eitaa logo
🕊شهیدعباس دانشگر۳۵🕊(مازندران)
124 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
116 فایل
گروه ۳۵ (استان مازندران) کانون شهید عباس دانشگر مشخصات شهید: 🍃تولد:۱۸ / ۰۲ /۱۳۷٢ 🍂شهادت:۲٠/ ۰۳ /۱۳۹۵ 🌹محل تولد:سمنان 🥀محل شهادت:سوریه لقب: جوان مومن انقلابی نام جهادی : کمیل برای آشنایی بیشتر در کانال زیر عضو شوید : @kanoon_shahiddaneshgar
مشاهده در ایتا
دانلود
‍۳۰ تیر ماه ، سالروز شهادت اسطوره ای است که به گفته کارشناسان ، نیروی دریایی عراق را به نابودی کشاند. فردی که در تعداد پرواز جنگی رکورد داشت و عراق برای سرش جایزه تعیین کرده بود. شهید دوران با از خود گذشتگی، کاری کرد که اجلاس سران غیر متعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشد. 💐سالروز شهادت سرلشکر خلبان عباس دوران گرامی باد🕊 ╭─┅🍃🌺🍃•┅─╮ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@shahiddaneshgar ╰─┅🍃🌸🍃•┅─╯
8.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️بشارت آیت الله توکل در مسجد مقدس جمکران: 💠خودتان را برای ظهور آماده کنید ✅ان شاالله ظهور را خواهیم دید و پرچم‌ انقلاب را همین رهبرمان به دست می دهند.
‍ ♦️ در عزاداريها حال خوشي داشت. خيليها با وجود ابراهيم و عزاداري او شور و حال خاصي پيدا ميكردند. 💔 ابراهيم هر جايي که بــود آنجا را كربلا ميكرد! گريه ها و ناله هاي ابراهيم شــور عجيبي ايجاد ميكرد. نمونه آن در اربعين سال 1361 در هيئت عاشقان حسين(علیه‌السلام) بود. 🔻بچه هاي هيئتي هرگــز آن روز را فراموش نميكنند. ابراهيم ذكر حضرت زينب(سلام‌الله‌علیها) را ميگفت. 💥 او شور عجيبي به مجلس داده بود. بعد هم از حال رفت و غش كرد! آن روز حالتي در بچه ها پيدا شد كه ديگر نديديم. مطمئن هستم به خاطر سوز دروني و نَفس گرم ابراهيم، مجلس اينگونه متحول شده بود. 🌹شهید ابراهیم هادی شادی ارواح طیبه شهدا صلوات الّلهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فرَجَهُمْ الّلهُـمَّ‌عَجِّــلْ‌لِوَلِیِّکَ‌الْفَـــرَج
۲۵۶ ✅ ادامه ی کتابِ " رفیق شهیدم مرا متحول کرد " ✍ 3⃣بخش سوم 🔸️محبت شهید به خواهران 💠 ادامه ی خاطره ی خانم طیبی‌نژاد، استان سمنان ... برای حاجت دوم که خیلی برایم مهم بود، از شهید درخواست و التماس کردم تا شهید کمک کند به حاجتم برسم. روز‌ها گذشت و همچنان به شهید امیدوار بودم. تصمیم گرفتم به‌نیت شهید حاج‌قاسم سلیمانی و چند شهید دیگر ازجمله شهید عباس دانشگر، زیارت عاشورا بخوانم. پنجشنبه ۲۰مرداد۱۴۰۱ ساعت ۸ صبح بود. سری به اتاق دخترم زدم. دخترم بیدار بود. کنار تخت روی زمین سرم را روی بالش گذاشتم. خوابم برد. در عالم رؤیا دیدم که در امامزاده علی‌اشرف(ع) کنار مزار شهید عباس دانشگر هستم. پسرم و دخترم به‌ترتیب از در امامزاده وارد شدند. یک لحظه دیدم شهید‌عباس عزیز با تعداد زیادی از شهدا در هاله‌ای از نور به‌سمت امامزاده به استقبال ما آمدند. شهید‌عباس از همه جلوتر بود و لباس سبز پاسداری به تن داشت و آن لبخند زیبا بر لبانش بود. وقتی شهید‌عباس نزدیک شد، گفتم: «حاجت منو که ندادی. لااقل حاجت بچه‌هام رو بدین.» پسرم که با فاصله ایستاده بود، جلو آمد و سلام کرد و هم‌زمان به‌سمت شهید دست دراز کرد. شهید‌عباس هم هم‌زمان با پاسخ سلام گرم دستش را به‌سمت پسرم دراز کرد و گفت: «اسمت چیه؟» پسرم گفت: «علی.» شهید با لحن بسیار دلنشین گفت: «ببین، علی‌آقا! من برات دعا می‌کنم.» وقتی این را گفت، انگشت اشاره‌اش را بالا برد. من سریع گفتم: «اجازه بدید من بگم که حاجت پسرم چیه ؛» ولی شهید ادامه داد: «علی‌آقا، من برات دعا می‌کنم.» من این صحنه را می‌دیدم، گویا سال‌هاست که شهیدعباس پسرم را می‌شناسد. خیلی باادب با پسرم برخورد کرد: «اول اینکه حافظ کل قرآن بشوی.» بعد، با احترام عجیبی با نگاهش دنبال رضایتم بود. من خیلی ذوق کردم؛ چون پسرم ۱۰ جزء قرآن را حفظ داشت و آرزو داشتم که کل قرآن را حفظ کند. گفتم: «این عالیه.» بعد ادامه داد: «حاجت دوم اینکه دعا می‌کنم...» سعی کردم بگویم چه دعایی کند، اما ایشان بازهم باادب و لبخند زیبایشان دعای دوم را که بازهم معنوی بود، بیان کردند؛ ولی من فراموش کردم. هرچه بعد از خواب فکر کردم، به ذهنم نیامد؛ ولی خوشحال شدم. بعد رو به پسرم با همان انگشت اشاره و لحن بسیار دلنشین گفتند: «علی‌آقا، سوم اینکه می‌خوای روضه‌خوانی بگیری و هیئت بزنی، بسم الله! من هستم و تا آخرش کمکت می‌کنم» و دستش را طرف خودش برد که انگار همۀ شهدا همراهش قرار است کمک کنند. ناگهان از خوشحالی از خواب بیدار شدم و نشستم. دخترم متوجه حالتم شد. پرسید: «چی شده؟» گفتم: «الان خواب دیدم.» دخترم از من خواست که خوابم را تعریف کنم. با آن احساس معنوی و ذوق‌وشوقی که داشتم، با گریه برایش تعریف کردم. همان روز عصر پنجشنبه تصمیم گرفتیم به سمنان برویم. نشد. جمعه نشد. شنبه نشد. تا پنجشنبۀ بعد یعنی بیست‌وهفتم مرداد ماه رسید. من اصرار کردم هرطور است امروز باید به سمنان برویم. آن‌قدر دیر حرکت کردیم که درست اول اذان مغرب به امامزاده علی‌اشرف(ع) رسیدیم. بدون هیچ‌گونه اطلاع قبلی مشاهده کردیم یادواره ۷۷ شهید امامزاده برپاست و قرار است سردار فدوی، جانشین محترم فرماندهی کل سپاه، سخنرانی کند. شهیدعباس جوری ما را دعوت کرده بود که بتوانیم پدر و مادر بزرگوار ایشان را زیارت کنیم. در راه سمنان به دامغان بسیار خوشحال بودم که فرزندانم با شهدا بیشتر انس گرفته‌اند. امیدوارم بتوانیم خانوادگی راه شهدا را ادامه بدهیم و لطف و محبت شهدا در طول زندگی شامل حال ما شود. 📗 ╭─┅🍃🌺🍃•┅─╮ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@shahiddaneshgar ╰─┅🍃🌸🍃•┅─╯
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ  ۱۳۸۳/۰۴/۱۸ فرمودند: «ما در سابقه‌ى اين پايگاه [پایگاه هوایی شهید نوژه همدان] كسى مثل شهيد عباس دوران را داريم، كه به‌خاطر ايمان جان خودش را آشكار و صريح بر سر يك هدف گذاشت. اگر ماجراى شهيد دوران را در كتاب‌ها خوانده بوديم يا امروز هر كس مى‌خواند، احتمال مى‌داد كه افسانه باشد؛ اما ما آن را با چشم خودمان ديديم، كه اگر نديده بوديم، مى‌گفتيم افسانه است. اينها شوخى نيست؛ اينها عظمت دارد؛ همت انسان‌ها اينجور است و ما بايستى در هر بخشى همت كنيم.» تصویر حضور حصرت آقا در سال ۸۷ -شیراز ۳۰ تیر ماه سالروز شهادت شهید عباس دوران
|✍🏻🌿 برگزاری مراسم و قرائت زیارت عاشورا عصر جمعه با حضور هیئت حسین(ع) کاشان مشکات امامزاده اسحاق(ع) و امامزاده سلیمان(ع).. خداقوت و التماس دعا✨ | @kanoon_shahiddaneshgar |
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فرماندهان ارشد نظامی با حضور در نهاد ریاست‌جمهوری از عملکرد دولت سیزدهم و مخبر قدردانی کردند شنبه، ۳۰ تیر ۱۴۰۳.