eitaa logo
ابرفقه
1.4هزار دنبال‌کننده
564 عکس
634 ویدیو
20 فایل
امیرالمؤمنین (ع): العقولُ أئمةُ الأفکار والأفکار أئمة القلوب والقلوب أئمة الحواسّ والحواسّ أئمة الأعضاء. کراجکی، کنز، ۱: ۲۰۰ کتاب ابرفقه: https://24on.ir/g/21 گروه ابرفقه https://eitaa.com/joinchat/1426391062Cab11ed33e8
مشاهده در ایتا
دانلود
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺مجاهدت تازه قالیبافی‌ها در جبهه جنگ با آمریکا: عمو قالیباف عمو قالبیاف؛ با توییتات آمریکا رو بلرزون؛ امریکا رو بترسون ◾️چهره‌سازی از کسی که یه‌بار رفت مذاکره، به قول نبویان، خط قرمز رهبر را توی همان نشست نخست به لگد آمریکاییها سپرد. 😂 به‌راستی باورتون شده توئیتهای قالیباف آمریکا را میلرزونه؟ خب پس چرا حسابش را نمی‌بندن و اینجوری خود را زیر موشکهای توئیتری قالیباف به تب‌و‌لرز میندازن؟ ولی به‌جاش، پرتابگرهای موشک را با جر ‌دادن خودشون میزنن؟ ◽️مردم فریبی و گمراه کردن مردم گناه است! کثافت‌کاری نباید کرد!
📚 معنای «اصل بودن جنگ و استثنا بودن صلح» ◾️ارزش رده ذاتی «جنگ و صلح» تنها چیزی که «ذاتا» خوب است، «عدل» است؛ یعنی هر‌چیزی که انسان را به خدا نزدیک کند. پس جنگ و صلح، «ذاتاً» نه خوب است و نه بد. ◾️ارزش رده اقتضائی جنگ و صلح هر‌چند که جنگ ذاتاً بد یا خوب نیست؛ ولی طبعاً و اقتضائاً می‌تواند خوب یا بد باشد. حکم اقتضائی جنگ و صلح چیست؟ در اینجا باید «جنگ و صلح» را از دو زاویه پنداری (ذهنی) و بیرونی (عینی) بررسی کرد: ◽️اقتضای جنگ و صلح پندارین هنگامی که به گونه مفهومی، جنگ را «راه سخت برای رسیدن به خواسته» بپنداریم و صلح را «راه نرم برای رسیدن به خواسته» بپنداریم، «جنگ پندارین»، اقتضائاً بد است و «صلح پندارین» اقتضائاً خوب است. چون ذهن ما، صلح را راهی کم‌هزینه برای رسیدن به خواسته می‌پندارد. این جنگ و صلح پندارین، غیر از جنگ و صلحی است که در بیرون رخ می‌دهد. ◽️اقتضای جنگ و صلح بیرونی هنگامی که واقعیت بیرونی انسانها ارزیابی شود، روشن می‌شود که طبع و اقتضای جبهه حق و باطل چنین است که جبهه حق جز با جنگ نمی‌تواند به حق برسد؛ چون موجودیت باطل، در یورش، زورگیری (غصب) و زورگویی به حق است؛ مانند رفتار قابیل با هابیل. ازینرو صلح با چنین کسانی، به معنای پذیرش غصب و چه بسا گسترش غصب از سوی آنان باشد. در اینجا است که قرآن و روایات و سخن فقهای بزرگ اسلام؛ بویژه امام خامنه‌ای بر آن است که «اصل در برخورد با کفار جنگ است و صلح، استثنایی بر آن است». ◾️شبهه: ناروایی استثنای بیشتر برخی می‌گویند با بررسی نظام اسلامی در زمان پیغمبر (ص) و نیز زمان کنونی در می‌یابیم که جمهوری اسلامی ایران با بیشتر یا نزدیک به همه کشورهای جهان در صلح است و گاه با یک کشوری که به وی یورش برده است، جنگیده. این چه هنجاری (اصالت جنگ با کفار) است که استثناهای آن بیشتر است؟ پس باید گفت که «اصل بر صلح است و جنگ استثنای آن» است. ◾️پاسخ شبهه؛ تبیین معنای اصل اگر قرآن و روایات و فقها می‌گویند اصل در برخورد با کفار «جنگ» است و «صلح»، استثنای آن است، واژه «اصل» در اینجا یعنی چه؟ آیا چون اصل بر جنگ است، اینکه باید برویم با کشورهای کافر مانند سوئیس بجنگیم؟ در فقه می‌گوییم ما دو رده شناخت داریم؛ یکی شناخت در هنگام داشتن «دلیل» و دیگری شناخت در هنگام نداشتن دلیل که به آن شناخت بر پایه «اصل» می‌گوییم. شناخت از روی «دلیل» برتر از شناخت از روی «اصل» است؛ ازینرو هنگامی که دلیل داشته باشیم، نمی‌توان به «اصل» توجه کرد. و اصل در هنگامی به درد می‌خورد که ما دلیل نداشته باشیم؛ برای نمونه: «اصل» بر این است که هیچ‌کس گناه یا جرمی ندارد؛ مگر این که گناه یا جرم وی با «دلیل» ثابت شود. یعنی گناهکار یا مجرم بودن، خلاف اصل و حالت استثنا از «اصل» است. آیا معنای این سخن آن است که بیشتر مردم باید معصوم و انجام ندهنده جرم باشند؟ نه! اصالت جنگ یعنی «اگر دلیلی بر صلح نداشته باشیم» اصل به ما می‌گو‌ید که: «باید جنگید»؛ ولی ما برای صلح با کشورهای گوناگون، دلیل برای «صلح» داریم و تنها در برخی شرایط و با برخی کشورها، دیگر دلیلی بر صلح نداریم و باید جنگید. امام خامنه‌ای در کتاب «مهادنه» می‌گویند تنها هنگامی استثنای صلح جاری می‌شود که «مصلحت آن به اندازه الزام» برسد. یعنی اگر دلیلی در حد الزام مصلحت برای صلح نداشتیم، باید جنگید؛ نه این که این دو برابر باشند و بپنداریم که کدام یک از این دو شاید سود بیشتر و هزینه کمتری داشته باشد. ◾️نمونه‌کاوی آتشبس با آمریکا برای نمونه در برخورد با آمریکا که به‌ویژه بالفعل در جنگ با نظام اسلامی است، ما «دلیل بر جنگ» داریم که از «اصل» بالاتر است و اگر اصل جنگ هم جاری شود، تنها هنگامی می‌توان با آن آتشبس کرد که مصلحت ملزمه برای صلح (آتشبس) در میان باشد؛ با این که نه تنها مصلحت ملزمه نیست، بلکه مصلحت اندکی هم نیست و بلکه مفسده ملزمه است؛ یعنی مذاکره با آمریکا هر‌چند برای صلح، ناشرافتمندانه، نابخردانه، ناغیورانه، بیسود، زیانبار و سمّ دوچندان است. پس برپایه مبنای رهبر شهید و رهبر کنونی، آتشبس با آمریکا با علم به این که مصلحت ملزمه ندارد، طبعاً حرام است؛ مگر اینکه برای مصلحتی بیرون از اصل آتش.بس باشد. ➕همسو: ◽️نقد فقهی ادعاهای آتشبسی طائب ◽️نقد فقهی نسبت جنگ و صلح با گویش میبدی ◽️شستشوی فقهیِ ادعای وفاقیها (گویش میبدی)