n054 تا ساحل،پرسشهای گام اول،طرز رفتار با شوهر بداخلاق.mp3
1.92M
🎧 پرسشهای گام اوّل⬇️
✅ طرز رفتار با شوهر بداخلاق
❓شوهرم اخلاق تندی دارد؛ امّا اگر من با او به خوبی برخورد کنم، او هم با خوشاخلاقی رفتار میکند. من همیشه کوتاه میآیم؛ چون دوست ندارم در خانه دعوا بشود؛ امّا پسرم میگوید نباید این قدر کوتاه بیایی؛ چرا که خودت را خُرد میکنی. کار من درست است یا حرف پسرم؟
#تا_ساحل_آرامش
#کتاب_دوم
#کتاب_صوتی
#قایق_مهربانی
#بایدهای_زندگی_مشترک1
@abbasivaladi
در کنار یک موکب
پیرزنی نشسته بود.
چند خرمای خشک
توی سینی گذاشته بود.
موکب قبلش
خرمای اعلی داشت.
روی خرماها
ارده هم ریخته بودند
و روی اردهها کنجد.
در کنار خرماها
توی یک عالمه استکان کمر باریک
چای اعلای عراقی میریختند.
موکب بعدی هم
در منقلی طولانی
ذغالهای افروخته
زیر گوشتهای تازه
داشتند بوی کباب را
به مشام تک تک زائرها میرساندند.
پیرزن با نگاهش
که از چشم پر از التماسش
پخش میشد میان زائرها
از همه تمنّا میکرد
شده حتی یک خرما
از توی سینی بردارند.
و هر که به موکب پیرزن میرسید
همۀ پاسخش به تمنّای پیرزن
نیم نگاهی به خرماهای خشکیده بود.
پیرزن داشت دلش میشکست
این را از اشکی که حلقه زده بود
دور چشمانش
و میخواست جاری شود روی گونهاش
میشد به خوبی فهمید.
همان جا ایستادم
میدانستم که میآیی
و مهمان موکب پیرزن میشوی
و چند خرمای خشکیده میخوری.
خدا خدا میکردم
کسی نیاید به سوی موکب پیرزن
اما نمیدانم تو چه انداختی
به دل یک جماعت
که از خرمای تازه و چای اعلای عراقی گذشتند
و پای موکب پیرزن
خیمۀ محبت زدند.
جماعت که رفت
سینی خالی شده بود
پیرزن پَرِ لبخندش را
در اشک شوقش خیس کرد
و کمی از آن را مکید
بعد هم رفت
تا شب نشده
خانۀ دیگری را رفت و رو کند
و رختهای دیگری را شست و شو کند
تا پول چند کیلو خرمای خشک دیگر را
برای فردای موکبش فراهم کند.
#بهانه_بودن
#اربعین
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🍃دلخوشی لحظات من
گاهی که دلم میگیرد
و همراه میشود با بغضی که
در حنجره لانه میکند و قصد بیرون آمدن ندارد
نمیدانم چه کار کنم.
میشود ریسمانی انداخت در حنجر
و این بغض را بیرون کشید؟
و یا میشود بر سر این بغض فریاد کشید
تا از ترس بیرون بیاید؟
چه کار باید کرد؟
بغض راه نفس را میبندد
اگر رها نشود میکُشد آدم را.
یا باید پس برود یا پیش بیاید.
بغض را میشود بلعید
امّا نه هر بغضی را.
بغضهای شبانه
جنسشان فرق میکند با همۀ بغضها.
بغض انتظار هم که نگو و نپرس است.
حالا اگر بغض انتظار
در دل شب
راه نفس را ببندد
چه کار باید کرد؟
چه میشود اگر
برای نجات من از این احتضار
امشبی را
شب بخیرِ آرامی به من بگویی؟
دنیا به آخر میرسد؟
یا چیزی از تو کم میشود؟
حالا یک بار شب بخیرت را
آدم نالایقی چون من بشنود
چه میشود؟
اصلاً کیست که لایق شب بخیرهای تو باشد؟
آقا!
علاج این بغض شبانه
فقط شنیدن صدای توست.
به فریادم برس!
شبت بخیر دلخوشی لحظههای من!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
مهمان نوازی عربها را که دیدم
تمام وجودم شد حقارت و احساس کوچکی.
چطور زائرانت را در آغوش میکشیدند
ودستهایشان را میگرفتند
و با التماس به خانه میبردند
و هر چه داشتند را
سر سفرۀ کرم خویش میگذاشتند
و بیمنت تقدیم زائرانت میکردند.
اینها با آباء و اجدادشان با هم
در مهمان نوازی
به گرد پای تو هم نمیرسند.
برای همین هم بود که وقتی
پا به کربلا گذاشتم
بی فاصله احساس کردم
سرم را به آغوش چسباندهای
و گرمای لبهایت را روی پیشانیام احساس کردم.
حسین در همۀ حرم پخش بود.
با چشم کور هم میشد دید
که چطور دانه دانۀ زائرهایت را
به آغوش میکشی
و سر سفرۀ کرمت مینشانی.
#اربعین
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
170 درس صد و هفتادم با درک جزئی علم خدا، میشه به بزرگی خدا پی برد؟(1).pdf
237.4K
#درس صد و هفتادم: با درک جزئی علم خدا، میشه به بزرگی خدا پی برد؟
✅ توی این فایل پی دی اف👆، جواب این سؤالات👇رو پیدا میکنید:
⁉️به وسعت علم خدا تو حوادثی مثل «گردباد» و «سیل» و ... دقت کردید؟
⁉️تا حالا زیبایی های کلاس توحید مولا علی علیه السلام، رو تجربه کردید؟
⁉️می دونید مولاعلی علیه السلام در مقابل ثنا و تعریفش از خدا، چه پاداشی رو طلب می کنه؟
@abbasivaladi
🍃مولای مهربانم
من از بدیهای خودم خستهام
خستهتر از آنی که بشود تاب آورد.
هر چه قدر به خودم فکر میکنم
میبینم قابل تحمّل نیستم
نه برای خودم و نه برای کسی که از درونم با خبر باشد.
خدای تو چه قدر خوب است
که نگذاشت مردم از درونم با خبر باشند
امّا تو که از باطنم آگاهی
چه طور داری تاب میآوری بودنم را.
من هر شب با این خیال میخوابم
که نکند فردا که بلند شدم
به من بگویی خانهات را ترک کنم
و به دربانها بگویی که دیگر راهم ندهند.
شبها کابوس پشت در خانۀ تو ماندن را میبینم
و صبحها منتظرم که دیگر مرا از خانهات بیرون کنند.
امّا گاهی که میبینم طاقتم تاب شده
و دیگر حتّی برای یک نفس
تاب تحمّل خودم را ندارم
با یک خیال قدری آرام میشوم
تا بتوانم با سوسوی امیدی
راه رسیدن تا تو را طی کنم.
به خودم میگویم
«بدیهای تو هر چه قدر هم که زیاد باشند
یک خوبی دارند.
تو که فهم و معرفت و شعورت کمتر از آن است
که به خوبی و مهربانی مولایت آگاه شوی
این بدیهای توست که به تو نشان میدهد
چه مولای مهربانی داری.
تو خودت را با این بدیها نمیتوانی تاب بیاوری
ببین چه مولای خوبی داری
که تو را مهربانانه تاب میآورد!»
وای که این خیال حکم نوشدارو را دارد پیش از مرگ من
من میدانم که این خیال را هم
خودت روزی من کردی
تو دوست نداری من در میان این بدیها بمیرم
خودم میدانم.
شبت بخیر مولای مهربان!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🔸بازی با مُهره و دکمه🔸
✅در خرّازیها، انواع و اقسام مُهره ها و دکمه ها را میتوان پیدا کرد که برای بازی بچّه ها بسیار مناسب است. البته این بازی برای سنینی است که کودک متوجّه شده هر چیزی برای خوردن نیست.
1⃣ از این مُهره ها و دکمه ها میتوان در بازی های چسباندنی استفاده کرد.
2⃣تعداد قابل توجّهی از انواع این مُهره ها و دکمه ها را به صورت مخلوط در یک سینی بریزید و از کودک بخواهید که مُهره ها و دکمه های شبیه به هم را جدا کند. جدا کردن هم رنگها هم با مُهره و دکمه به راحتی انجام میشود.
3⃣ یک نخ به کودک بدهید تا با رد کردن آن از سوراخ های مُهره ها و دکمه ها، شکلهای متنوّعی را بسازد.
🔆خلّاقیت، شناختن رنگ و اشیای هم شکل، از فواید این بازی است.
📚 بازی ، بازوی تربیت ص ۴۴
#بازی_بازوی_تربیت
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
به کربلا که رسیدیم
پسرم که دستش در دست من بود گفت:
میخواهم با پای برهنه تا حرم بیایم.
میخواستم بگویم نه
ولی زبانم نچرخید.
پسرم کفش از پای خویش بیرون کشید.
چند قدم که راه رفتیم
یک لحظه به من گفت بایست!
من ایستادم
خار کوچکی رفته بود به پایش.
حتی یک قدم نمیتوانست بردارد.
شکر خدا
پسر بود؛ دختر نبود
وپدر کنارش بود، نه دشمن
و پدر فهمید و ایستاد.
پسر حتی یک قدم با خار، پا روی زمین نگذاشت.
#اربعین
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🍃عاشق ترین معشوق
شاعری به دنبال ایدهای میگشت
تا شعری عاشقانه بسراید.
مرا دید و گفت:
حرفی بزن تا به بهانهاش واژهها را در بند کشم
و شعری بسرایم
که مجنونها را به وادی جنون بکشاند
تا بدانند که معنای جنون
فرق دارد با حالی که آنها دارند
و لیلاها را به وادی عشق بکشاند
تا یقین کنند عشق غیر از آن چیزی است
که مجنونهایشان تا امروز
در بارهاش سخن گفتهاند.
این را گفت و سکوت کرد.
چه خوب شبی این خواسته را
با من در میان گذاشت.
شب جمعه
که فردایش قرار عاشقی ماست
قراری که عمری است پای آن نشستهایم
امّا حتی یک بار تو نیامدی.
از قرارمان با تو برایش گفتم
قراری که همیشه یک سویه بوده و هست.
گفتم در میان عاشقهایی که تا به حال دیدهای
کدام عاشق یک عمر سر قرار آمد و معشوق نیامد
ولی از قرار عشقش پا پس نکشید؟
این را گفتم و سکوت کردم
و برای خودم ایدهای برای اندیشه پیش آمد:
چه قدر خوب است نیامدنهایت
تازه فهمیدهام به نیامدنت هم میشود قشنگ نگاه کرد.
اصلاً شاید نمیآیی تا عشق ما را محک بزنی
نیامدنت عشق ورزیدن به تو را قشنگتر میکند.
هر هفتهای که میآییم و تو نمیآیی
آمدن هفتۀ بعد ما قشنگتر میشود.
با این نگاه، حالا چه شیرین شده
آمدنهای ما و نیامدنهای تو.
باز هم فردا میآیم.
اگر خواستی بیا
اگر نیامدی، ذرهای از عشقم به تو کاسته نمیشود
عاشق اگر توان خریدن ناز معشوقش را ندارد
ادعای عشق هم حرامش باد.
تو ناز کن، هر چه قدر که دوست داری.
من خریدارم به هر قیمتی تو بگویی.
شبت بخیر معشوقترین عاشق خدا!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
📡 پیامدهای ماهواره در خانواده
⁉️چه شد که پای ماهواره به خانههایمان باز شد؟
فصل6️⃣ : صدای پای شکست (شکست در رابطه با همسر بویژه در رابطۀ خاص)
💞کسی که در رابطه با همسر خویش مشکل داشته و به گونهای از زندگی مشترک خود دلزده شده، اگر در ایمان او خللی هم وجود داشته باشد، به دنبال جایگزینهای خطرناکی میرود. او در این شکست، به دنبال عواملی میگردد که او را از فکر کردن به زندگی تیرۀ خویش، غافل کند. یکی از راههایی که میتواند انجام دهد، مشغول شدن به فیلمها و سریالهای متعدّدی است که تمام ظرفیت فکر انسان را به خود اختصاص میدهد.
◀️در بسیاری از موارد هم راضی نبودن از رابطههای خاصّ زناشویی، موجب میشود یک فرد، مشتریِ پَر و پا قرص شبکههای ماهوارهای شود. چنین فردی برای پاسخگویی به نیازی که باید در رابطۀ او با همسرش ارضا میشده، به سراغ برنامههای مستهجن📛 میرود.
✅توصیۀ ما به کسانی که در زندگی با همسر خود اختلاف دارند، آن است که در حلّ اختلافات خود، زمان را از دست ندهند.
🔅در موارد بسیاری شما به تنهایی توان حلّ مشکل را ندارید؛ امّا با مراجعه به یک مشاور متعهّد، میتوانید اختلاف خود را با همسرتان به راحتی حل کنید.
📚پاسخگویی به این مشکل، نیازمند یک کتاب مستقل است. ما در مجموعۀ چهار جلدی تا ساحل آرامش، مباحث مفصّلی در بارۀ «مهارتهای زندگی مشترک» داشتهایم. به کارگیری آن مهارتها، بسیاری از اختلافات زناشویی را حل میکند. شما را به مطالعۀ آن کتاب، توصیه میکنیم.
📚بشقابهای سفره پشت باممان، ص 197-200
#بشقابهای_سفره_پشت_باممان
#ماهواره
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
من حاضرم
همۀ عمر در حسرت کربلا بسوزم
اما فقط یک بار
با تو اربعین از نجف تا کربلا را پیاده بروم.
در خیالم
به قدری با تو قدم به قدم پیمودهام این مسیر را
که روز و شبم شده نجف تا کربلا.
من هر روز از نجف تا کربلا را
با تو قدم میزنم.
در کنار تو که راه میروم
پایم روی زمین نیست.
اصلاً مگر میشود با تو راه رفت
و احساس کرد زمین را.
حتی زمان هم در کنار تو
فراموش میشود.
من از نجف تا کربلا
مرور حتی یک ثانیه را احساس نمیکنم.
عیبی که ندارد
از همان ابتدای راه
تا انتهای مسیر
دستم در دست تو باشد؟
عیبی دارد؟
دستم را که در دستت میگذارم
تردید نمیکنم که دستم در دست خداست.
من دوست دارم
راه نجف تا کربلا را
دست در دست خدا طی کنم.
#بهانه_بودن
#اربعین
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🍃دوای دل تنگم
دل وقتی که تنگ میشود
معلوم است که صاحبش زنده است.
فقط آدمهای مردهاند
که دلشان برای تو تنگ نمیشود.
من خیلی مراقب دلم هستم
و حواسم جمع است
که کی برای تو تنگ میشود، کی تنگ نمیشود
کی زیاد تنگ میشود و کی کم تنگ میشود.
وقتی دلم برای تو تنگ نمیشود
قشنگ حس میکنم که دارم میمیرم
نه از این مردنهای معمولی
جان کندنهایی که خیالش برای کشتن آدم کافی است.
وقتی که دلم کم تنگ میشود برایت
احساس میکنم که هوا کم آوردهام برای نفس کشیدن.
وقتی هم که دلم زیاد تنگ میشود برایت
قشنگ معلوم است که زندگی
با همۀ زیباییاش رو به من آورده.
نه این که من دلتنگی برای تو را دوست داشته باشم
و نه این که با دلتنگی برای تو زندگی کنم
نه! دلتنگی برای تو همان زندگی است.
اگر کسی دلتنگ تو بود و از دنیا رفت
مرده نامیدنش خطاست.
چه قدر دوست دارم
آدمهایی را که دلشان برای تو تنگ میشود.
اصلاً مگر کسی که دلش برای تو تنگ نمیشود آدم است؟
نه این که فکر کنی
به این حرفهایی که گفتم باور ندارم
امّا اگر دلتنگی همان زندگی باشد که هست
گاهی زندگی فشار میآورد به آدم
این روزها هم از همان روزهایی است
که زندگی به من فشار آورده.
بار زندگی سنگین شده
احساس میکنم دارم کم میآورم زیر بار زندگی
اگر کسی بی آن که تو را ببیند
دلش باز شود، باید به او هشدار مرگ داد
امّا میشود دلتنگی را با دیدن تو درمان کرد
کمکم کن
کم نیاورم زیر بار زندگی
من ضعیفتر از آنم که در خیال بگنجد.
شبت بخیر دوای دل تنگم!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi