عبدك الضعیف.
خدایا با معدهی من داری چه میکنی.
سیسنگان دیگ راحتم کسی نیس بهم بگه بخور بخور بخور
انقدر نمیخورم تا ...
آری؛ آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمیدانستم معنی ِهرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟ :) 💔 🤌
عبدك الضعیف.
این آخرین گریهی من بود.
گریه از سر ِاحمق بودن ِخودم.
مهربونی ِبیشازحد به آدما و فرصتدادن ِزیادی بهشون.
من تا تهش موندم، تا جایی که میتونستم تلاشمو کردم.
ولی دیگ تمومشد.