فصل: دوم
قسمت: هفتم (بخش دوم)
عنوان: مادرانه
مهمان: خانم طیبه مجرد
تهیه کننده و مجری: عباس موزون
🎬 در آپـــــــارات ببینیــــد
📺 در تلوبیـــــون ببینیـد
🔊 از ایران صدا بشنوید (صوتی)
⬇️ دانلود با حجم کم در کانال سروش
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۷_بخش_۲
#طیبه_مجرد
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔️ @abbas_mowzoon
🆔️ @abbas_mowzoon_links
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 در من ساحلی هست که می بایست در نوردم
خروشی که می بایست در گوش هستی بپیچانم
شعله ای که می بایست ظلمت را به آتش کشد
سواری که پیش از من به مقصد رسیده
در من همه تاب دویدن است و تب رسیدن.
✍🏻 عباس موزون-بهمن ۱۴۰۳
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#اسب
#ساحل
#سوارکار
#سوارکاری
#دریا
#سپیده
#صبح
#نور
#روشنی
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 هفتاد و چهار حدیث درباره مشاهده همه معصومین علیهما السلام توسط فرد محتضر
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#احتضار
#محتضر
#مشاهده
#حدیث
#نور
#ولایت
#عاقبت_بخیری
#علامه_مجلسی
#آیت_الله_فاطمی_نیا
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
17.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸تابستان سال نود و پنج بود خانه پدریم، شب وقتی رفتم به رختخواب لحظهای که سر بر بالش گذاشتم، روح از بدنم جدا شد خودم را در یک خیابان عریضی دیدم.
🔸آنجا روز بود از خیابان که خواستم رد بشم جوی آب بود وقتی از روی آن پریدم یک کویر خشک بزرگ و خیلی تاریک بود، بوتههای خشک همه آتش بودند که با روشنایی آتش آنجا روشن بود...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/qDyme
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۱
#معصومه_شفیعیابنوی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
6.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸علت مشاهده آن آتشها را میدانستم چون زندگی سختی داشتم اقدام به خودکشی کرده بودم وقتی پسرم مدرسه بود گفتم الان بهترین موقع است که خودم را نجات بدم، کلافه و سردرگم و ناامید بودم
آمدم اقدام کنم پشیمان شدم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/BxsRb
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۱
#معصومه_شفیعیابنوی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
17.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸هیچ کس صدای من را نمیشنید، اصلا نمیفهمید خیلی دردناک و وحشتناک بود
حتی از آن آقایی که همراهم بودند درخواست کمک کردم ایشون گفتند: هیچ کمکی به شما نمیتوانم بکنم این مسیری هست که خودت باید طی کنی و به راهم ادامه دادم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/LUopx
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۱
#معصومه_شفیعیابنوی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
13.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸آبی که آنجا دیدم متفاوتتر از این آبی بود که استفاده میکنیم، وقتی سمت آب میرفتم حس آرامش در آن آب بود، خیلی پاک بود مثل آینه.
🔸آقایی که کنارم بودند گفتند: باید سمت راست بری، سمت راست رو که دیدم دشت پُر از گل را دیدم که با گلهای زمینی فرق داشت
حس کردم درختها به من خوش آمد میگویند...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/CJLiN
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۱
#معصومه_شفیعیابنوی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
8.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸وقتی از خواب بیدار شدم خانه مادرم بودم برای صرف صبحانه که از اتاق بیرون رفتم مادرم گفت: چرا موهای تو سپید شده؟
🔸وقتی کنار آن بانو بودم به من گفتند: تو رسالتی داری که باید برگردی و آن رسالت را انجام بدی و بعد برگردی اینجا...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/0L1yJ
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۱
#معصومه_شفیعیابنوی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
فصل: دوم
قسمت: هشتم (بخش اول)
عنوان: رنگی به قیمت عمر
مهمان: خانم معصومه شفیعیابنوی
🎬 در آپـــــــارات ببینیــــد
📺 در تلوبیـــــون ببینیـد
🔊 از ایران صدا بشنوید (صوتی)
⬇️ دانلود با حجم کم در کانال سروش
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۱
#معصومه_شفیعیابنوی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔️ @abbas_mowzoon
🆔️ @abbas_mowzoon_links
13.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸سال 85 مراغه بودم و در آنجا شاطر نانوایی بودم، با آقایی موتور فروش آشنا شدم و از موتوری خوشم آمد و خریدم و به خانه رفتم، بار اول سالم بود رسیدم مشکلی نبود
🔸آقای فروشنده تماس گرفت و گفت: موتور را بیاور تا آچارکشی کنم، از مراغه (منزلمان مراغه بود) تا میاندوآب آهسته آمدم، از میاندوآب به طرف شاهین دژ سر پیچ سردخانه است، به سردخانه که رسیدم سرم پایین بود راه خودم را میآمدم یک ماشین جلوی من سبز شد، برخورد کردیم و دیگر هیچ چیز متوجه نشدم...
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/bp0yq
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۲
#عباس_اسدپور
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links
8.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان:
(گزیدهای از قسمت هشتم فصل دوم)
🔸آن دنیا جهنم اینطور است وقتی رهایت کنند خیلی سخت است، بی توجهی خیلی سخت است (وقتی آن هیبت توجهی نمیکرد)
🔸صورت من سفیدی نداشت، اصلا در آن جهنم کل موهای سر و صورتم سفید شد (بر اثر سختی آنجا)
🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید:
https://aparat.com/v/GUwFR
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
#زندگی_پس_از_زندگی
#عباس_موزون
#فصل_۲_قسمت_۸_بخش_۲
#عباس_اسدپور
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
🆔 @abbas_mowzoon
🆔 @abbas_mowzoon_links