eitaa logo
اشعار عبدالمحسن
1.6هزار دنبال‌کننده
98 عکس
57 ویدیو
352 فایل
زهراقلمم داد که دستم گیرد من منتظرم تمام هستم گیرد اشعار علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) تمامی اشعار به نیت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام ارتباط با شاعر: @abdolmohsen آدرس کانال در ایتا و تلگرام:
مشاهده در ایتا
دانلود
دودمه ناله ی صاحب الزّمان        وای علی کشته شد پیچیده بین آسمان        وای علی کشته شد اشک حسن شده روان        وای علی کشته شد شد قامت زینب کمان        وای علی کشته شد فاطمه گوید به جنان        وای علی کشته شد سوز نوای شیعیان        وای علی کشته شد آه لب لطمه زنان        وای علی کشته شد ذکر همه سینه زنان       وای علی کشته شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
السلام علیک یا امیرالمؤمنین کوفه بنگر که ابوالايتام رفت سفره دار بخشش و اکرام رفت کیسه های نان و خرما تسلیت نیمه شب ها بانی اطعام رفت عایشه ها،حفصه ها شادی کنید سدّ راه بدعت و اوهام‌ رفت ابن ملجم ها و اشعث های شهر نائب پیغمبر اسلام رفت چاه کوفه منتظر دیگر نمان صاحب آن قلب ناآرام‌ رفت بعد زهرا ،خسته از سی سال اشک کوه درد و محنت و آلام رفت رفت او دیگر ندیده دخترش در میان ازدحام شام رفت آه ! در بزم می و بازار شام بین رقص و طعنه و دشنام رفت ابن ملجم داشت شهر شام هم تیغ نه ! با سنگ، روی بام رفت ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
وصیت حضرت امیرالمؤمنین با امام حسین علیهماالسلام کنار بستر ای در کنار بستر من محتضر،حسین با اشک خود مزن به دل من شرر، حسین این قدر از شهادت من ناله گون نباش از غصّه ها دگر شده راحت پدر، حسین سی سال ‌می شود که عزادار کوچه ام سی سال خسته از غم مسمار در، حسین یادم نرفته در وسط کوچه می زدند یاس مرا مقابل من چل نفر ،حسین با این شکاف آمده بر رأس من ز تیغ شدشام درد و ماتم کوچه سحر،حسین شد لحظه های آخر من وقف کربلا از داغ کربلای تو شد گونه تر حسین آمد تمام غصّه ی عالم به قلب من در لحظه ی سپردن تو بر قمر ،حسین می بینم آن زمان که بیایی به علقمه با قامت کمانی و درد کمر ،حسین دست قمر جدا و سرش زخمی از عمود گوید مرا به سوی خیامت نبر،حسین بنما تو صبر لحظه ی خواهش برای آب اصغر شود ذبیح ز تیر سه پَر، حسین من حاضرم به کرب وبلا و ببینمت در زیر سنگ وتیر و عصا بی سپر،حسین من هم شبیه مادر زار تو می شوم از چکمه روی سینه ی تو خون جگر،حسین رأست جدا ز تن شود و زینبم شود با قاتلین کربوبلا هم سفر، حسین رأست به روی نی رود و در جفای شام می افتد از جنایت ِسنگ ِگذر حسین ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
زبان حال امام حسین با پدر علیهماالسلام کنار بستر گریز به روضه ی حضرت علی اکبر علیه السلام السلام علیک یا شهید محراب یا امیرالمؤمنین علیه السلام ای تو تمام رحمت یزدان نفس بکش بابای مهربان یتیمان نفس بکش از زندگی به جز غم و غربت ندیده ای ای تو ستم کشیده ی دوران نفس بکش بنگر که روی سینه ی تو گریه می کنم آرامش دو دیده ی گریان نفس بکش با بودن تو غم به دل من حرام بود دنیا بدون توست چو زندان نفس بکش مادر که رفت دلخوشی ام بود مِهر تو بر دلخوشیّ من نده پایان نفس بکش سی سال بوده ای تو عزادار مادرم شد رفتنت برای تو سامان نفس بکش زخمی که وا شده به دلت وقت غسل او با تیغ دشمنت شده درمان نفس بکش گفتی ز کربلا و جسارت به اکبرم از خواهشم به او که علی جان نفس بکش صورت به صورتش بگذارم بگویمش ای جان من شدی زچه بی جان نفس بکش داغت تمام موی پدر را سپید کرد ای تو قرار قلب پریشان نفس بکش اکبر به خاطر دل عمّه بلند شو بنگر که عمّه آمده میدان نفس کش ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
شد شب قدر و نجف، شهر علی پر شده از عاشقان جان به کف بر لب جامانده ها شد زمزمه : جای ما خالیست در صحن نجف فرشی از بال ملائک پهن شد زیر پای زائرین مرتضی خوش به حال زائرش که می شود از حساب عرصه ی محشر رها هرکسی که آمده با اشتیاق در حریمش بی نیاز از جنت است گوشه ی ایوان طلای مرتضی جنت اصلی اهل هیئت است شد دوباره حضرت صاحب زمان زائر صحن و سرای مرتضی آمده تا که بگیرد در نجف مجلس ماتم برای مرتضی می چکد اشک غریب فاطمه با مرور داغ های مرتضی او شبیه جدّ مظلومش علی دیده از دنیا فقط ظلم و جفا کاش بین روضه های جدّ او مونس و هم ناله اش بودیم ما او بخواند از زبان عمه اش حضرت زینب دوباره روضه را عمّه ی مظلومه اش فرموده است با دل بشکسته از داغ پدر از زمانی که شده بابای او در میان بستر خود محتضر خواست از بابای خود که بهر من کن حدیث امّ ایمن را مرور گفت حیدر در جوابش دخترم باش در وقت مصیبتها صبور وای از عصر دهم در کربلا زینبم بر تو جسارت می شود می شوی آواره و بی تکیه گاه عایدت بند اسارت می شود می شوی ناموس حیدر،زینبم همسفر با قاتلین بی حیا با دلی بشکسته از داغ حسین می روی تا کوفه وشام بلا سایه ی روی سرت در راه شام روی نی رأس بریده می شود قامت رعنای تو در کوچه ها زیر بار غم خمیده می شود ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
می نویسم فضل،می خوانم امیرالمؤمنین خط به خط، آیات قرآنم امیرالمؤمنین حرف حرف کلّ ایمانم امیرالمؤمنین مظهر اوصاف یزدانم امیرالمؤمنین نیست رب امّا خدای منقبت می خوانمش صاحب اوج مقام و منزلت میخوانمش باید او را خواند مظهر بر خدای ذوالجلال عالمان شاگرد و او استاد تدریس کمال تا خدا تنها صراط المستقیم ِ اتّصال با زبان اَلکَنَم وصف جلالش شد محال کار ما‌ که نیست مدحش،کار ختم‌ الانبیاست در جهان حیدرشناس واقعی ذات خداست آن که حیدر را خدا خوانده به حق مرتد شده با غُلُوّ مرتبت ها، دشمن ایزد شده در مسیر جاده ی حیدرشناسی سد شده لایق لعن مدام حضرت احمد شده بی گمان حرف خداوند و رسول و مرتضاست اعتقادات علی اللهی وصوفی خطاست ای کسی که وامدار مکتب پیغمبری منصبت شد هیئتی،داری نشان نوکری می زنی فریاد هر دم: حیدری ام،حیدری حیدری باید بری باشد ز هر صوفی گری هیئت ارباب جای اشتباه و نقص نیست آمدی ای سینه زن در عرش ،جای رقص نیست خیمه بوده از پلیدی ها جدا از ابتدا تا قیامت باشد از بدعت گذاری ها جدا نیست در آن جای اعمال قبیح و ناروا خیمه دارد حکم زیر قبّه ی کربوبلا نیست تحت قبّه، جولانگاه آداب غُلات نیست دنباله رو این فرقه از اهل نجات نیست در گلزار خیمه، جای خار غالیان هیئتی از چه شدی در خیمه یار غالیان در جنان ِ خیمه رفتی سمت نار غالیان از چه بر روی لبت داری شعار غالیان ادعای حبّ اولاد علی داری ولی رفته ای دنبال شبهه بین القاب علی هیئتی هرگز نشو از سنّت دیرینه دور باش در هنگام خاموشی زدن دنبال نور حضرت مهدی درون خیمه ها دارد حضور پس دعا کن لحظه لحظه بهر تعجیل ظهور حضرت مهدی بیاید خیمه مستحکم شود شرّ ادیان دروغین از سر ما کم شود حضرت مهدی بیاید روضه از سر می کند خیمه را کربوبلای شاه بی سر می کند هر دلی را یاد قلب عمّه،مضطر می کند دیده ها را شعله ور از داغ اصغر می کند یک سه شعبه آمد و با خون، علی را سیر کرد مادر مظلومه اش را بین خیمه پیر کرد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
سلام‌علیکم به نیابت از افرادی که در شب بیست و یکم و شب بیست و شوم(شب قدر) ۱۱۰ مرتبه دعای اللهم عجل لولیک الفرج را بخوانند در زیر قبه امام‌حسین علیه السلام به نیابت از ایشان دعای الهی عظم البلاء را زمزمه می کنم و حاجاتشان را درخواست می کنم. التماس دعای فرج در شب قدر یاعلی مدد
🔹به تحمل مصائب و ترک دعا بر فرج امام زمانتان عادت کرده اید! در جُنگ اشعار مرحوم علامه موسوی اصفهانی صاحب کتاب مکیال المکارم، رؤیای ذیل به خط و امضای علامه ثقه جلیل و عالم زاهد بی‌بدیل مرحوم آقا میرزا محمد باقر فقیه ایمانی آمده که: ...در وقت سحر از شب دوشنبه هشتم شهر جمادی الاول از سنه ١٣۴٢ ق، در عالم رویا دیدم در مسجد عظیمی... مشغول نماز بودم و در مقابل من ده دوازده متر دورتر جماعتی پشت به قبله نماز می‌کردند و در آن حال شخصی صدا می‌زد که چرا کسی اینها را منع نمی‌کند و خود رفت برای منع آنها، پس چون در حال تشهّد رسیدم آقای جلیلی که عمامه سیاه بر سر مبارکشان بود تشریف آوردند و در پهلوی من طرف راست نشستند. چون سلام دادم دیدم لوحی را که مانند کتاب بود باز کردند و در صفحه‌ی طرف دست چپ، دست مبارک را روی خطّی از آن گذاردند و فرمودند بخوان و من تقریباً دو سطر از آن را خواندم از خواب بیدار شدم و آن عبارات به عینها در نظرم بود و آنها چنین است: «عن الشیخ أبي القاسم حُسَین بن روح لَقَد جَرَت عادَةُ أهلِ بَلَدِکُم بِاحتِمالِ الأذی و تَرْکِ الدّعاءِ في فَرَجِ مَولاکُم صاحِبِ الأمر، فَوَیلٌ لَکُم وَ عَظُمَ مُصیبَتُکُم، واغَفلَتاه! واغَفلَتاه! فَادْعُوا لَه وَانتَظِروا فَرَجَ مَولاکُم.» « حسین بن روح نوبختی: مردم مملکت شما به تحمل آسیب ها و مصیبت ها و ترک دعا بر فرج مولای خود عادت کرده اند، پس وای بر شما و چه بزرگ است مصیبت شما، وای از این غفلت! وای از این غفلت! پس برای او دعا کنید و منتظر رهایی آقای خود باشید» و چون بیدار شدم و در فکر حفظ کردن عبارات مذکوره بودم، دو مرتبه چشم من به هم رفت و در آن حال دیدم مقابل دری ایستاده‌ام و پرده بر آن افتاده بود. پس کسی از پشت پرده، پرده را کنار زد و فرمود حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها اینجا تشریف دارند و تو را می‌طلبند. پس چون خواستم وارد شوم آن کس که اذن دخول داد و بعد دانستم که جناب فضّه سلام الله علیها می‌باشد فرمود: از آداب رفتن خدمت ایشان آن است که صلوات و سلام بر ایشان بفرستید و دعا در فرج حضرت صاحب الامر  کنید. پس من در حال رفتن در آن حجره چنین می خواندم و می رفتم «اللهم صلّ و سلّم علی مولاتنا فاطمه الزهراء و عجّل فی فرج مولانا صاحب الزمان» و آن حجره به قدری ظلمانی بود که هیچکس دیده نمی‌شد و چنین معلوم بود که اینجا "بیت الاحزان" است و رفتم تا به موقعی که فرمود اینجا تشریف دارند و مشغول نمازند و سلام کن بر ایشان و اشاره فرمود که به آن سلامی باشد که در نظر من بود و آن (را) در زاد المعاد علّامه مجلسی قدّس الله روحه الشریف روایت فرموده‌ در اعمال ماه جمادی الثانیه و آن مختصر است و اوّلش «السلام علیک یا سیّدة نساء العالمین» است؛ پس من سلام نمودم به آن سلام و چون از نماز فارغ شدند جواب فرمودند. پس چنین فرمودند: «علیکم بموالاتنا و اتّباع آثارنا و من اهمّها الصّلوة فی اوقاتها و الدعاء فی فرج القائم» بر شما باد به ولایت ما و تبعیت از آثار ما و از مهمترین آن نماز به وقتش و دعا برای فرج قیام کننده ماست. و بعد هم فرمودند آن کس که کتاب را در خواب قبل به تو نشان داد «کانَ وَلَدِي العَبّاس» [فرزندم عباس بود] و در خواب اول هم آن جناب امر فرمودند به من که این رؤیا را نقل کن. و التحریر فی الیوم الرابع عشر من الشهر المذکور ١٣۴٣ ق. 🆔@moudethaqalain
🍀 🌺 🌸 قلم که در دستم پای راستین دارد سرِ ستایش مولی الموحّدین دارد به حُرمت قدمش کعبه را شرف بخشید شرافتی که مکان دارد، از مکین دارد خدای ماست علی؟ نه؛ خدانماست علی همان که مثل خدا نام دل‌نشین دارد «تبارک‌الله» از این رو به خویش گفته خدا که خلق مثل تویی _ الحق _ «آفرین» دارد عجیب نیست که دیده تو را نبی در عرش مگر به جز تو خداوند، هم‌نشین دارد؟ چنان به درّ نجف داده‌ای شرف که به کف ز خاک تربت تو هر مَلک، نگین دارد از آن زمان که مرا بر گرفته‌ای از خاک هنوز سایه‌ی من، ناز بر زمین دارد چهار فصلِ ضریحت پُر است از انگور که روز و شب، همه‌ی سال، خوشه‌چین دارد به خوشه‌ها که رسیدی فقط ببوی و برو هزار زائر لب‌تشنه در کمین دارد چنان به هم زده‌ای کار طبع خلقت را که قهوه‌های نجف، مزّه‌ی دهین دارد + به حکم اشهد "انّ علی ولیّ الله" اذان شیعه فقط رنگ و بوی دین دارد تخلّص شعرای تو، جمع اضداد است وگرنه جز تو چه کس و دارد؟ چقدر شوق، دل تو، ای اوّلین خورشید! برای دیدن خورشید آخرین دارد! در این سیاهی شب  با نوای اِنتَظِرو دلم به رجعت نور علی یقین دارد https://eitaa.com/abdolmohsen158
رزق نجف ویژه شب بیست و یکم ماه رمضان شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام یابن الحسن دوباره شدی نور دفترم شکر خدا که نام تو را باز می برم قدری بیا و بر دل ظلمانی ام بتاب من چون شب سیاهم و تو ماه انورم رویای هر شبم شده پرواز سمت تو در آسمان خیمه ی تو یک کبوترم آقا دوباره یک شب قدر دگر رسید از اینکه نیستم به کنارت مکدّرم آقا بیا که زندگی ام بی تو تلخ شد از این جهان ِ بی تو که لذّت نمی برم شد حسرت لیالی قدرم؛ حضور تو هستی کجا تو ای شه بی یار و یاورم شب زنده دار بی کس ما، خیمه ات کجاست؟ امشب بیا و دیدن خود کن مقدّرم ای روضه دار صبح و مساء روضه ای بخوان در مجلس شهادت جدّ تو حیدرم هنگامه ی شهادت باباست العجل جانم فدای درد تو، بابای مضطرم زینب رسید و دید پدر؛ نیمه جان شده با ناله گفت: تازه شده داغ مادرم حیدر دو چشم خسته ی خود باز کرد و گفت: زینب بیا دمی بنشین نزد بسترم خون می چکد هنوز از این فرق پاره ام بنگر رسیده است نفس های آخرم سی سال گریه و غم و اندوه من بس است دیگر تمام شد غم دوری کوثرم سمت سر شکسته ی من میکنی نگاه این لحظه ها به فکر تو و شاه بی سرم یک قطره خون به روی عبایم تو دیده ای یاد عبا و پیکر زخمی اکبرم دیدی چقدر شیر برایم رسیده است من غصه دار لعل لب خشک اصغرم بعد از حسین، دختر من می شوی اسیر فکر تو و جسارت شمر ستمگرم گویا مقابلم تو به بازار می روی خون جای اشک می چکد از دیده ی ترم با تیغ؛ شد شکسته سر من، سر تو هم در شام می شود هدف ِ سنگ، دخترم ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) https://eitaa.com/abdolmohsen158
ایتا قطعه ظاهرا نشد شعر به موقع برسه😢😔