eitaa logo
ابَرشاگرد
406 دنبال‌کننده
575 عکس
41 ویدیو
14 فایل
هرکه خواهان «ابَرتعقل» است، باید «ابَرشاگرد»ی کند. ارتباط با بنده: @abarshagerd1 تارنمای(وبلاگ) «ابَرشاگرد» در فضای مجازی: abarshagerd.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙 شب‌نگار 🌙 برای کسانی که بدشان می‌آید که مورد «نگاهِ گناه‌آلود» دیگران واقع شوند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آیا «گناه‌آلود بودنِ یک نگاه» از خودِ آن نگاه مشخص و آشکار است؟ خیر! نه تنها لزوما این‌گونه نیست؛ بلکه غالبا هم این‌گونه نیست. یک نگاهِ گناه‌آلود در اجتماع طبیعتا و اقتضائا میوه‌ی دو چیز است: کمبود یا نبودِ تقوا - زمینه‌ی شهوت‌زایی که نگاه به سوی آن کشیده می‌شود اکنون که نه تقوای دیگران در اختیار ماست و نه لزوما از میزان دقیق تقوای دیگران اطلاع داریم، و نه طبیعتا می‌توانیم گناه‌آلود بودنِ نگاه‌ها(یا دست‌کم بسیاری از آن‌ها) را تشخیص دهیم، خب چه باید کرد که نگاهِ گناه‌آلود به وقوع نپیوندد و چگونه می‌توان در حد توان این عدم وقوع را تضمین کرد؟ تنها یک راه وجود دارد: وقتی آن طرف قضیه در اختیار ما نیست، این سوی قضیه که در اختیار ماست. نیست؟ این طرف قضیه چیست؟ «عفاف و حجاب» نمی‌شود که از شهوت‌آلود بودنِ نگاه فلان فرد کم‌تقوا یا بی‌تقوا گلایه کرد، اما زمینه‌ی آن را فراهم ساخت و با این وجود خود را در این آسیب بزرگ بی‌‌تقصیر تلقی کرد. ✍ ابَرشاگرد
🌥 پگاه‌نگار 🌥 به مناسبت امروز؛ سالروز فوت «حسینعلی منتظری» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔘 تاریخ گواه است که مؤثرترین و مهم‌ترین عنصر نقش‌آفرین در ماجرای قرارگیری حسینعلی منتظری در جایگاه خطیر و بسیار مهم «رهبر آینده»، کسی نیست جز «اکبر هاشمی رفسنجانی». ♦️ برخلاف آنچه مشهور گشته، حضرت امام خمینی نه صرفا «یک بار»؛ بلکه دست‌کم «سه بار» مخالفت خود را نسبت به مطرح شدن نامبرده برای انتخاب به عنوان رهبر آینده به هاشمی رفسنجانی(نائب رئیس وقت مجلس خبرگان که در عمل جلسات با مدیریت او برگزار می‌شد) اعلام کرده و وی را «سه بار» از پیگیری این امر نهی می‌فرمایند؛ یک بار به صورت «مستقیم و بی‌واسطه» و دو بار به صورت «غیر مستقیم و باواسطه». این مدعای بزرگ ما مبتنی بر اظهارات خودِ آقای هاشمی است. به منظور اثبات این مدعا، اهل تحقیق را به مطالعه‌ی فقرات زیر از کتاب خاطرات سال ۶۴ ایشان با عنوان «امید و دلواپسی» دعوت می‌کنم: 🔺 خاطره‌ی ۱۴ آبان ۶۴ ⬅️ نهی بی‌واسطه 🔺 خاطره‌ی ۱۷ آبان ۶۴ ⬅️ نهی باواسطه 🔺 خاطره‌ی ۱۸ آبان ۶۴ ⬅️ نهی باواسطه 😡 اما «هاشمی رفسنجانی» با کتمان این واقعیت بسیار مهم و سرنوشت‌ساز از خبرگان امت، انقلاب و نظام اسلامی که چشم امید مستضعفان عالم به آن دوخته شده و خشم شیاطین جن و انس را برانگیخته است را در آستانه‌ی فاجعه‌ای عظیم و تاریخی قرار داد و برای نیل به مقصود خود حتی از «دروغ بستن» به امام(رحمة الله علیه) هم فروگذار نکرد. آیت‌الله ابراهیم امینی در این باره می‌گوید: ⏪ «در آن زمان که خبرگان در اجلاس فوق‌العاده در رابطه با انتخاب آقای منتظری به قائم‌مقامی در حال مذاکره بودند، آقای محمدی گیلانی در بیخ گوش من گفت: من در جماران بودم، در بیت امام گفته میشد که امام با انتخاب آقای منتظری به قائم‌مقامی موافق نیست. من نیز همین مطلب را آهسته به آقای هاشمی رفسنجانی گفتم، ایشان گفتند: 👈امام که نهی نکرده👉، به علاوه، در شرایط فعلی طرح این مطلب به مصلحت نیست، تا ببینیم چه پیش می‌آید.» (کتاب «روزگار قائم‌مقامی» - ص ۶۳) 🌻 گرچه با عنایت ویژه‌ی پروردگار و اتخاذ استراتژی بسیار پیچیده و مظلومانه‌ای از سوی امام خمینی(سلام الله علیه)، در نهایت به آنچه بر آن همت گماردند نائل نشدند (هَمّوا بِما لَم یَنالوا)، اما این تخلف و سرپیچی آشکارِ «اکبر هاشمی» از فرمان صریح و چندباره‌ی ولیّ‌امر زمان در حیاتی‌ترین موضوع نظام (= امامت جامعه)، به ما این حقیقت را گوشزد و خاطرنشان می‌کند که: ⚠️ «امامت و ولایت» مرتبه و شأنی نیست که طمع به آن منحصر به مقطع یا مقاطع خاصی از تاریخ باشد؛ همواره باید با چشم تیزبین مراقب بود.ابَرشاگرد
☀️ نیمروز ☀️ تا پیش از پیروزی قیام ملت ایران علیه طاغوت به رهبری حضرت امام خمینی، «دین» مُرده بود. امامت و ولایت به منزله‌ی «سر» است برای بدن. بدنی که سر نداشته باشد، اگر تمام اعضای آن سالم هم باشد؛ بازهم آن بدن مُرده است و «حیات» ندارد. (أمیرالمؤمنین: فَقْدُ اَلْعَقْلِ فَقْدُ اَلْحَيَاةِ وَ لاَ يُقَاسُ إِلاَّ بِالْأَمْوَاتِ. الکافی، ج ۱، ص ۲۷) امامت و ولایت به پیکره‌ی بی‌جانِ دین، «جان» می‌بخشد. «جان» محصول بن مضارع «جنبیدن» است. جان یعنی «چیزی که عامل اصلی جنبش است». به همین دلیل امام خمینی را «احیاگر دین» می‌گوییم. 🔴 «منتظری» در برابر احیاگر دین ایستاد و ابلیس نیز او را به عنوان «دوست» خود برگزید و تا قعر جهنم هدایتش کرد. ✍ ابَرشاگرد
🌙 شب‌نگار 🌙 نگاه پهلوی به «زنان»؛ پا در جای پای آمریکا و انگلیس ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔻 دوران حکومت «پهلوی‌ها» به طور رسمی از سال ۱۳۰۴ آغاز گردید. در این دوره، تا اوایل دهه‌ی ۴۰ «زنان» از حق رأی محروم بودند. 🔻 حکومت «ایالات متحده‌ی آمریکا» به طور رسمی در سال ۱۷۷۶ میلادی بر این کشور مسلط گردید. در این دوره، تا اوایل قرن بیستم «زنان» فاقد حق رأی بودند. در تاریخ ۲۶ آگوست ۱۹۲۰ به موجب مصوبه‌ی متمم نوزدهم قانون اساسی ایالات متحده‌ی آمریکا توسط کنگره‌ی این کشور، زنان در انتخابات سیاسی حق رأی یافتند. 🔻 حکومت «بریتانیا» نیز تا پیش از سال ۱۹۲۸ میلادی «زنان» کشورش را از شرکت در انتخابات محروم ساخته بود. 📚 منبع کمکی: «یوسرائیل و صهیوناکراسی»، سید هاشم میرلوحی، دفتر نشر معارف، چاپ ششمابَرشاگرد
🌤 چاشت‌نگار 🌤 🔴 رخدادهای تلخ اخیر، به‌خوبی به ما فهماند که اینستاگرام، واتس‌اپ و ... «قتلگاه»هایی هستند که «قاتل» هم تربیت می‌کنند!ابَرشاگرد
🌙 شب‌نگار 🌙 به ته‌دیگش هم نرسیدید! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔸 «زندگی و آزادیِ» ما در اختیارِ کیست؟ 🔸 «زن بودنِ» زنان در اختیارِ کیست؟ «مرد بودنِ» مردان چطور؟ 🔸 اصلا «نفس کشیدن»، «پلک زدن» و «آب خوردن» و همه‌چیزِ من و شما (چه زن و چه مرد) در اختیارِ کیست؟ 🌻 بسیاری از ایرانیان بنا بر معارفِ نابِ شیعی معتقدند که «تمامِ مقدّراتِ عالَم» - از ریز تا درشت - در دستانِ پُرقدرتِ یک بانوی ۱۸ ساله یعنی «فاطمه زهرا» سلام الله علیها قرار دارد؛ همه‌ی عالَمِ خلقت هرچه دارد و ندارد، مقدّراتش همگی در اختیارِ یک «زن» است و آن زن «زهرا» است. 😂 آنگاه جماعتی که خداوند پسِ کلّه‌شان زده، با شعارِ مزوّرانه‌ی «زن، زندگی، آزادی» می‌خواهند علیه این معارف و این ملّتِ باایمان و فاطمی، انقلاب کنند! ☺️ خیلی دیر رسیدند؛ حتّی از ته‌دیگ هم جا مانده‌اند بیچاره‌ها! 🌹 «تشیّع و انقلاب اسلامی» خیلی زودتر از آنها این پرچم را برافراشته است. ✍ ابَرشاگرد
🌤 چاشت‌نگار 🌤 پاسخ نقضی به مغالطه‌ای سخیف ⛔️ ادعا می‌شود که فلان اشکال در کار «گشت ارشاد» و «پلیس امنیّت اخلاقی» وجود دارد و سپس نتیجه می‌گیرند که اساسا برخورد «قهری» در قضیه‌ی «بی‌حجابی و بدحجابی» کار نادرستی است! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اشکال «روشی» استدلال بالا آشکار است. 🔘 اگر کاری را به خوبی یا به خوب‌ترین وجه ممکن انجام ندهیم و به همین سبب فلان آسیب عارض شود، باید نتیجه گرفت که «اصل آن کار» نادرست است یا باید نتیجه گرفت که «اشکالات آن» بایستی رفع شود؟ کدام؟ خب اگر مغالطه‌ی یادشده را بپذیریم، چرا آن را به موارد دیگر تسرّی ندهیم؟ 🔴 مثلا اگر کسی به علت «بد غذا خوردن» مبتلا به بیماری شود، چرا نتیجه نگیریم که غذا خوردن از اساس کار غلطی است؟! 🔴 یا اگر کسی به روش نادرستی به قرآن تمسّک کرد و به همین سبب قرآن به جای هدایت، باعث گمراهی بیشتر او شد (و لا یزید الظّالمین الا خسارا)، آیا باید نتیجه گرفت که «تمسّک به قرآن» از اساس کار غلطی است؟! ✍ ابَرشاگرد
تیتر تاریخی روزنامه‌ی مدعی اصلاح‌طلبی «شرق»: 🔴 «امضای کری تضمین است» 🗓 ۱ دی ۱۳۹۴ ابَرشاگرد ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ابَرشاگرد
تیتر تاریخی روزنامه‌ی مدعی اصلاح‌طلبی «شرق»: 🔴 «امضای کری تضمین است» 🗓 ۱ دی ۱۳۹۴ ابَرشاگرد ⬇️⬇️⬇
🌙 شب‌نگار 🌙 به مناسبت ۱ دی؛ سالروز تیتر تاریخی روزنامه‌ی شرق 🔴 آیا امضاء «جان کری» اساسا می‌توانست «تضمین» باشد؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🗣 سال گذشته نیز «رابرت مالی» نماینده آمریکا در امور ایران در مصاحبه با شبکه «ام اس ان بی سی» به صراحت اعلام کرده بود: «دولت فعلی واشنگتن نمی‌تواند تضمین کند که دولت بعدی از توافق خارج نخواهد شد.» و افزوده بود: «این مسئله حقیقت دارد که در نظام ایالات متحده، ما نمی‌توانیم رئیس‌جمهور بعدی را ملزم(به چیزی) کنیم. دولت بعدی تصمیمات خود را خواهد گرفت.» ⬅️ (خبرگزاری مهر، شماره‌ی خبر: ۵۴۱۷۱۶۸) 🔰 واکاوی یکم: 🔘 براساس «کنوانسیون حقوق معاهدات وین»، اگر قوه‌ی مجریه‌ی یک کشور به توافقی دست یابد و آن توافق در مجلس آن کشور به تصویب نرسد(یعنی به «معاهده» تبدیل نشود)، دولت بعدی آن کشور الزامی به اجرای آن توافق نخواهد داشت و می‌تواند آن را زیر پا بگذارد. «برجام» از نگاه آمریکایی‌ها اساسا یک «معاهده» نبوده و نیست؛ زیرا هیچ‌گاه در کنگره‌ی این کشور به تصویب نرسید. دوم: 🔘 قانون اساسی ایالات متحده‌ی آمریکا، قوانین فدرال را از نظر ارزش حقوقی، هم‌مرتبه با تعهدات بین‌المللی می‌داند. مضافا اینکه براساس قانون اساسی این کشور، کنگره این اختیار و قدرت را داراست که تعهدات بین‌المللی را اصلاح نماید. لطفا به این نمونه توجه فرمایید: 👈 کشور «رودِزیا» در سال ۱۹۶۶ به سبب اقدامات نژادپرستانه، مورد تحریم شورای امنیت به واسطه‌ی قطعنامه‌ی فصل هفتمی ۲۳۲ قرار می‌گیرد. پس از گذشت مدتی، وزارت بازرگانی ایالات متحده (commerce) اعلام می‌کند که صنعت آمریکا به واسطه‌ی تحریم رودزیا با مشکل مواجه شده است(یا خواهد شد)؛ کمبود فلز «کروم». در سال ۱۹۷۱ کنگره‌ی آمریکا به اعلام وزارت بازرگانی لبیک گفته و برخلاف نص صریح قطعنامه‌ی ۲۳۲، مجوز صدور خرید فلز کروم را تصویب کرده و این‌گونه قطعنامه‌ی شورای امنیت و تعهدات بین‌المللی را لگدمال می‌نماید. ✍ ابَرشاگرد
⛅️ پسین‌نگار ⛅️ 🔘 افرادی که انتظار و توقّع دارند که «امامِ نظامِ اسلامی» شخصا در امورِ «جزئیِ» (خُرد) کشور نیز به طورِ «مستقیم» دخالت کند، احتمالا همان‌هایی هستند که برداشتنِ لیوانِ آب برای نوشیدن را وظیفه‌ی «عقل» می‌دانند نه «دست»! ☺️ ✍ ابَرشاگرد
🌙 شب‌نگار 🌙 گرامیان! شما کدام‌یک از این دو حالت را می‌پسندید؟ 👇 🔸 دل‌تان می‌خواهد که از «هزار» چیز به طور «ناقص» لذّت ببرید، 🔸 یا از «یک» چیز به طور «کامل» لذّت ببرید؟ 🤔 کدام؟ فکر می‌کنید که «واقعا» کدام‌یک حال شما را «خوب» می‌کند و کدام‌یک شما را «عقده‌ای» می‌سازد؟ احتمالا درست حدس زده‌اید. در حالت نخست با اینکه «تعداد» چیزهای لذّت‌آور خیلی بیشتر و «دل‌فریب» است و افراد «سطحی‌نگر» و «طمع‌ورز» را خیلی زود به خود جذب می‌کند، اما چون هیچ لذّتی را در حدّ کمال از آن نمی‌بریم، «عقده»ی همه‌ی آن هزار چیز جذّاب در دل‌مان می‌ماند و «افسردگی» را به ما هدیه می‌دهد! زیرا میزان لذّتی که انسان از چیزهای مادّی می‌تواند دریافت کند «محدود» است. در حالت دوّم قضیه خیلی متفاوت است و روح انسان پس از آنکه همان «یک» لذّت را به طور «کامل» دریافت نمود، داغ و حسرتی از آن چیز در دل خود احساس نمی‌کند و آسیب روحی نمی‌بیند. بگذارید نمونه‌ای عرض کنیم. فرض کنید که خیلی گرسنه هستیم. اگر دو میز در برابرمان بگذارند و روی یکی «هزار نوع غذا» و روی دیگری فقط «یک نوع غذا» باشد، متأسفانه تعداد بسیار بالایی از ما با این خیال خام که «نمی‌خواهیم لذّت هیچ‌یک از هزار نوع غذا را از دست بدهیم»، اصلا به میز دوّمی هیچ توجّهی نمی‌کنیم و با آرزوی رسیدن به خوشبختی به سوی میز نخست شیرجه می‌زنیم! اما این افراد غافلند از اینکه برای رسیدن به هدف‌شان، از هر یک از آن هزار گونه غذای خوشمزه و رنگارنگ فقط می‌توانند مقدار «کمی» بخورند؛ چراکه پس از مدّت کوتاهی «سیر» می‌شوند و در حالی که میزان زیادی از غذاهای موردعلاقه‌شان هنوز در برابر چشم‌شان باقی است، اما دیگر نمی‌توانند از آنها لذّت ببرند! اکنون به آسانی می‌تواند فهمید که چرا زندگی «عشایری و روستایی» بسیار لذّت‌بخش است، اما زندگی «مدرنیستی» بسیار عذاب‌زا و منشأ افسردگی است؛ در حالی که میزان امکانات و تمتّعات زندگی عشایری و روستایی آنچنان زیاد نیست، در حالی که مدرنیته(و شبه‌مدرنیته) با آتش زدن به خرمن نفس امّاره‌ی سیری‌ناپذیر، انبوهی از امکانات مادّی را به او عرضه می‌کند، اما لذّت و آرامش و آسودگی خیال را از او می‌ستاند. ✍ ابَرشاگرد
🌥 پگاه‌نگار 🌥 چه بسیارند خنده‌هایی که از «نشاط» ناشی نمی‌شوند؛ بلکه نشانه‌ی «افسرده‌دلی» هستند. کدام خنده‌ها؟ همان خنده‌هایی که با هدفِ «خودنمایی» و جلبِ «تحسین و تشویق» دیگران سر داده می‌شوند و سپس احتمالا نسخه‌ای از آن را هم در اینستاگرام(بخوانید: بزرگترین بیمارسرای دنیا!) به نمایش درمی‌آورند تا دیگران نیز شاهدِ این «شادیِ ظاهری و گداصفتانه» باشند؛ به امید آنکه چند نفر بیشتر «لایک»شان!!! فرمایند و سپس به واسطه‌ی همین گداصفتی، احساس «قدرت» کنند که توانسته‌اند گردن چند نفر را به سوی خود بچرخانند! 🔸🔸🔸🔸🔸 و چه بسیار اندوه‌ها و گریه‌هایی که از «افسرده‌دلی» ناشی نمی‌شوند؛ بلکه نشانه‌ی «نشاط» هستند. کدام اندوه‌ها و گریه‌ها؟ همان‌ها اندوه‌هایی که دوری از محبوب ازلی و ترس از جلب نکردن نظر رحمت پروردگار، آن را در دل جای می‌دهد؛ این گونه از اندوه‌ها و گریه‌ها، انسان را به حرکت وامی‌دارند و جایی برای «افسردگی» باقی نمی‌گذارند. ✍ ابَرشاگرد