eitaa logo
عباس موزون
50.2هزار دنبال‌کننده
988 عکس
2.3هزار ویدیو
8 فایل
مدیرکانال: عباس موزون ✍️پیشینه: پژوهشگر نویسنده تهیه کننده کارگردان مجری تلویزیون گوینده رادیو ✍دانش ها: کارشناسی: مهندسی تکنولوژی کارشناسی: کارگردانی سینما کارشناس ارشد: مدیریت اجرایی دکتری: مدیریت رسانه دانشجوی دانشگاه تهران ☎روابط عمومی @My_net_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
فصل: پنجم قسمت: بیست و دوم عنوان: جان مادر مهمان: آقای حمید جعفری تهیه کننده و مجری: عباس موزون 🎬 دانــــــلود بــــــا کیفیــــــت بالا از آپــــــــــــارات👇 https://aparat.com/v/wcuv6nt ⬇️ دانــــــلود با حجم کم از کــــانال ســـــروش👇 https://splus.ir/abbas_mowzoon/3494 📺 مشاهده بدون نیاز به دانلود از تلوبیون👇 https://telewebion.com/episode/0xc503c14 🔊 دریافت فایل صـــــــوتی از ایــــــران صـــــدا👇 http://sokhan.iranseda.ir/detailsPodcast/?g=614324 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🆔️ @abbas_mowzoon 🆔️ @abbas_mowzoon_links
فصل: پنجم قسمت: بیست و سوم عنوان: جان مادر (تکرار) مهمان: آقای حمید جعفری تهیه کننده و مجری: عباس موزون 🎬 دانــــــلود بــــــا کیفیــــــت بالا از آپــــــــــــارات👇 https://aparat.com/v/bgz934t ⬇️ دانــــــلود با حجم کم از کــــانال ســـــروش👇 https://splus.ir/abbas_mowzoon/3495 📺 مشاهده بدون نیاز به دانلود از تلوبیون👇 https://telewebion.com/episode/0xc5437ff 🔊 دریافت فایل صـــــــوتی از ایــــــران صـــــدا👇 http://sokhan.iranseda.ir/detailsPodcast/?g=614324 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🆔️ @abbas_mowzoon 🆔️ @abbas_mowzoon_links
9.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و چهارم فصل پنجم) 🔸در شهرستان زرین رود سرباز دادگاه بودم، روز تاسوعا برای خرید به شهر رفتم. صدای موسیقی را بالا بردم که صدای عزاداری را نشنوم؛ بعد از ازدواجم تنش های زیادی داشتیم کلا ناامید شده بودم آرزوی مرگ کردم، درد شدید قفسه سینه پیدا کردم و احساس بی وزنی به من دست داد به هر جایی فکر میکردم آنجا بودم. 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/laxq897 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
10.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و چهارم فصل پنجم) 🔸وارد محیطی شدم که احساس کردم آنجا تنها نیستم و راهنما همراه من بود هر سوالی داشتم از او می‌پرسیدم. صحنه ای به من نشان دادند که با همسرم دعوا کرده بودم و داشت گریه میکرد، آنجا عذاب وجدان خیلی شدیدی داشتم وقتی آن صحنه را دیدم، خیلی سرخورده شدم و حالت شرمندگی شدیدی داشتم. 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/uoqx37o 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
10.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و چهارم فصل پنجم) 🔸حرکت کردیم ولی تعداد ما زیاد میشد، به شکل نور بودیم من به‌عنوان یک شخص کم نوری حضور داشتم. به سمت نوری عظیم و زیبا حرکت میکردیم؛ در راه گل‌هایی بسیار زیبا می‌دیدیم که موسیقی پخش می‌کردند و تغییر رنگ میدادند و چیزی که دوست داشتم مطابق میل من موسیقی پخش میشد. 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/cnztct8 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
10.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و چهارم فصل پنجم) 🔸من یک هیبت نورانی دیدم از راهنما پرسیدم جوابی نداد! به آن سمت کشیده شدم؛ آن شخص به من گفت: شما گفتید ما دروغ هستیم ولی ما به شما کمک کردیم‌! بیشتر از چیزی که فکر میکنید به یاد شما هستیم؛ حتی آنهایی که ما را انکار می‌کنند. وقتی این حرف را زدند من شرمنده شدم. 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/jhg79ou 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
فصل: پنجم قسمت: بیست و چهارم عنوان: پرنده طلایی مهمان: آقای رضا معظمی گودرزی تهیه کننده و مجری: عباس موزون 🎬 دانــــــلود بــــــا کیفیــــــت بالا از آپــــــــــــارات👇 https://aparat.com/v/vdzie04 ⬇️ دانــــــلود با حجم کم از کــــانال ســـــروش👇 https://splus.ir/abbas_mowzoon/3496 📺 مشاهده بدون نیاز به دانلود از تلوبیون👇 https://telewebion.com/episode/0xc58998f 🔊 دریافت فایل صـــــــوتی از ایــــــران صـــــدا👇 http://sokhanrani.iranseda.ir/detailsPodcast/?g=614606 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🆔️ @abbas_mowzoon 🆔️ @abbas_mowzoon_links
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و پنجم فصل پنجم) 🔸از روبرو یک پژو پارس می آمد و همکارم بنده خدا چون چراغ نداشت نتوانست ترمز بگیرد. پیچید رفت توی تریلی تراکتور. من از جسمم بیرون آمدم کنار عبدالله ایستادم و گفتم ما اینجا چکار میکنیم؟! یک تونلی باز شد پر از نور بود نورهای سبز و زرد ... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/cot06bw 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
9.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و پنجم فصل پنجم) 🔸ما دست یکدیگر را گرفتیم و به داخل تونل رفتیم. عبدالله گفت: هادی اتفاق بدی برای ما افتاده تو خوب میشوی و برمی‌گردی فقط به همه بگو که مراقب فرزندان من باشند. به محل حادثه رفتم و دیدم داشتند مرا آماده می‌کردند که به بیمارستان ببرند. صدایی با من صحبت میکرد و می‌گفت: تو باید بیایی اینجا چیزهایی را یاد بگیری و بعد برگردی... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/qod159u 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
10.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و پنجم فصل پنجم) 🔸من در زندگی ام همه چیز داشتم، همه ی امکانات لازم را داشتم اما همیشه ناراضی بودم. زندگی را برای خودم تلخ کرده بودم و شاکی بودم. یک بار از ته دل سپاسگزاری نکرده بودم، اما الان واقعا یاد گرفتم همیشه خدا را شکر میکنم و از ته دل سپاسگزاری میکنم ... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/nusuv5u 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
11.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و پنجم فصل پنجم) 🔸بعد از این اتفاق همیشه زندگی ام را به خدا واگذار میکنم، میگویم: ما فقط امانت دار جسم خود هستیم روح ما اصل هست که آن هم دست ما نیست. صدای خانمی که مادر یکی از دوستانم بودند را می‌شنیدم، ایشان برای من ختم صلوات گرفته بودند دقیقاً همان روزی که به امام موسی کاظم(علیه السلام) رسیدند من شفا پیدا کردم ... 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/xjv3gg4 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links
12.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت بیست و پنجم فصل پنجم) 🔸من واقعا امام رضا(علیه السلام) را بارها دیدم و شفای خود را از ایشان گرفتم. برادرم یک روز قبل از اینکه شفا پیدا کنم به ضریح آقا امام رضا (علیه السلام) چسبیده بود و دعا میکرد، من ناخودآگاه سمت پنجره ی فولاد رفتم آقا امام رضا(علیه السلام) از داخل نوری آمدند و دستی روی صورتم کشیدند و من به هوش آمدم . 🎬 با کیفیت بالاتر از اینجـا در آپــــارات ببینید: https://aparat.com/v/enap91y 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 🆔 @abbas_mowzoon 🆔 @abbas_mowzoon_links