eitaa logo
عباس موزون
50.2هزار دنبال‌کننده
988 عکس
2.3هزار ویدیو
8 فایل
مدیرکانال: عباس موزون ✍️پیشینه: پژوهشگر نویسنده تهیه کننده کارگردان مجری تلویزیون گوینده رادیو ✍دانش ها: کارشناسی: مهندسی تکنولوژی کارشناسی: کارگردانی سینما کارشناس ارشد: مدیریت اجرایی دکتری: مدیریت رسانه دانشجوی دانشگاه تهران ☎روابط عمومی @My_net_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
22.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت پانزدهم فصل چهارم) 🔸یکی گفت که از این ور برو، نگاه کردم دیدم قد فوق العاده بلند صورت رو نمی‌دیدم اصلا، سیاه بود انگار یه لباس مشکی کلا پوشیده بودن بهش مثل لباس‌های عربی بلند مشکی 🔸بعد که در رو پیدا کردم رفتم سمت نور، دیدم که نور هست یه چیز گرد ولی بدون سیم، ثابت بود. بعد دیدم که فامیل‌های من، اموات من وایساده بودن، همه در جوار این نور وایساده بودن... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/hniDZ 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت پانزدهم فصل چهارم) 🔸من یه آدم جوشی بودم، خوش اخلاق بودم اما بعضی موقع‌ها مشکلات ایجاب می‌کرد که عصبانی بشم متاسفانه بد جوش می‌آوردم و این جوش آوردن.ها خیلی کار منو خراب کرد، خیلی کارهای دنیا و قیامت منو عقب انداخت. 🔸رفتیم که بریم دیدم یه تونلی هست یه تونل با دیوار کوتاه من ترسیدم وقتی که رفتم داخل، زن و بچه خودم، پدر و مادر خودم و کسانی که داد زده بودم دیدم اونجا وایساده بودن و سر تکون می‌دادن و من از خجالت سر انداختم پایین... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/gdjq0 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
24.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت پانزدهم فصل چهارم) 🔸جایی بود یواش یواش به چمن رسید، چه چمنی! به درخت رسید چه درختی! درخت‌های پا کوتاه پر میوه سر پایی. چه رنگ‌هایی! واقعا چه رنگ‌هایی! رنگ‌ها اصلا نمی‌تونی (چی بگم) تصور کنی. اصلا نمی‌تونی تو فکرت نگه داری این رنگ‌ها کجا بود؟! انقدر خوشرنگ؟!! 🔸یک صفحه سینما باز شد من تقریباً یک سی متری با این فاصله داشتم صفحه فیلم شروع شد و ایکاش شروع نمی‌شد. تمام دغدغه من همین فیلم شد... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/M6DIb 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
23.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت شانزدهم فصل چهارم) 🔸 دوباره شروع شد با خانمم جنجال داشتیم دعوا می‌کردم حرف بهش می‌زدم. هر دفعه جر و بحث می‌کردم یواش یه شوکی بهم وارد می‌شد. من که نشسته بودم دستام باز بود پاهام باز بود ولی هی یواش یواش هی جمع می‌کردم چون هی یه فشاری یواش یواش میلی به میلی می‌ومد جلو. وقتی می‌ومد احساس می‌کردم شب اول قبرمه. دیگه اونجا فهمیدم که مُردم دارم جواب می‌دم و نمی‌دونم چکار کنم و این ترازوی بنده دیدم کج شد... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/7X5TK 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
24.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت شانزدهم فصل چهارم) 🔸زن و بچه‌هام مانتویی بودن. چادر رو کنار گذاشتن. منم که اصلاً دوست نداشتم اینا رو گذاشته بودم زیر فشار درگیری داشتم که چرا چادر سر نمی‌کنید دعوا ، دعوا، دعوا ... اونجا رو نشونم دادن که تو چرا انقدر بحث می‌کنی گفت: اگر در حق تو خلاف کرده یا اگر گناه کرده، باید جرمشو بکشه، اما اگر کاری کرده که تو دوست نداری، نباید هر روز دعوا کنی یا باید جدا می‌شدی یا باید اینو تحمل کنی چرا زدی؟ گفت: چرا زدی؟... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/0t3qx 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
22.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت شانزدهم فصل چهارم) 🔸دیگه هی می‌رسید به آخر کار، یه روز دم امامزاده قاسم وایساده بودم دیدم یه آقایی اومد دست بلند کرد، آقا یه کمکی به ما بکن، من اونجا واقعا پول نداشتم تو کیفم. اون روز یعنی واقعاً یک هزار تومنی پونصدی تو کیفم نبود. همینطوری نگاه کردمو گفتم خدا اگه داشتم می‌دادم... 🔸تنها چیزی که به درد من خورد دست مردم رو گرفتن بود. حتی با خنده حتی با محبت هرجوری بود برای من اینا ثوابش بزرگ بود... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/7fciW 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
27.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت شانزدهم فصل چهارم) 🔸آقا امامزاده قاسم دوباره اومد، آقا امامزاده قاسم اومد بغل دست من انگاری یکدفعه زیر فشار بودم باز شد. 🔸بعد که رفتیم جلوتر گفت: پسر گردن کلفتی نکن، هیچ چیز، هیچ چیز بهتر از مهربانی نیست، گفت با زبونت با آرومی با مردم صحبت کنی خودشون بلدن احتیاجی به گردن کلفتی نیست... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/Nq5nV 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
29.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت شانزدهم فصل چهارم) 🔸وقتی که به هوش اومدم اول خدا رو شکر کردم. تازه فهمیدم خدا خیلی دوستم داشته. اونجا فهمیدیم که خدا خدایی کرد ولی ما بندگی نکردیم و اون روز از خدا خواستم گفتم خدایا قدرتی بده که من بندگی کنم. 🔸 خدا اینو گذاشت برای همیشه برای من؛ یک، پام شکست که سمت گناه نرم. لگنم شکست که جای گناه نشینم. گردنم شکست که گردن کلفتی نکنم. دماغم شکست که دم دماغ خودمو نبینم فراتر رو ببینم کارو برای خدا ببینم نه برای شخص خودم. سَرَم اینجوری شد اونم بخاطر اینکه زود قضاوت نکنم فکر بد نکنم... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/681mo 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
12.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 پشت صحنه فصل چهارم یک شب از صدها شب بیداری 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links