🍃امید همه
این روزها چه قدر خبر مرگ میرسانی به گوش من.
کارهای تو هیچ کدامشان بیحکمت نیست.
هر کاری که میکنی
قبل و حین و بعدش دنیایی از حکمت نهفته است.
میخواهی با این خبر مرگها مرا یاد خود مرگ بیندازی؟
من به یاد مرگ افتادم.
خوب هم افتادم.
میخواهی این خبرها را بشنوم تا خودم را آمادۀ رفتن کنم؟
به نتیجه رسیدی.
دارم آمادۀ رفتن میشوم.
وصیتم را نوشتهام.
حلالیتها را یکی یکی دارم میگیرم.
حقها را هم تا جایی که در توانم هست دارم ادا میکنم.
میخواهی خبر مرگ را به گوشم برسانی تا دل به دنیا نبندم؟
باشد، همین اندکی که دل به دنیا بسته بودم
همین حالا کندم.
خودت دلم را نگاه کن!
اگر جایی از آن به جایی از دنیا بسته است
هر طور که دوست داری، آن را بکَن.
دیگر دنبال چه بودی با این خبرها؟
بگو که اگر من از آن غافل بودهام
خیلی زود همۀ وجودم را وقف آن کنم.
امّا آقا!
پشت پردۀ این خبرها
سری هم به دل من بزن.
تو با این خبرها به من میگویی مرگ نزدیک است
و من از دل این نزدیکی
گاهی صدای پای یأس را میشنوم.
یأس از دیدار.
به خوب و بد این یأس، کاری ندارم
فقط میدانم وقتی خبر از مرگ میآید
میترسم که بمیرم و تو را نبینم.
برای این ترس و یأس
چه چارهای اندیشیدهای آقا؟!
وعدۀ دیدار را نکند به قیامت حواله دهی
من دلم دیدار تو را در این دنیا میخواهد.
دیدارهای قیامتی هر چه قدر خوب و دلپذیر
امّا بعید میدانم طعم دیدارهای این دنیایی را داشته باشد.
من دوست دارم در همین دنیا
تو را در آغوش بگیرم و تو مرا در آغوش بگیری
و در همین دنیا تو را ببوسم و تو مرا ببوسی
و در همین دنیا سرم را روی سینهات بگذارم
و ضربان قلبت را گوش کنم
و تو هم سرت را روی سینهام بگذاری و ضربان قلبم را بشنوی.
من نه تو را در این دنیا دیدهام
و نه هنوز قیامتی بر پا شده که تو را در آن جا ببینم
امّا دلم میگوید کسی که تو را در این دنیا نبیند
حتّی اگر دیدار تو در قیامت نصیبش شود
تا ابد از لذّتی ماندگار محروم مانده.
آقا!
وقتی این ترس و یأس به سراغم میآید
گاهی فراموش میکنم حکمت یادآوری مرگ را.
وعدهای برای دیدارمان در همین دنیا معلوم کن
تا بتوانم مشت محکمی بر سینۀ این ترس و یأس بزنم.
شبت بخیر امید همه!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
n053 تاساحل2،گام اول،بخش چهارم.mp3
7.19M
چرا ما نمیتوانیم از مسائلی که خلاف میلمان است، به راحتی بگذریم؟ چرا با کوچکترین اتّفاقی که انتظارش را نداریم، از جا کَنْده میشویم و زمین و زمان را به هم میدوزیم؟
❓چگونه با عصبانیّت، مبارزه کنیم؟
9. سکوت
10. تغییر حالت
11. لمس کردن
12. آب به صورت زدن
13. حِلم، بزرگترین یاور
14. حالت انتظار
15. محاکمۀ خویش
16. پوزش خواستن
17. عبرت گیری
18. تغذیۀ مناسب
19. تنظیم خواب
20. دانایی
#تا_ساحل_آرامش
#کتاب_دوم
#کتاب_صوتی
#قایق_مهربانی
#بایدهای_زندگی_مشترک1
برای تسلّط یافتن بر اعصاب خویش، به نکات اساسی این فایل و دو فایلی که در هفته های گذشته بارگذاری شد توجّه کنید🌹
🎧 گام اوّل (بخش چهارم)
@abbasivaladi
🍃نزدیکترین سفر کرده
باز هم امروز
فکرم را مشغول مرگ کردی.
چه قدر دوست داری به مرگ فکر کنم!
و باز هم آن ترس و یأس آمد به سراغم.
چرا زودتر وعدۀ دیدارمان را معلوم نمیکنی
تا من خلاص شوم از بند این ترس و یأس؟!
نمیخواهم در کارت امّا و اگر بیاورم
اگر تو این ترس و یأس را به صلاحم میدانی
من هم میپذیرم.
کدام کار تو بیحکمت است که این باشد؟
بعد از این همه التماس و معلوم نشدن وعدۀ دیدارمان
به مهربانی تو فکر میکردم و به این همه تأخیر در اجابت التماسهایم.
مگر میشود به اندازۀ تو مهربان بود
ولی دل به حال این همه التماس نسوزاند؟
و داشتم فکر میکردم به کسی که وعدۀ دیدارش معلوم شده
و تو گفتهای وعدۀ دیدارمان
همان لحظۀ آخری که میخواهی از دنیا بروی.
مگر میشود این وعده را شنید
و شب و روز از خدا طلب مرگ نکرد؟
با این وعده دیگر میشود زندگی کرد؟
لحظههای زندگی هر کدامشان
یک روزگار نفس کشیدن در تنگترین جای عالم است.
شاید وعدۀ دیدار من و تو هم
لحظۀ آخر ماندن من در این دنیا باشد
و تو دلت به حالم میسوزد
و وعده را معلوم نمیکنی تا بتوانم زندگی کنم.
درست است!
تو اگر وعدۀ دیدارمان را بگذاری برای نفس آخر
من از همۀ نفسها جز نفس آخر بیزار میشوم.
آن وقت توان زنده ماندن از کفم میرود.
تو این قدر ریاضت را برایم نمیپسندی
اصلاً تو بهتر از من مرا میشناسی
این ریاضت حتما به صلاحم نیست
که به آن رضایت نمیدهی!
همین حالا هم که حرفش را زدم
و کمی در خیالم آن را پروراندم
دیدم سختترین کار در کنار این وعده
نفس کشیدن است.
باشد، قبول
وعدۀ دیدارمان را همچنان مبهم نگهدار
ولی اگر صلاح میدانی
بگو چه کار کنم که زودتر از موعد مرگ
وعدۀ دیدارمان برسد
مثلا همین امشب.
میشود کاری کرد؟
شبت بخیر نزدیکترین سفر کرده!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
169 درس صد و شصت و نهم به علم خدا، چه قدر جزئی نگاه کردیم؟.pdf
198.6K
#درس صد و شصت و نهم:
به علم خدا، چه قدر جزئی نگاه کردیم؟
✅ توی این فایل پی دی اف👆، جواب این سؤالات👇رو پیدا میکنید:
⁉️تا حالا به «خطبۀ اشباح» ِ نهج البلاغة دقّت کردید؟
⁉️چرا سبک معرّفی خدا از طرف ما با روش معرّفی خدا و اهل بیت علیهم السّلام فرق داره؟
⁉️هدف اصلی خداشناسی چیه؟
@abbasivaladi
🍃معشوق مظلوم
کودکی پدر و مادر و خواهرانش را از دست داده بود.
خویشانش از من خواستند
تا بگویم چگونه این خبر را به او بدهند.
میترسیدند اگر بگویند
کودک جان بدهد
یا طوری برق این خبر، او را بگیرد
که تا عمر دارد
لبخند به لبش ننشیند.
کم نیست از دست دادن پدر و مادر
به ویژه وقتی همراهشان خواهران هم رفته باشند.
گفتم حرفهایی را که باید میگفتم.
حالا که حرفهایم با آنها تمام شده
نشستهام و با خودم دارم حرف میزنم:
ما تو را داریم یا نداریم؟
به دستت آوردهایم یا از دستت دادهایم؟
داریم با تو زندگی میکنیم
یا به نبودنت عادت کردهایم؟
نفس گرم تو را احساس میکنیم یا نه؟
دست نوازشت را روی سرمان حس میکنیم یا نه؟
من به آنها گفتم
کسی را بیابند که آن کودک، خیلی دوستش داشته باشد.
به او بگویید خبر را به کودک بگوید
و وقتی گفت او را در آغوش بکشد.
آقا!
در نبود تو
ما چه کسانی را این قدر دوست داریم
که جای خالی تو را برای ما پر کردهاند
و دیگر از نبودنت وحشت نمیکنیم؟
چه قدر بیخیال تو داریم نفس میکشیم
که کسی نگران جان دادن ما نیست؟
چرا این قدر از ته دل میخندیم
که جای نگرانی برای پژمردگی دلمان باقی نمانده؟
به جای این که نبودنت تیغ زندگیمان شود
جزء زندگیمان شده.
ما پذیرفتهایم نبودنت را.
این، مصیبتی سنگینتر از نبودن توست.
یعنی میشود روزی برسد
که وقتی غروب شد و تو نیامدی
خبر نیامدنت را آرام آرام به خودمان بدهیم
تا نکند در غم نیامدمت دق کنیم؟!
چه قدر باید از تو پوزش بخواهیم
برای زنده بودن و نمردنمان!
ما را ببخش که آن قدر عاشق نشدهایم
که برای نیامدنت پیر شویم
چه رسد به مردن!
شبت بخیر معشوق مظلوم!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
📍نقطهبازی📍
🔸در یک صفحه📄 به صورت منظّم، نقطه هایی را در کنار هم بکشید.
🔹نقطه ها باید به گونه ای باشند که با اتّصال چهار نقطه به هم، یک مربّع ◼️تشکیل شود.
🔸به صورت نوبتی، هر نفر دو نقطه را به هم متّصل میکند. رنگ خودکار 🖊یا مداد✏️ بازیکنان، باید متفاوت باشد تا خط های کشیده شده، از هم متمایز شوند.
🔹دو طرف 👥 باید مراقب باشند که رقیب 👤نتواند یک مربّع کامل درست کند. هر کس که آخرین ضلع مربّع ناقصی را بکشد و آن را کامل کند، باید با مداد✏️ یا خودکار 🖊خود، ضربدری ❌در آن بزند. وقتی که تمام نقطه ها به هم متّصل شد، ضربدرهای هر بازیکن را می شمارند.
🔸کسی برنده است که مربّع های ◾️بیشتری ساخته باشد. این بازی را با بیش از دو نفر 2⃣هم میتوان انجام داد.
🔹نقطهبازی، دقّت دیدن👀 را افزایش ➕میدهد.
📚 بازی ، بازوی تربیت ص ۸۰
#بازی_بازوی_تربیت
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
هدایت شده از لالایی خدا
0083 baghareh 208-210.mp3
10.77M
#لالایی_خدا ۸۳
#سوره_بقره آیه ۲۱۰ - ۲۰۸
#محسن_عباسی_ولدی
#نمایشنامه
روزهای زوج، ساعت ۹شب
با تشکر از گروه "نسیم قدر" که زحمت اجرای تیتراژ این برنامه رو کشیدن.
دوستای خوب لالایی خدا!
یادتون نره که هموطنای عزیزِ سیل زدهمون، هنوز به کمک ما نیاز دارن.💐
@lalaiekhoda
هدایت شده از لالایی خدا
🏴 سلام
اگه خدا بخواد عمو عباسی راهی زیارت اربعینن؛
👈 برنامۀ #لالایی_خدا تا آخر ماه صفر تعطیله.
هم از همۀ کسایی که به زیارت اربعین میرن و هم از کسایی که میمونن، التماس دعا داریم.