#سواد_جنگ_شناختی
📌در جنگ شناختی:
🔹دشمن هنوز حمله نکرده! اما ذهنها را بمباران میکند!
🔹با کلیدواژهی «بنبست»، با شایعه «فروپاشی» و با روایت «همهچیز تمام شد» شکست را تداعی میکند!
🔹 تهدید را بزرگ میکند و اراده ها را تضعیف میکند!
🔹 ضعف خودش را پنهان میکند و قوت ما را تحقیر میکند.
🔹ترس خود را میپوشاند و اضطراب و هراس در جامعه تولید میکند!
🔹مردم را از درون خلع سلاح میکند، بدون شلیک حتی یک گلوله!
✅ بنابراین در جنگ شناختی، اگر ذهن و اراده انسان شکست بخورد، دشمن بدون جنگ پیروز شده است.
🇮🇷@ghasem115
هدایت شده از شبکه خبری ایران
✅ پیام تبریک رییس AFC به مناسبت قهرمانی تیم ملی فوتسال ایران در جام ملتهای آسیا
@shkhabari
هدایت شده از خبرگزاری فارس
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اژهای: هیچ امید و اعتمادی به مذاکرات نیست
🔹اگر آمریکا میخواهد مذاکرات را اسباب نیرنگ، فریب و وقتکشی کند، کور خوانده است.
@Farsna
هدایت شده از رهروان شهداء
✅ طرح خاورمیانه جدید ترامپ با تجزیه ایران محقق می شود
❇️ استراتژی ترامپ بر یک گزاره بنا شده است: ترس جهان از قدرت آمریکا. ترامپ معتقد است نظم فعلی زمینه قدرتنمایی و اعمال این قدرت را از آمریکا گرفته است. به همین خاطر ترامپ به عنوان رئیسجمهور هژمون نظم فعلی، کمر به نابودی این نظم بسته است.
❇️ تجزیه ایران البته پروژهای نیست که در دوره ریاست جمهوری ترامپ در دستور کار آمریکا قرار گرفته باشد؛ ایالات متحده آمریکا دستکم نزدیک به ۳ دهه است در سودای ایجاد یک نظم جدید منطقهای در غرب آسیا است.
❇️ سیاست خارجی ترامپ در یک سال اخیر به وضوح نشان میدهد هیأت حاکمه آمریکا به این نتیجه رسیده ادامه نظم جهانی فعلی، نهتنها منافع آمریکا به عنوان هژمون اصلی را تامین نمیکند، بلکه همین نظم، زمینهساز فروپاشی هژمونی فعلی و پدیدار شدن قطبهای جدید قدرت در جهان میشود
❇️ در چنین وضعیتی، ترامپ ایده خاورمیانه جدید را نیز پیگیری میکند. اکنون مهمترین مانع تحقق نظم جدید در غرب آسیا، ایران و جبهه مقاومت است. اینجاست که منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی بر هم منطبق میشود. اگر آمریکا اکنون به دنبال خلعسلاح مقاومت و همینطور تضعیف و سپس بلعیدن ایران است، هدف و منافع مشترکی است که ترامپ و نتانیاهو با یکدیگر پیدا کردهاند.
❇️ بر همین اساس است که ترامپ، اکنون دست و پا میزند تا هر طور شده و به هر شیوهای، ایران را از سر راه ایجاد خاورمیانه جدید بردارد اما این به معنی تغییر حکومت ایران نیست. بر اساس طرح خاورمیانه جدید، ایران دستکم باید به ۵ کشور جدید تقسیم شود.
❇️ برای تحقق این طرح، ترامپ و نتانیاهو نیاز دارند برای جایگزینی جمهوری اسلامی، کسی را روی کار بیاورند که در واقع مجری سیاستهای آنها باشد. این یک تصور احمقانه است که مشکل آمریکا با ایران، فقط جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی اکنون مهمترین مانع آمریکا برای بلعیدن ایران است. این جمهوری اسلامی است که مانع شده ترامپ نسخه ونزوئلا را برای ایران اجرا کند.
بنابراین ترامپ و نتانیاهو به دنبال گزینهای میگردند که در صورت تصاحب ایران، پروژه تجزیه و غارت ثروت و داراییهای ایران را هموار کند.
❇️ ترامپ و نتانیاهو به دنبال آن هستند از طریق دخالت نظامی، یک عامل دستنشانده را در ایران حاکم کنند تا از طریق او بتوانند پروژه سوریه را در ایران اجرایی کنند.بر اساس طرح ترامپ و نتانیاهو، نیروهای نظامی آمریکا و رژیم در ایران مستقر خواهند شد تا ضمانت اجرایی پروژه چند تکهسازی و همینطور غارت ایران باشد. این تصور که ترامپ و نتانیاهو هزینه میکنند تا صرفا حکومت در ایران تغییر کند، یک خیالپردازی کودکانه است.
❇️ تجزیه ایران در راستای پروژه خاورمیانه جدید نیز دنبال میشود. بر اساس این طرح، همه کشورهای بزرگ باید به چند کشور کوچکتر تبدیل شوند تا رژیم صهیونیستی بتواند جایگاه خود را به عنوان هژمون منطقه غرب آسیا تثبیت کند
┅┅┅┅🍃🇵🇸❤🇮🇷🍃┅┅┅┅┄
🇮🇷 کانال اساتید انقلابی ونخبگان علمی
@asatid_enghelabi ایتا و سروش
هدایت شده از خبرگزاری فارس
📷 مراسم گرامیداشت روز نیروی هوایی
🔹بهمناسبت ۱۹ بهمن، سالروز نیروی هوایی ارتش ایران، مراسم بزرگداشتی با حضور رئیس ستادکل نیروهای مسلح و فرماندهکل ارتش امروز در فرماندهی آموزشهای هوایی شهید خضرایی برگزار شد.
@Farsna - Link
هدایت شده از شبکه خبری ایران
✅ ایران ۱۰۰ هزار تن پسته به ۶۷ کشور جهان صادر کرد
وزارت جهاد کشاورزی
@shkhabari
تحلیل سیاسی طرح «خاورمیانه جدید» در چارچوب راهبرد هژمونیک ایالات متحده
—————————————
✍🏻..فریبرز اسدی
تحولات جاری در غرب آسیا نشان میدهد که منطقه بهسوی نوعی «عادیسازی فراگیر» با رژیم صهیونیستی در حال حرکت است؛ روندی که دیگر به توافقهای محدود دوجانبه خلاصه نمیشود، بلکه ناظر بر بازتعریف بنیادین نظم امنیتی و سیاسی منطقه است. شرط نخست تحقق این نظم جدید،
عادیسازی روابط تمامی دولتهای عربی با اسرائیل است؛ حتی آن دسته از دولتهایی که در گذشته، با تشکیل یا حمایت از ارتشهای موسوم به آزادیبخش، خود را در موضع تقابل با این رژیم تعریف میکردند. انجام شده ،
شرط دوم،
خنثیسازی کامل گروههای جهادی و مقاومت منطقهای است؛ امری که بدون حذف یا تضعیف پشتوانههای راهبردی این جریانها عملاً امکانپذیر نخواهد بود.
در این چارچوب،
تغییر ساختار حاکمیتی در ایران یا روی کار آمدن دولتی همسو با ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، بهعنوان پیششرط اساسی تحقق عادیسازی کامل منطقهای مطرح میشود. در صورت ناکامی این سناریو، گزینه تجزیهسازی ایران بهمثابه راهحل جایگزین در دستور کار قرار میگیرد. از منظر طراحان نظم جدید،
ایرانِ یکپارچه، مستقل و قدرتمند، اصلیترین مانع در مسیر تثبیت اسرائیل بهعنوان هژمون بلامنازع غرب آسیاست.
تحولات سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، را باید در بستر بحران ساختاری نظم بینالملل پس از جنگ سرد تحلیل کرد. نظمی که زمانی هژمونی آمریکا را تضمین میکرد، اکنون با ظهور قدرتهای نوظهور و بازیگران مستقل منطقهای، کارایی خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، واشنگتن به این جمعبندی رسیده که ادامه نظم موجود نهتنها منافع راهبردی آمریکا را تأمین نمیکند، بلکه روند افول جایگاه هژمونیک این کشور را تسریع میکند.
ترامپ با اتکا به رویکردی واقعگرایانه و مبتنی بر منطق قدرت، راهبرد تخریب نظم موجود و بازسازی یک نظم جدید را در پیش گرفت؛ نظمی که بیش از هر چیز بر اعمال قدرت مستقیم، فشار حداکثری و ایجاد هراس ساختاری در نظام بینالملل استوار است. غرب آسیا در این میان جایگاهی محوری دارد، چراکه کنترل این منطقه به معنای کنترل شریانهای حیاتی قدرت در نظام جهانی است.
ایالات متحده از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی، پروژهای بلندمدت برای بازآرایی ژئوپلیتیکی غرب آسیا دنبال کرده است؛ پروژهای که هدف آن تضعیف دولتهای بزرگ، فروپاشی انسجام سرزمینی آنها و جایگزینیشان با واحدهای سیاسی کوچک، شکننده و وابسته است. مفهوم «خاورمیانه جدید» دقیقاً در همین چارچوب راهبردی قابل فهم است و نه بهعنوان یک ایده مقطعی یا شخصی.
در این معادله، ایران صرفاً یک دولت مخالف سیاستهای آمریکا نیست، بلکه یک مانع ساختاری به شمار میرود. ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیک، جمعیتی و ایدئولوژیک ایران، این کشور را به بازیگری تبدیل کرده است که توان اخلال در پروژههای کلان آمریکا و متحدانش را دارد. افزون بر این، نقش ایران در شکلدهی و پشتیبانی از جبهه مقاومت، موازنه قدرت در منطقه را بهطور بنیادین به زیان آمریکا و رژیم صهیونیستی تغییر داده است.
همین مسئله موجب همپوشانی کامل منافع ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در قبال ایران شده است. اسرائیل برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان هژمون منطقهای، ناگزیر از حذف یا تضعیف شدید قدرتهای بزرگ پیرامونی است و ایران در رأس این فهرست قرار دارد. از این منظر، تقابل با ایران نه یک اختلاف سیاسی موقتی، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای بازطراحی نظم منطقهای است.
در این چارچوب تاریخی، شایان توجه است که از دوره جورج بوش پدر تاکنون، بارها در ادبیات رسمی و غیررسمی سیاستگذاران آمریکایی از «تولد» یا «زایمان خاورمیانهای جدید» سخن به میان آمده است. با این حال، این پروژه در عمل هرگز به سرانجام نرسیده است. دلیل اصلی این ناکامی را باید در وجود ایرانِ مستقل، غیرقابلسازش و برخوردار از توان بازدارندگی چندلایه جستوجو کرد؛ کشوری که اجازه نداده طرحهای بازطراحی منطقهای آمریکا به مرحله تثبیت برسد.
در نتیجه، ایالات متحده پس از آزمودن ابزارهای متنوعی چون فشار سیاسی، تحریم اقتصادی، جنگ نیابتی و بیثباتسازی داخلی، به آخرین و پرهزینهترین قطعه این پازل روی آورده است: گزینه لشکرکشی و مداخله نظامی مستقیم یا نیمهمستقیم. این چرخش، نه نشانه قدرت، بلکه بیانگر بنبست راهبردی آمریکا در مواجهه با ایران و ناتوانی آن در تحقق پروژه خاورمیانه جدید از مسیرهای کمهزینهتر است.
در نهایت، طرح خاورمیانه جدید را باید تلاشی برای بازتولید هژمونی آمریکا و تثبیت برتری رژیم صهیونیستی از طریق تضعیف دولتهای مستقل منطقهای دانست. ایران، بهدلیل موقعیت و ماهیت راهبردی خود، در کانون این پروژه قرار گرفته و به همین دلیل، بیشترین فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی شده است