26.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت اول فصل چهارم)
🔸مرحله بعدی رسیدیم به زندان اوین و من با حال بدی وارد زندان شدم ۲۰ مهر ۱۴۰۰،
بهترین نقطهای که بعد از آن شرایطی که بوجود آمده بود همین بود که واردش شدم.
🔸یکی از شبهایی که ساعت ۱۰ونیم خاموشی زدند با خودم کلنجار رفتم بلند شدم، نشستم رئیس اتاق سراغم آمد گفت: ناآرامی!
گفتم: جای من خیلی بد است، گفت: امشب را تحمل کن تا ببینم بعداً چه میتوانم بکنم
یک دقیقه نشستم تا دراز کشیدم یهو جسم خودم را دیدم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/P1RpK
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۱
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
27.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت اول فصل چهارم)
🔸دیدم آن خانم با حالتی که دست به پهلو داشتند و احساس درد بدی داشتند گفتند: این آینده توست نمیخواهی ترک کنی؟! به خانوادهات احترام بگذاری؟ دوست داری شرایط آیندهات این باشه؟
تا گفتم چرا؛ دیدم ساعت روی دیوار ۳ رو نشون میده، تصمیم گرفتم قرصها را ادامه ندم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/YarGZ
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۱
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
34.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت دوم فصل چهارم)
🔸آن لحظه که مرا زیر آب یخ کرد یک سردی روی من ریخته شد، همان لحظه دیدم در یک اتاق کاملاً سنگی هستم در واقع همان اتاق ۱۱خودمان (زندان اوین) سنگ خاکستری، مشعل هم روی دیوار، آتش کم و زیاد میشد.
همان افراد ولی عریان، فضا تغییر کرد...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/5goVW
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۲
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
26.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت دوم فصل چهارم)
🔸 باز به در نگاه کردم اشاره مستقیم به من شد از سمت همان خانم، گفتم تمام شد رفتم برای جواب پس دادن، با همان حس ترس آرام آرام رفتم سمتشان
یکهو چشم باز کردم دیدم اتاق تغییر کرد
انگار اوضاع بهتر از قبل شده بود...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/m42Ue
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۲
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
23.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت دوم فصل چهارم)
🔸اینجا اوضاع بهتر بود من فهمیدم به اینها فرصت داده شده خودشان را پیدا کنند بهتر کنند تا برگردانده بشوند به بهشت، بدنهای سالمتری داشتند و هیچ کس پایینتر نمیرفت.
🔸احساس کردم از این طبقات باید درس بگیرم (توشهای بردارم). باز به من اشاره شد
رفتیم اتاق دوم پنجره بود، نور بود، آنجا همه لباس داشتند...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/dx7lk
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۲
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
30.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت دوم فصل چهارم)
🔸 زمانیکه من آمدم و تازه برام سئوال شد این خانم کی هستند که از ابتدا بودند؟
دو نفری که ایستاده بودند گفتند: ایشان مادرمان خانم فاطمه زهرا(س) هستند
فهمیدم کجا هستم!!
دردی که میکشیدند در چهره میتوانستید ببینید
میخواستم به احترامشان بلند بشم نمیگذاشتند؛ گفتند: تو کارهای مهمتری داری باید برگردی...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/yU8xG
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۲
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
21.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت دوم فصل چهارم)
🔸چیز عجیبی که برایم بود این بود که وقت بیشتری حسینیه میگذراندم، گرایش بیشتری به این محیط پیدا کرده بودم، اینقدر حس آرامش بهم میداد که تماسهای تلفنی با همسرم هم کمتر شد...
🔸من هنوز میدیدم مادرم، پدرم، همسرم به یک شخص دیگری رو میاندازند تا رضایت بگیرند؛ میدیدم پدر زنم به فکر این است که سند برایم بگذارد...
تا اینکه ۲۰ اسفند ماه از پایین زنگ زدند و اسامی را گفتند که من هم جزو اسامی بودم که ساعت ۳ونیم آزاد میشوند.
گفتند خانواده و مادرت از ساعت ۱۰ صبح منتظر تو هستند...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/hvdg4
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۲
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
فصل: چهارم
قسمت: اول
عنوان: منفی هفت (بخش اول)
مهمان: آقای دانیال قاسمعلی
تهیه کننده و مجری: عباس موزون
🎬 بدون نیاز به دانلود در آپـــــــارات ببینیــــد
📺 بدون نیاز به دانلود در تلوبیـــــون ببینیـد
🔊 از ایران صدا بشنوید (صوتی)
⬇️ دانلود با حجم کم در کانال سروش
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۱
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔️ @abbas_mowzoon
🆔️ @abbas_mowzoon_links
فصل: چهارم
قسمت: دوم
عنوان: منفی هفت (بخش دوم)
مهمان: آقای دانیال قاسمعلی
تهیه کننده و مجری: عباس موزون
🎬 بدون نیاز به دانلود در آپـــــــارات ببینیــــد
📺 بدون نیاز به دانلود در تلوبیـــــون ببینیـد
🔊 از ایران صدا بشنوید (صوتی)
⬇️ دانلود با حجم کم در کانال سروش
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۲
#دانیال_قاسمعلی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔️ @abbas_mowzoon
🆔️ @abbas_mowzoon_links
27.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت سوم فصل چهارم)
🔸۱۳ فروردین ۱۴۰۰ بود که طبق معمول شیفت کاری شروع شده بود که طبق برنامهریزی که داشتیم، از محل استراحت که از قبل تعیین شده بود میرفتم که سرکشی کنم به نیروها، آن روز واکسیناسیون داشتیم، ساعت ۹ صبح بدون هیچ سرگیجهای روی یک تکه چمن یکهو افتادم و هیچ دردی متوجه نشدم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/zxm0G
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۳
#میثم_نثاری
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
23.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت سوم فصل چهارم)
🔸اولین چیزهایی که دیدم آسمانی آبی مثل آسمان خودمان، زمین پهناور سبزه مانند چمنزار میدیدم که بعد از آنجا حالت دوربین میآمدم زمین جایی که خودم افتاده بودم
🔸یک سگ به اسم آلیس داشتم که همیشه دنبالم میآمد، آن روز هم از زمانیکه از سوئیت آمدم تا محل کار با من میآمد وقتی هم که افتادم یه کم دورم چرخید کمی پارس کرد که من بلند بشم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/SjlWX
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۳
#میثم_نثاری
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت سوم فصل چهارم)
🔸سن ۸ ماهگیام را دیدم که پدرم از سر کار آمده بود در حیاط چند تا پله بود آنجا نشسته بود انگور یاقوتی در دهان من له میکرد که من آب انگور بخورم، دست پدرم را گاز میگرفتم و پدرم لذت میبرد، مزه انگور را میفهمیدم (آنجا من داشتم دندان درمیآوردم)
🔸چیزهایی میدیدم که هیچ وقت فکر نمیکردم یادم بیاد...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/Nw6mK
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۴_قسمت_۳
#میثم_نثاری
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links