🍃🌻🌻🌻
✅ خلاصهی #درس شصت و پنجم:
تو مسائل معنوی هم باید قانع بود؟
🍃🌻🌻🌻
☑️ تو درس قبل گفتیم که قناعت یکی از راهای عملی تشکّر از خداست. آخر بحث قناعت سؤالی مطرح شد که: آیا تو معنویّتم آدم باید قانع باشه؟
▫️این، سؤال خیلی مهمّیه و به اندازۀ اهمیّتش باید به جوابشم دقّت کرد.
▫️برا جواب به این پرسش به چند تا نکته باید توجّه کرد؛ البتّه این نکتهها تو یه درس جا نمیشه، پس برای رسیدن به جواب این سؤال باید کمی حوصله به خرج بدید.
♦️نکتۀ اوّل:
همّت بلند دار که مردان روزگار، از همّت بلند به جایی رسیدهاند. همّتِ بلند داشتن، یعنی هدف قرار دادنِ نقطههای بالا. بالا تا کجا؟ تو یه جمله باید گفت همّت بلند داشتن، یعنی به کمتر از خود خدا راضی و قانع نشدن.
🔻امام سجّاد علیه السلام تو مناجات المریدین فرمودن:
🍃أسأَلُکَ أن تَجعَلَنى مِن أوفَرِهِم مِنکَ حَظّاً وَ أعلاهُم عِندَکَ مَنزِلاً وَ أجزَلِهِم مِن وُدِّکَ قِسماً وَ أفضَلِهِم فی مَعرِفَتِکَ نَصیباً.
🍂از تو می خواهم که مرا از کسانی قرار دهی که بیش از همه از تو حظّ و بهره دارند و جایگاهشان در نزد تو از همه بالاتر است. و نیز از کسانی [قرارم ده] که بیش از همه از محبّت تو بهره دارند و نصیب آنها از شناخت تو، برتر از دیگران است.
✔️ امام علیه السلام همه چیز رو در حد اعلا میخوان و همه چیز رو هم با نشون خدا میخوان: بیش از همه حظّ و بهره از تو، بالاترین جایگاه پیش تو، بیشترین محبّت به تو و بیشترین شناخت از تو.
🔻بازم امام تو دعای پنجاه و چهارم صحیفۀ سجّادیه، نشون میدن که چه قدر تو مسائل معنوی باید قلّههای بلند رو نشونه گرفت:
🍃اللّهُمَّ اجعَل رَغبَتی فی مَسأَلَتی مِثلَ رَغبَةِ أَولِيائِکَ فی مَسائِلِهِم وَ رَهبَتی مِثلَ رَهبَةِ أَولِيائِکَ وَ استَعمِلنی فی مَرضاتِکَ عَمَلاً لا أَترُکُ مَعَهُ شَيئاً مِن دينِکَ مَخافَةَ أَحَدٍ مِن خَلقِکَ.
🍂خدایا! چنان کن که میل من به درخواست از تو مثل میل اولیای تو در درخواستهایشان باشد و آن گونه از تو بیمناک باشم که دوستان تو از تو بیمناکاند و مرا در راه خشنودی خود چنان به کار دار که چیزی از احکام دین تو را به سبب به ترس از آفریدگانت فرو نگذارم.
✔️ به کم قانع نشیم. فقط زیاد. زیاد تا کجا؟ تا بهترینها، جایی که دیگه بهتر از اون نباشه. به هیچ چیزی جز قلّه راضی نشیم.
♦️نکته دوم:
مسأله مهمی که اینجا باید بهش دقت بشه، در بارۀ تفاوت قلّههاست.
▫️کسی که به کمتر از قلّۀ خدا راضی میشه، باخته. البتّه میزان باختن فرق داره. اونی که قلّه رو بهشت میذاره، یه جور باخته و اونی که قلّه رو دنیا میذاره، یه جور دیگه باخته.
▫️اونی که بهشت رو مقصد خودش قرار میده، بعداً میفهمه اگه خود خدا مقصدش میشد، بهشت رو هم داشت. چون که صد آمد، نود هم پیش ماست؛ امّا به هر حال ضرری که این فرد میکنه، در اصل تو سود کمتر کردنه؛
▫️امّا اونی که مقصدش رو دنیا قرار میده، بعد میفهمه برای سراب، سرمایهگذاری کرده و همۀ زندگیش رو باخته.پس تو قلّهها هم به بلندترین قلّه فکر کنیم.
▫️میشه به بهشت فکر کرد و اون رو مقصد قرار داد؛ امّا قلّۀ بلندتری هم هست. آدم زرنگ به جز خدا به هیچ قلّۀ دیگهای راضی نمیشه. بهشت مؤمن، کنار خود خدا و همراه با اولیای خداست.
#خلاصه_درس شصت و پنجم
https://eitaa.com/abbasivaladi
➖➖➖🍃🌸🌸🌸🍃➖➖➖
🌻 اینم پیدیاف درس شصت و پنجم، برا کسایی که دوست دارن متن کامل درس رو بخونن:
👇👇👇👇👇
065 درس شصت و پنجم تو مسائل معنوی هم باید قانع بود؟.pdf
250.2K
#درس
درس شصت و پنجم:
تو مسائل معنوی هم باید قانع بود؟
https://eitaa.com/abbasivaladi
یادت که نمیکنم
زندگی برایم تنگ میشود.
به یادت که هستم
دلم برایت تنگ میشود.
زندگی که تنگ میشود
حس ماندن را از آدم میگیرد
دل که تنگ میشود
مرگ را لحظه لحظه میشود چشید.
حالا تو بگو چه کار کنم
در میان این دو تنگنا؟
تو بودی، کدام را انتخاب میکردی؟
من که نمیتوانم از یادت بگذرم
ولی با این همه دلتنگی چه کار کنم؟
راستش را بگویم؟
تاب آوردن این همه دل تنگی
دیگر کار من نیست.
اگر قد خم کردم زیر بار دلتنگی تو
و عزم کردم که یادت را فراموش کنم
آن وقت چه کار میکنی برای من؟
رهایم میکنی یا به دنبالم میآیی؟
اگر میآیی به دنبالم
یک جور خبرش را برسان به من
تا فراموشت کنم آقا!
اگر هم رهایم میکنی
باز هم خبرم کن
که دلم را داغ بگذارم
تا فراموش نکند که تو را نباید فراموش کند.
شبت بخیر گشایش همۀ زندگیها!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi
امشب در فکر و خیالم ردیف کردهام
چیزهایی را که فراموش نمیکنم.
یکی یکی دارند از مقابل چشمانم رد میشود.
کاش رد میشدند و میرفتند
نه، میروند و برمیگردند.
اگر چه قیاسش جسارت به توست
امّا دست خودم نیست
خیالم اهل قیاس است.
من هیچ گاه نوشیدن آب را فراموش نمیکنم.
حتّی در خواب
تشنه که میشوم بیدار میشوم.
در هنگام شادی
به وقت مصیبت
در اوج هیجان
نه نه هیچ وقت نوشیدن آب را فراموش نمیکنم.
تو به خیالم فرمان بده
که در این چند دقیقه
قیاس را رها کند.
این قیاسها تیغ بُرانند
دلم را تکه تکه میکنند.
خب تو که کمتر از آب نیستی
نیاز من به تو که
کمتر از نیازم به آب نیست.
چند ساعت یا چند روز میشود بدون آب زندگی کرد؟
آیا بدون تو حتّی لحظهای میشود نفس کشید؟
حالا چرا آب نوشیدن را حتّی در خواب فراموش نمیکنم
امّا یاد تو را در هشیارترین لحظههای زندگی
به باد غفلت میسپارم؟
اگر باران از آسمان نیاید
و رودهایمان بخشکند
چرا لحظهای دستمان از آسمان جدا نمیشود
و اشکهایمان برای چشم برهم زدنی نمیخشکند
و حنجرههایمان حتّی برای دقیقهای آرام نمیگیرند
دعا پشت دعا دعا پشت دعا
برای باریدن باران و خروشیدن رودها.
تو مگر از باران کمتری
که روزها و هفتهها میگذرد
و یک بار از ته دل
زبانمان به دعا گل نمیکند
و دستمان رو به آسمان نمیرود.
بار شرمندگی این قیاس بیشتر از آن است
که تاب ادامۀ این گفتگو را داشته باشم
شبت بخیر حضرت آب!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi
روزها به یاد تو نیستیم
که شبها گرفتار وحشتیم.
شبها را هم بییاد تو طی میکنیم
که روزها سرگردان و حیرانیم.
عجب دوری است دوری از تو
دوری که مدار زندگیمان شده
و دارد میپیچد دور حلقمان
و آرام آرام راه نفس را میبندد بر ما.
آقا!
ما راهی نداریم
برای رها شدن از دام این دور
جز این که روزها دور تو بگردیم
و شبها را به یاد تو سر کنیم.
باید از جایی آغاز کرد.
میخواهی از یک شب بخیر شروع کنیم؟
امشب تو شببخیر بگو
تا ما به یاد تو بخوابیم
و فردا صبح تا شب دور تو بگردیم
و شب که شد باز هم به یاد شببخیرت سر به بالین بگذاریم.
این طور شب و روزمان میشوی تو.
شبت بخیر مدار همۀ عالم!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi
امروز جمعه بود.
دور و برم شلوغ بود؛ ولی تنها بودم
تنهای تنها.
وقتی کسی دور و برم نیست
تنهایی را بهتر میتوانم تاب بیاورم
دور و برم که شلوغ میشود
سنگین میشود بار تنهایی
به قدری که نزدیک است
زانو خم کنم و بیفتم روی زمین.
امروز جمعه بود.
دور و برم شلوغ بود؛ ولی تنها بودم
تنهای تنها.
وقتی کسی نیست و تنها هستم
بیرون و درونم مثل هم هستند.
گویی بیرون و درون در این وقتها
یار هم میشوند برای تاب آوردن تنهایی.
دور و برم که شلوغ میشود
بیرونم باید نقش کسانی را بازی کند که تنها نیستند.
شاید بشود در دقیقههای اوّل این نقش را خوب بازی کرد
امّا کمی که طول میکشد
حسابی نا میبرد این بازی کردنها.
بیرونم مشغول میشود
به کشیدن بار بازی در نقش کسی که تنها نیست
و درونم دست تنها میشود برای کشیدن بار تنهایی.
درون تنها میشود اندر تنها.
و بیرونم خودش را تنها میبیند
در کشیدن بار این نقش بازیها
او هم دست تنها میشود.
نه درونم میل بازی دارد
و نه بیرونم وقت همراهی با درون.
تو میدانی که این تنهایی چه بلایی میآورد
بر سر دلی که تنگ توست
این جور وقتها میشوم مثل آدمی که
دو دستش را با ریسمانی بستهاند
و هر دستش را از یک طرف میکشند.
میخواهم از وسط بر دو نیم شوم.
امروز جمعه بود
دور و برم شلوغ بود؛ ولی تنها بودم
تنهای تنها.
مرا داشتند از دو طرف میکشیدند
ولی خدا را شکر باز هم یک جمعه گذشت
و من زیر این بار سنگین دوام آوردم و زنده ماندم.
شبت بخیر تنهای تنها!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi