کاش جای قلبم، همون معده ام قربانی غم هایی میشد که بروز نمیدم اینجوری راحت تر بودم:/
اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت و راههایِ وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو.
-نزار قبانی.
دیگه حتی
بستنی خوشحالم نمیکنه
چیپس سرکه ای خوشحالم نمیکنه
بیسکوییت خوشحالم نمیکنه
نوشابه خوشحالم نمیکنه
ماشمالا خوشحالم نمیکنه
لواشک خوشحالم نمیکنه
ذرت مکزیکی خوشحالم نمیکنه
کوفت و درد و زهرمار هم خوشحالم نمیکنه
با هر تکونی که میخورم زانوهام طوری صداشون درمیاد انگار یه آدم هشتاد سالم:/