد؛ مانند مذاکره با ۱+۵؛ ج. مذاکراتی که، با حجت فقهی ثابت نشود که «بر پایه مبانی و پیشنهاد طبعی خود رهبر» باشد؛ نه آنها که با پافشاری مسئولان انجام شده است؛ د. مذاکراتی که، با حجت فقهی ثابت نشود که «برآمده از شرایط به‌بارآمده از مذاکره نادرست پیشین؛ مانند مذاکرات خاتمی یا روحانی» بوده است. ◾️هنجار «حکومت» واگشاینده تعارض در سخن ولیّ‌امر امام خمینی و امام خامنه‌ای، مذاکره با آمریکا بد دانسته‌اند و به سخن رهبر شهید، شاید در ۲۰ یا ۳۰ سال آینده، شرایط عوض شود و برای نخستین بار، شرایط برای مذاکره غیر بد فراهم شود. چرا رهبر با اینکه مذاکره با آمریکا را بد می‌داند، با خودش و بدون هیچ فشاری از سوی مسئولان، مذاکره با آمریکا را درست دانسته است؟ آیا این یک تعارض نیست؟ مذاکره ایران با آمریکا در یک مسأله مرتبط با امنیت «عراق» در سخنان سال ۱۳۸۵ رهبر، استثنا خوردن مبنای رهبر درباره بد بودن مذاکره با آمریکا و تغییر شرایط بد به سوی شرایط خوب برای مذاکره با آمریکا نیست؛ چرا؟ چون دلیل مذاکره درباره مسأله امنیت عراق «حاکم: مُضَیِّق موضوع» بر دلیل بدی مذاکره با آمریکا است. زیرا موضوع مذاکره بد، مذاکره درباره رابطه ایران و آمریکا است. برای اینکه کاربست هنجار «حکومت» در سخنان فقیهانه رهبر شهید روشن شود، خود ایشان آن را به زبان ساده (نه تخصصی) این تفاوت را روشن کرده‌اند: «آمریکاییها به دروغ وانمود کردند که گویا ایران میخواهد در مسائل گوناگون خود با آمریکا مذاکره کند. ... مسئولین ذیربط کشور ما اگر میتوانند با هدف تفهیم و حالی کردن به آمریکایی‌ها در قضیه‌ی عراق، مطلبی را به آنها منتقل کنند، مانعی ندارد؛ اما اگر مذاکره به معنای این است که یک عرصه‌ای باز شود برای اینکه طرف زورگو با اتکای به زور بخواهد حرفهای خودش را به طرف تحمیل کند، این مثل بقیه‌ی موارد، همچنان که اعلام کردیم، ممنوع خواهد بود.» 👈 پس این تعارض بدوی، تعارض ماندگار و استثناء یا تقیید و تخصیص نیست؛ بلکه خروج تخصصی از موضوع بر پایه هنجار «حکومت» است. یک سخن دیگر هم می‌توان به بررسی گذاشت؛ اینکه مذاکره با آمریکا گاهی رخ داده باشد، ولی نه بسان «راهبرد» برای تنظیم روابط میان دو کشور، بلکه بسان یک راهکنش برای رسیدن به اهدافی دیگر مانند به «اطمینان» رساندن برخی کارگزاران مؤمن و برخی مسائل دیگر. ◾️اخباریگری اتهام‌زنندگان اخباریگری بررسی دقیق این مذاکره و شرایط مصرح رهبر در آن، نشانگر نادرستی تعمیم آن به اصل بحث مذاکره با آمریکا است. بی‌توجهی به شرایط و فنون اجتهادی آن، برپایه ادبیات خود اتهام‌زنندگان اخباریگری در استناد به سخن رهبر، «اخباریگری» است.