eitaa logo
عباس موزون
50.2هزار دنبال‌کننده
988 عکس
2.3هزار ویدیو
8 فایل
مدیرکانال: عباس موزون ✍️پیشینه: پژوهشگر نویسنده تهیه کننده کارگردان مجری تلویزیون گوینده رادیو ✍دانش ها: کارشناسی: مهندسی تکنولوژی کارشناسی: کارگردانی سینما کارشناس ارشد: مدیریت اجرایی دکتری: مدیریت رسانه دانشجوی دانشگاه تهران ☎روابط عمومی @My_net_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
20.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هفتم فصل دوم) 🔸زمان تولد فرزندم نزدیک شد و با هماهنگی پزشک دارویی دریافت شد (از هر صد هزار نفر یک نفر به این دارو حساسیت داره و آن یک نفر من بودم). 🔸وارد یک موقعیت جدید شده بودم که اصلا یادم رفته بود که من در بیمارستانم و قرار بوده پسرم به دنیا بیاد، وقتی با دقت نگاه کردم شبیه یک تونل بود (حس تونل مانند داشت). فکر می‌کردم من کجا دارم میرم و چه اتفاقی داره برام میفته اینجا کجاست؟؟!! 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/yI1Mh 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هفتم فصل دوم) 🔸 قبل از تجربه از مرگ می‌ترسیدم الان خیر؛ وقتی یکی از نزدیکان فوت می‌کردم الان چه اتفاق بد و ناگواری داره براش میفته، ولی الان این حس را ندارم. 🔸یک مسافر به این فکر نمی‌کنه که حتماً همه چیز باید خوب پیش برود، من زندگی را سخت نمی‌گیرم می‌دانم اینجا قرار نیست بمانم. 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/ICfno 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 در من ساحلی هست که می بایست در نوردم خروشی که می بایست در گوش هستی بپیچانم شعله ای که می بایست ظلمت را به آتش کشد سواری که پیش از من به مقصد رسیده در من همه تاب دویدن است و تب رسیدن. ✍🏻 عباس موزون-بهمن ۱۴۰۳ 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
17.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هشتم فصل دوم) 🔸تابستان سال نود و پنج بود خانه پدریم، شب وقتی رفتم به رختخواب لحظه‌ای که سر بر بالش گذاشتم، روح از بدنم جدا شد خودم را در یک خیابان عریضی دیدم. 🔸آنجا روز بود از خیابان که خواستم رد بشم جوی آب بود وقتی از روی آن پریدم یک کویر خشک بزرگ و خیلی تاریک بود، بوته‌های خشک همه آتش بودند که با روشنایی آتش آنجا روشن بود... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/qDyme 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
6.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هشتم فصل دوم) 🔸علت مشاهده آن آتش‌ها را می‌دانستم چون زندگی سختی داشتم اقدام به خودکشی کرده بودم وقتی پسرم مدرسه بود گفتم الان بهترین موقع است که خودم را نجات بدم، کلافه و سردرگم و ناامید بودم آمدم اقدام کنم پشیمان شدم... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/BxsRb 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
17.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هشتم فصل دوم) 🔸هیچ‌ کس صدای من را نمی‌شنید، اصلا نمی‌فهمید خیلی دردناک و‌ وحشتناک بود حتی از آن آقایی که همراهم بودند درخواست کمک کردم ایشون گفتند: هیچ کمکی به شما نمی‌توانم بکنم این مسیری هست که خودت باید طی کنی و به راهم ادامه دادم... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/LUopx 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
13.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هشتم فصل دوم) 🔸آبی که آنجا دیدم متفاوت‌تر از این آبی بود که استفاده می‌کنیم، وقتی سمت آب می‌رفتم حس آرامش در آن آب بود، خیلی پاک بود مثل آینه. 🔸آقایی که کنارم بودند گفتند: باید سمت راست بری، سمت راست رو که دیدم دشت پُر از گل را دیدم که با گل‌های زمینی فرق داشت حس کردم درخت‌ها به من خوش آمد می‌گویند... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/CJLiN 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
8.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت هشتم فصل دوم) 🔸وقتی از خواب بیدار شدم خانه مادرم بودم برای صرف صبحانه که از اتاق بیرون رفتم مادرم گفت: چرا موهای تو سپید شده؟ 🔸وقتی کنار آن بانو بودم به من گفتند: تو رسالتی داری که باید برگردی و آن رسالت را انجام بدی و بعد برگردی اینجا... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/0L1yJ 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links