eitaa logo
🔥ابرفقه | خونخواهی
1.8هزار دنبال‌کننده
588 عکس
680 ویدیو
20 فایل
امیرالمؤمنین (ع): العقولُ أئمةُ الأفکار والأفکار أئمة القلوب والقلوب أئمة الحواسّ والحواسّ أئمة الأعضاء. کراجکی، کنز، ۱: ۲۰۰ کتاب ابرفقه: https://24on.ir/g/21 گروه ابرفقه https://eitaa.com/joinchat/1426391062Cab11ed33e8
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹اکسیر اعظم: اتحاد بر کانون اسلام امام «یعنى اتّحاد، امّا اتّحاد، نه بر محور چیزهاى دیگر، [بلکه] اتّحاد بر محور اسلام، بر محور راه خدا و حبل الهى ... اکسیر اعظم ... اسلام را دو جور و سه جور و ده جور معنا نکنند؛ همان اسلامى که امام ما در طول زندگی‌اش از آن دم زد و در این ده سالِ درخشان آخر عمرش با تمام وجود براى آن سرمایه‌گذارى کرد؛ اسلامِ امام» ۶۸/۴/۲۱
📚شناخت و نقد شاخصی یا اشخاصی؟ ◾️درستی نقد شاخصی؛ هشدار به نقد اشخاصی گفته می‌شود که بهتر است به جای نقد شخص‌ها به وانمایی شاخص‌ها پرداخت؛ زیرا با شناخت شاخص‌ها، شخص‌ها را نیز می‌توان شناخت؛ ولی اگر کسی شخص‌ها را بشناسد، با دگرگونی باورهای آنان، او دچار گمراهی می‌شود؛ چنانکه دگرگونی زبیر، تشخیص جبهه حق را در جنگ جمل بر برخی دشوار کرد. آنگاه امیرالمؤمنین فرمود: «دین خدا، با قواره شخص‌ها شناخته نمی‌شود؛ بلکه با نشانه حق شناخته می‌شود؛ پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی: «إنّ دینَ اللَّه لایُعرَف بالرّجال؛ بل بآیة الحقّ، فاعْرف الحقّ تَعرفْ‌ أهله‌». امام عسکری (ع)، تفسیر فاتحةالکتاب: ۱۰. ◾️درستی نقد اشخاصی؛ هشدار به نقد شاخصی ولی حدیث دیگری می‌فرماید «دین خدا را نمی‌توان با خردهای کاسته شناخت؛ بلکه هر‌کس باید [امام خود را بشناسد و] تسلیم امام باشد تا رهیافته شود: «إِنَّ دِينَ اللَّهِ عز‌و‌جل‌ لايُصابُ‌ بِالعُقولِ‌ الناقِصةِ ... فَمَن سَلَّمَ لَنا سَلِمَ» كمال‌الدين، ‌۱: ۳۲۴. ◾️همباشی شناخت شاخصی و اشخاصی آ. خدا می‌فرماید به ما دانش اندکی داده شده؛ پس ما نیازمند دریافت راهنمایی از خدا هستیم؛ ب. با همین شناخت اندک می‌توان تا آستانه شناخت پیغمبر رسید و آنگاه پیامبر را بازشناسی کرد و شناخت‌های بیشتر را از قرآن و سخنان پیغمبر دریافت کرد؛ ج. سپس نیازهای شناختی را از امام معصوم به دست می‌آوریم و ایشان به عقل و شناخت ما ورز می‌دهند: «اعْرِفُوا العقلَ و جُندَهُ و اعْرِفوا الجهلَ و جُندَهُ تَهتَدوا» محاسن، برقی، ۱: ۱۹۶. یعنی شناخت امام درون و کارگزاران پیرو وی و شناخت رقیب امام درون و کارگزاران پیرو وی، راه هدایت است؛ بدین‌سان در جامعه نیز باید امام حق (عقل) و کارگزاران پیرو وی (جنود عقل) را بشناسیم؛ چنانکه باید رقیب امام حق (جهل) و کارگزاران پیرو وی (جنود جهل) را نیز بشناسیم تا بتوانیم به هدایت برسیم: «تهتدوا». ◾️تنگنای شناخت شاخصی «شناخت حق» در ترازی که بتوان «اصول اعتقادی» (توحید، نبوت، امامت و معاد) را بازشناسی کرد، به مردم داده شده است ولی در بیش از آن، مردم نیازمند رهنمود خدا، پیامبر، امام و نمایندگان امام هستند تا بتوانند حق را بشناسند. در اینجا نمی‌شود به مردم گفت که شما حق را به گونه گفتمانی بشناسید تا اهل آن را بشناسید، بلکه شناخت حق در اینجا یعنی شناخت راهنما (پیغمبر، امام، نماینده امام) و آنگاه با رهنمود مشخص یا کلی وی و با کمک تقوا و عقل درون، می‌توان حق را شناخت. بسیاری از نیازهای شناختی مردم جامعه این چنین است. پس مردم همواره نیازمند شناخت «عقل و جهل» و «جنود عقل و جهل» در درون و در جامعه هستند. جنود عقل و جهل در جامعه؛ یعنی اشخاص برجسته‌ای که پیرو عقل یا جهل هستند. ◾️راه شناخت اشخاص آ. کسانی که منصوب ولیّ‌امر هستند و ما دلیلی بر تردید در صلاحیت آنان یا نبود صلاحیت آنان نداریم؛ ب. کسانی که منصوب ولیّ امر هستند و ما دلیلی بر تردید در صلاحیت آنها داریم و یا منصوب ولیّ امر نیستند ولی در جامعه، برجسته هستند. در اینجا باید بنگریم که رویکرد آنان به کاری که درستی یا نادرستی آن برای ما روشن است، چیست؟ و بدین‌سان آنان را بشناسیم: «إِنَّ الخیرَ و الشرَّ لایُعرَفانِ إِلا بِالنَّاسِ فَإِذَا أَرَدتَ أَن تَعرِفَ الخیرَ فَاعْمَلِ الخیرَ تَعرِفْ أَهلَهُ و إِذا أَرَدتَ أَن تَعرِفَ الشرَّ فَاعمَلِ الشرَّ تَعرِفْ أَهلَهُ» تحف، حرانی: ۲۰۴. [بخش بسیاری از] خیر و شر جز با اشخاص شناخته نمی‌شوند؛ پس هرگاه خواستی این دسته از خوبی‌ها را بشناسی، کار درستی انجام بده، تا کسانی را که با آن همسویی می‌کنند بشناسی؛ یا کار بدی را بپای، ببین چه کسانی بر آن گرد می‌آیند. ◾️برآیند فرجامین با کمک رهنمودهای کلان و پیشینی رهبر و با کمک راهکار شناخت افراد با شناخت واکنش آنها در برابر خوبی یا بدی و با رعایت تقوا، می‌توان به شناخت جریان‌ها و اشخاص رسید و چنین شناخت و شناساندنی، بایسته است. ◾️سخن پایانی از رهبر شهید «شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید، نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، سیاستها و دولت‌ها، موضع داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید رهبرى درباره‌ فلان شخص، فلان حرکت، فلان عمل یا فلان سیاست چه موضعى می‌گیرد که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل می‌کند. رهبرى وظایفى دارد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى یا در مخالفت، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد.»