عاشق و معشوق را شیفته خود کردی ای عاشقِ بلد ترین ِ راه عشق
......
چشم هایت زیبا ترین بوده اند انهمه زیبا که در تاریخ آوازه اش پیچید تو اما با آن چشم ها به تماشای حسین ات که می نشستی عشق در چشمانت هویدا میشد زیبایی شان طعنه میزد به ماه و فلک
عالمی دیوانه تو شد و تو در ره حسین عاشقانه رقص جان کردی .،زیبا شده بودی نه تنها از حسن صورت بلکه انچنان بودی که زیبایی سیرت را با تو معنا میکردند
ادب مودب بودن را از تو آموخته بود و معرفت پیش تو شاگردی میکرد و اخلاق کنار تو معنا میگرفت و مواسات از تو یاری می جویید
تو دلیل لبخند علی و افتخار ام البنین بودی تو پاسدار حسین و یار و یاور حسن بودی تو دلیل شجاعت زینب بودی
تو واقعا پسر زهرا بودی
اگر بگویم تو مانند ماه زیبا بودی وصف واقعی تو را به جا نیاوردم اگر بگویم دیگران حسین را همچون تو دوست میداشتند به تو ظلم روا داشتم اگر بگویم تو همچون شیر بودی در رکاب ولایت کم کاری ام عیان خواهد بود اگر بگویم تو همچون شهیدان دیگری تو را نشناخته ام
تو را به هر چه مانند کنم از نظر همنشینی چنان مغلوب خواهد شد که شأن خود را از دست خواهد داد هیچ چیز آنچنان نیست که بتوان تو را به او مانند کرد چه کسی همانند تو گوش جان به فرمان حسین سپارده بود ؟ چه کسی به از تو با غیرت خود پاسدار زینب بود و و آرامش قلب او بود؟ چه کسی شبیه به تو بود در شوق به وصل یار ؟ چه کسی قرب داشت بهتر از تو در جنگاوری و شجاعت ؟ چه کسی مانند تو شیفته و مرید و دیوانه مکتب مادر سادات بود ؟ چه کسی همچون تو طلایه دار محبت علی بود و روی چشمانش جا داشت؟
چه کسی جز تو کاشف الکرب عن وجه الحسین بود؟
ای که زانو زدن مرام تو در برابر اشغیا نبود تسلیم منش تو در برابر دشمن نبود سازش با ملعون شیوه تو نبود ای زیبا ترین سرباز ولایت حسین ای که همه ات را همه هستی و وجود ات را برای حسین بخشیدی ای شهید در راه حسین ای برادر ابا عبدالله و ای زاده ام البنین و پسر زهرای مرضیه . - به قلم حنانه رفیق قدیمی ام .