منو قضاوت نکن
تو از نصف چیزی که من ازش
جون سالم به در بردم
زنده بیرون نمیای^^
افسردگی مثل خونریزی داخلی میمونه، هیچکس چیزی نمیبینه ولی ...
فقط خودتی که از درون دردشو میفهمی
از یه سنی به بعد دیگه هیچی رو مثل سابق جدی نمیگیری. حرفا، اومدن و رفتنا، غصه ها، آدما، آدما، آدما ...
«میخواهم لااقل یک نفر باشد که با او همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم.»
_داستایفسکی.
تو کوچمون دوتا پسره هستن (برادرن) یکی از اون یکی هول تر طورین که من همیشه فکر میکردم رو دستشون نیست، تا اینکه امروز باباشون و دیدم:/
امان از هورمون ها:/