این تمام ِچیزایی بود که من از بهمنماه یاد گرفتم و از دیشب تا ساعت ِپنجصبح به یقین رسیدم.
من به این عملکردم که:
روزی که حسکردی چیزیو دوستداری هرگز ولشنکن چون ممکنه هیچوقت دیگه بدستش نیاری.
ولی؛ تو برعکسش کردی.
میدونی چیه
دیدم آدم ِموندن نیستی بیرونت کردم از قلبم عمداً.
جدیدا اصلا گشنهام نمیشه.
اصلا اصلا اصلا.
توانایی شو دارم تا سه روز هیچی بجز آی نخورم.
حقیقتا حالمخیلیبده.
هی به مامانجونم میگم نمیخورم متوجهنمیشه، بعد بهم آبجوش نبات داده.
نبات سمهههههه سممممممم
اینا همش تلقینههههههههههه
اون ... اوسکلول فکر میکرد چون داشتم زمینو نگاهمیکردم یعنی به حرفاش گوشنمیکردم ( درصورتی که تو چشاش نگاه نمیکردم که ذهنم درگیرش نشه ) برای همین اول گف من بگم چی از کلاس یادگرفتم و من از همه بیشتر و گفتم واس و گف داری از رو گوشی میبینییییی؟ و منم بهش گفتم نححححح
تقویمههههه،
درصورتی که بقیه از رو دفترچه هم بهزور گفتن 🤌
و کلاسات بشدتتت تکراری بود واسم و بلدنبودی درستتوضیحبدی که اصلا چرا باید فیلم ببینن
باید فیلم ببینن ولی نوع فیلمبرداری و نور و کادرو اینارو نگاه کنن احمق ازت بدم میاد اوقی ، فریم هم خوب توضیح ندادی من بشون گفتم، اوق
عبدك الضعیف.
اون ... اوسکلول فکر میکرد چون داشتم زمینو نگاهمیکردم یعنی به حرفاش گوشنمیکردم ( درصورتی که تو چ
با اون شلوارت و پشمایی که میزنی