📚 بررسی فقه الهی و ولایی «رؤیت نوماه»
وظیفه هر کسی آن است که «نوماه را برای وقتشناسی آغاز هر ماه قمری» بررسی کند. این مسئله بر دوگونه است:
◾️حکم به رؤیت نوماه بر پایه فقه الهی
در اینجا، هدف از تلاش برای دیدن نوماه، علم و یا حجت نسبت به طلوع نوماه است. یعنی اگر هزار نفر هم بگویند که نوماه دیده نمیشود و او خودش ماه را ببیند، اول ماه ثابت میشود. پس در اینجا هدف مکلف، دستیابی به شناختی است که دلیل یا حجت برای مطابقت شناخت وی با واقع است و علت حکم (رؤیت نوماه) مصلحتی است که در دیدن نوماه است.
◽️گونههای فقه الهی رؤیت نوماه
آ. احراز طلوع ماه از سوی مکلف
رسیدن به حجت پذیرفته شرع درباره دیدن یا ندیدن نوماه.
ب. احراز طلوع ماه از سوی دیگران
این دیگران، گاهی چند نفری هستند که عادتاً انسان به مشاهده آنان یقین میکند و گاه «حاکم» شرع؛ یعنی فقیه آگاه به حکم و آشنا به شروط و شرایط (کاربند) رؤیت.
اگر فقیه (حاکم شرع)، امتناناً به رؤیت نوماه حکم کند، این حکم، «طریق»ی برای شناخت طلوع ماه و دستیابی به مصالح و انجام تکالیف است و «موضوعیت» ندارد. بنابراین اگر یقین به خلاف سخن وی بشود، باید به یقین عمل کرد. ولی اگر یقین بر خلاف آن نباشد ولی با سخن وی نیز اطمینانی به نوماه نشود، باز هم حکم وی برای ما حجت است.
ولی اگر فقیه (حاکم)، حکم نکند، هرگاه مکلف از تماشای خودش اطمینان به نوماه نیابد، سودی ندارد و اگر دیگران نیز ادعای دیده شدن ماه بکنند ولی مکلف اطمینانی به گفته دیگران، نکنند، مسئله با پیچیدگی همراه میشود.
◽️علت و مناط حکم به رؤیت در حکم امتنانی فقیه و دیگران
در اینجا، باز علت صدور حکم، مصلحت طلوع نوماه است که از راه رؤیت آن دنبال میشود و این چیز، موضوعیت دارد و دیگر چیزها دارای ارزش طریقی هستند؛ یعنی راهی برای رسیدن به این مصلحتِ موضوعیتدار.
◾️حکم به رؤیت نوماه بر پایه فقه ولایی
علت صدور حکم در «احکام ولایی»، «مصلحت» در یک موضوع «امور عامّه» است که از مسائل گوناگون درهمتنیده درست شده است؛ نه «مصالح و مفاسد واقعی یک مسأله منفردِ خاص». ازاینرو اگر ولیّ امر، حکم به ثبوت اول نوماه کرد، همه باید مطیع وی باشند، حتی آنکه برآن است که یقین به عدم ثبوت نوماه دارد. چرا؟
زیرا در اینجا علت و مناط صدور حکم ولایی، «مصلحت» است؛ نه مصالح و مفاسد خاص رؤیت نوماه؛ این مصلحت، در صورت ناسازگاری با مصالح خود نوماه و دیدن آن، بر آن مقدم است. زیرا خود هلال و رؤیت آن، طریقی برای رسیدن به آن مصلحت جامع هستند و موضوعیت ندارند.
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺مرد سنی گفت: علیبنابیطالب نمیتواند حاجات شیعه را برآوَرد
🌾 عید غدیر بر شما خجسته باد
🌹باید به نعمت ولایت شادمانی کرد: «فَلیَفرَحوا»
💐دلشادیم به دنباله غدیر، در رهبر امام سید مجتبی خامنهای
📚 غدیر ابرفقهی؛ هرجا، هردَم، هرلایه
🌾 غدیر چیست؟ «امتداد»
غدیر یعنی امتداد؛ امتداد امامت پیغمبر (ص).
غدیر یعنی تحقق سوره کوثر و ابتر شدنِ تمسخرِ مشرکین.
تولد حضرت زهرا بستر ابتر شدن ریشخندهای دشمن بود؛
دشمن میگفت که پیغمبر دنباله ندارد: ابتر است.
سوره کوثر با رخداد غدیر، تأویل شد؛
جایی که رسماً جانشینی پیغمبر تبلیغ شد.
🌾 آیه تبلیغ درباره غدیر
ای پیغمبر! آنچه را به سویت فرو فرستادیم «تبلیغ» کن؛ اگر نکنی، رسالت خدا را انجام ندادی و [نترس از طرح ترور؛ زیرا] خدا تو را در امان میدارد. یعنی دشمن در آن زمان هم میخواست مجلس خبرگان (غدیر) را بزند تا رهبر شناخته نشود و اقدام به ترور هم کردند که در کتابهای تاریخ آمده است.
پس از تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین (ع)، آیه اِکمال دین هم نازل شد: «امروز دین شما را برای شما به سرانجام رساندم. امروز که ولایت را تبلیغ کردم، کافران از ضربه زدن به شما نومید شدند (الیوم یئس الذین کفروا من دینکم)؛ پس دیگر از دشمن بیرونی نترسید و از دشمن درون، از نفس خودتان و نفس امارهی درون جامعه بترسید.»
ترس از خدا برای غلبه بر ترس از دشمن و برای غلبه بر هوای نفس در اجرای حق است. این آیه دقیقاً «محافظهکاری» یعنی نگرانی غیرخدایی در اجرای حق را هدف قرار میدهد.
رهبر فرمود: محافظهکاری قتلگاه انقلاب است؛ انقلاب را ابتر میکند؛ امتداد رهبر در جامعه را ابتر میکند.
🌾 شبهه کلامی درباره آیه «تبلیغ» و آیه «إکمال»
آیتالله مؤمن درس «ولایت» میگفتند. پس از آوردن آیات گوناگون مانند «مهمانی خویشان: عشیرتک الاقربین» و حدیث منزلت (انت منی بمنزلة هارون من موسی و...) که پیامبر خدا جانشینی علی (ع) را «اعلام» کرده بودند، به آیه غدیر پرداختند و گفتند که خدا به پیامبرش فرمود که جانشینی علی (ع) را در جلو چشم دهها هزار نفر اعلام کن و سپس گفتند که این است معنای آیه اِکمال دین. ولی سنیها میگویند که اکمال دین با آیهای درباره برخی احکام فرعیِ باقیمانده از دین انجام شده است.
حقیر اشکال کردم به استاد که: جناب استاد! با تبیینی که شما کردید، آنها حق دارند چنین اشتباهی بکنند؛ زیرا شما در چندین جلسه گفتید که پیامبر خدا پیشتر در روز مهمانی خویشان و در جاهای دیگر، جانشینی علی (ع) را اعلام کردند. پس این بخش از دین به مردم رسیده بود، درست است؟ از اینرو نمیتواند تکمیلکننده دین باشد. استاد نبویان و خیلی از بزرگان هم در آن درس شرکت میکردند.
پاسخ استاد آیتالله مؤمن جوری بود که به گمانم یک سنیِ دچار این شبهه را نمیتوانست قانع کند؛ چون استاد بزرگ ما یک لغزش ظریفی کردند:
«تبلیغ» با «اعلام» فرق دارد. پیشتر پیامبر خدا جانشینی علی (ع) را «اعلام» یا «ابلاغ» کرده بودند، ولی این بار «تبلیغ» کردند و اگر این دستور «تبلیغ» نمیشد، اصل رسالت هم روی هوا بود و انجام نشده بود. بحث بر سر «اعلام» یا حتی «ابلاغ» نبود.
تبلیغ یعنی همه اجزای یک چیز را به همه اجزای چیز دیگر برسانی.
اعلام یعنی رساندن به ذهن کسی.
وصول یعنی رساندن به دست کسی؛ مانند چوب دوومیدانی که به دست دوندهی پسین داده میشود. ولی تبلیغ یعنی دو چیز از همه روی، بر هم قرار بگیرند و این رسش، به «بلوغ» برسد. اگر نوک دو انگشت دو نفر به هم برسد، این میشود «وصول»؛ ولی وقتی هر دو دست کامل بر هم جفت بشوند و مصافحه بشود، این میشود «تبلیغ».
از اینرو رهبر فرمودند که وظیفه اصلی حوزه «تبلیغ» است؛ نه مقامات علمی، و ادامه این شیوه به استحاله فرهنگی در کشور و «سیلی به صورت اسلام» کشیده میشود.
برجستهترین تبلیغ، تبلیغِ ادامه ولیّامر که همانا اینک سید مجتبی خامنهای است و آنگاه تبلیغ ولایت (مطالبات ایشان). پس آن طلبه، فاضل، عالم، فقیه و مرجع تقلیدی که ادامه غدیر را تبلیغ نکند، در تاریخ فسیل شده است و ابتر است.
🌾 غدیر ابرفقهی