eitaa logo
عباس موزون
50.2هزار دنبال‌کننده
988 عکس
2.3هزار ویدیو
8 فایل
مدیرکانال: عباس موزون ✍️پیشینه: پژوهشگر نویسنده تهیه کننده کارگردان مجری تلویزیون گوینده رادیو ✍دانش ها: کارشناسی: مهندسی تکنولوژی کارشناسی: کارگردانی سینما کارشناس ارشد: مدیریت اجرایی دکتری: مدیریت رسانه دانشجوی دانشگاه تهران ☎روابط عمومی @My_net_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
10.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌‎ای از قسمت بیست و یکم فصل سوم) 🔸رفتیم در تونل دستم در دستان پدرم بود گفت: در این تونل می‌روی سعی کن چشمانت را باز نکنی و چیزی نشنوی، قبل از اینکه برویم باز یک نگاه به امام رضا(ع) کردم گفتم یکبار دیگر ببینمش چون دیگه نبینمش، چشمانم باز شد دیدم سفیدی رنگی است به انتهای تونل رسیدم احساس کردم پدرم مرا پرتاب کرد انگار برگشتم به جسمم... 🔸 روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد جایی برای بوسه مادر ندارد... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/6Cdst 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
16.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸شب قدر ماه رمضان ۱۳۹۱ تصادف رخ داد، من، مادرم، زن عمو‌ و خواهرم بودیم که راننده خودم بودم، رفتیم گاز(سوخت) بزنیم چاله‌ای در مسیر بود که ندیدم، یک چرخ ماشین بلند شد به مانعی خورد و ماشین چپ کرد. 🔸دیدم ایستادم (در حالی‌که ماشین داشت چرخ آخرش را می‌زد) و ماشین آن طرف جاده پرت شد... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://www.aparat.com/v/mwq9K 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
16.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸پدرم را دیدم می‌گفت: خدایا من تا به حال هیچ چیزی ازت نخواستم، هر کار خیری انجام دادم فقط برای رضای خودت بوده، هیچ چیزی نمیخوام فقط می‌خوام پسرم را برگردانی. 🔸می‌رفتم سمت مادرم مثل پدرم گریه می‌کرد، کار می‌کند و گریه می‌کند؛ وقتی گریه‌های پدرم تمام شد به مادرم زنگ‌ می‌زد که بگذار شیر بیارم و انواع میوه را مادرم آب می‌گرفت از دستگاه می‌دادند می‌خوردم. 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/XdEg0 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
21.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸دکتر به پدرم گفت: ببینید چند وقته اینطوریه از آن موقع تا الان دریغ از نیم درصد بهبودی، اتفاقی نیفتاده این الان با سنگ چه فرقی دارد؟ به پدرم گفت آقای رادی بیا تا اعضایش سالم است اهدا کنید که آن دنیا باقیات صالحات باشه، پدر و مادرم قبول نکردند... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/rdMxJ 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
15.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸آن همراه گفت: چرا نگرانی، چرا می‌ترسی؟ مگر تو گرما را حس می‌کنی! از او سئوال می‌کردم چرا شرایط شون اینطوری هست؟ چرا اینها را عذاب می‌دید؟ گفت: چرا می‌خواهی بدانی؟ گفتم: می‌خواهم بدانم که وقتی برگشتم مسجد رفتم، خانه رفتم به دوستانم بگم آن دنیا اینطوریه هر کس کار بدی انجام بده صد برابرش آنجا عذاب خواهد شد... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/3LCGi 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
20.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸کسی که نمی‌دانم فرشته یا چه موجود دیگری بود گفت: واقعاً به یقین رسیدی؟ (چون قبلاً دعا می کردم آن دنیا را ببینم) گفتم: می‌خوام برم خانه خدا، گفت: دوست داری بری مکه؟ گفتم: بله سه بار گفت: یقین داری، باور داری؟ 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/fkFJx 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
18.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸گفتم خدایا شکرت، دارم از تشنگی می‌میرم، صحرا ، بیابان ، هیچ کس نیست که به من آب دهد، از شدت تشنگی خواستم خاک‌ را ببرم جلوی دهانم بخورم بلکه تشنگی برطرف شود، خاک تبدیل به آب شد روی زمین ریخت گفتم خدایا چه کار کنم؟ انگار هوایی، حلقه‌ای، مثل همان فرشته که شبیه شیشه یا پنبه بود حالتش، دور پایم پیچ خورد حس کردم از زمین جدا شدم... حس کردم پاهایم روی زمین نیست... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/QjOtA 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
16.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده‌ای از قسمت بیست و دوم فصل سوم) 🔸 گفتم می‌خوام بدونم وقتی برگشتم جایگاهم نزد خدا کجاست؟ گفت: چرا می‌خواهی ببینی؟ گفتم می‌خوام بدانم چون اگر جایگاهم خوب است همین رویه را ادامه بدهم گفت: باید بهت بگم که خیلی چیزها را نباید بگی وقتی برگشتی و اگر می‌خواهی بگویی به اهل یقین بگو... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/TrDcs 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 تجربه دکتر رستگار در فصل سوم پخش شد. معتقدم تجربه این تجربه‌گر (به ویژه در سوابق و گذشته شخصیتی ایشان) نکات بسیار آموزنده و عمیقی داشت که می‌توانست بیش از این‌ها مورد توجه جامعه مخاطب قرار گیرد. و با اطمینان عرض می‌کنم که ظرفیت اجتماعی «میزان و نوع تحولات این تجربه‌گر» بالاتر از چیزی است که تا به امروز رخ داده. و بنده همچنان چشم به راهم که مخاطبان برنامه با دقت بیشتر و بار دیگر این تجربه را در اینترنت بیابند، بازبینی فرمایند و بیشتر بیاندیشد که طرز تهیه و مراحل پخت و پز یک ریاکار توسط جامعه چگونه می‌تواند باشد و ضمناً به این هم توجه شود که عمق نفوذ یک تجربه در جان یک تجربه‌گر تا چه حد می‌تواند باشد که تا این حد ریا را از او بشوید و باور را در جان او جایگزین کند. (هر چند میزان پایداری در تحولات تجربه‌گران و وفادار ماندنشان به محتوای تجربه، بین تجربه‌گران مختلف، فرق می‌کند و میزان اثرپذیری و وفاداریشان به عالم غیب از صفر درصد تا صد درصد می‌تواند متغیر باشد). 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links