هدایت شده از مشفقون 🚩
فرمایش آقای شهید را وسط جنگ هشت ساله در تریبون نماز جمعه می شنوید!
اگر آن زمان، نو اصول گرایانِ وفاق زده بودند، به ایشان می گفتند:
«در جنگ نباید انتقاد کرد»
«به مسؤولین باید اعتماد مطلق داشت» «مسؤولین بهتر می فهمند و بهترین تصمیم را می گیرند» «سوپرانقلابی» «خوارج» «تندرو» «اینترنشنال ریشو» «ایتایی»
😏
✍ محمد صالح مشفقی پور
💎 @Moshfeghoun 🚩
ویراستی
📚 بررسی فقه الهی و ولایی «رؤیت نوماه»
وظیفه هر کسی آن است که «نوماه را برای وقتشناسی آغاز هر ماه قمری» بررسی کند. این مسئله بر دوگونه است:
◾️حکم به رؤیت نوماه بر پایه فقه الهی
در اینجا، هدف از تلاش برای دیدن نوماه، علم و یا حجت نسبت به طلوع نوماه است. یعنی اگر هزار نفر هم بگویند که نوماه دیده نمیشود و او خودش ماه را ببیند، اول ماه ثابت میشود. پس در اینجا هدف مکلف، دستیابی به شناختی است که دلیل یا حجت برای مطابقت شناخت وی با واقع است و علت حکم (رؤیت نوماه) مصلحتی است که در دیدن نوماه است.
◽️گونههای فقه الهی رؤیت نوماه
آ. احراز طلوع ماه از سوی مکلف
رسیدن به حجت پذیرفته شرع درباره دیدن یا ندیدن نوماه.
ب. احراز طلوع ماه از سوی دیگران
این دیگران، گاهی چند نفری هستند که عادتاً انسان به مشاهده آنان یقین میکند و گاه «حاکم» شرع؛ یعنی فقیه آگاه به حکم و آشنا به شروط و شرایط (کاربند) رؤیت.
اگر فقیه (حاکم شرع)، امتناناً به رؤیت نوماه حکم کند، این حکم، «طریق»ی برای شناخت طلوع ماه و دستیابی به مصالح و انجام تکالیف است و «موضوعیت» ندارد. بنابراین اگر یقین به خلاف سخن وی بشود، باید به یقین عمل کرد. ولی اگر یقین بر خلاف آن نباشد ولی با سخن وی نیز اطمینانی به نوماه نشود، باز هم حکم وی برای ما حجت است.
ولی اگر فقیه (حاکم)، حکم نکند، هرگاه مکلف از تماشای خودش اطمینان به نوماه نیابد، سودی ندارد و اگر دیگران نیز ادعای دیده شدن ماه بکنند ولی مکلف اطمینانی به گفته دیگران، نکنند، مسئله با پیچیدگی همراه میشود.
◽️علت و مناط حکم به رؤیت در حکم امتنانی فقیه و دیگران
در اینجا، باز علت صدور حکم، مصلحت طلوع نوماه است که از راه رؤیت آن دنبال میشود و این چیز، موضوعیت دارد و دیگر چیزها دارای ارزش طریقی هستند؛ یعنی راهی برای رسیدن به این مصلحتِ موضوعیتدار.
◾️حکم به رؤیت نوماه بر پایه فقه ولایی
علت صدور حکم در «احکام ولایی»، «مصلحت» در یک موضوع «امور عامّه» است که از مسائل گوناگون درهمتنیده درست شده است؛ نه «مصالح و مفاسد واقعی یک مسأله منفردِ خاص». ازاینرو اگر ولیّ امر، حکم به ثبوت اول نوماه کرد، همه باید مطیع وی باشند، حتی آنکه برآن است که یقین به عدم ثبوت نوماه دارد. چرا؟
زیرا در اینجا علت و مناط صدور حکم ولایی، «مصلحت» است؛ نه مصالح و مفاسد خاص رؤیت نوماه؛ این مصلحت، در صورت ناسازگاری با مصالح خود نوماه و دیدن آن، بر آن مقدم است. زیرا خود هلال و رؤیت آن، طریقی برای رسیدن به آن مصلحت جامع هستند و موضوعیت ندارند.