[یکی از دلایل تنها موندن بعضی آدما ترس از دست دادنه!
وقتی یه چیز مهم و از دست میدی و تنها میشی ترجیح میدی دیگه کسی وارد زندگیت نشه تا اینکه بیاد و بعد یه مدت دوباره تنها شی.
بهم چسبوندن دوباره تیکه هایی که به زور سر پا شده کار هر کسی نیست]
[من اخلاقم اینجوریه که اگه تو یه قدم ازم دور شی من کلا از زندگیت محو میشم، ولی حالا اگه یه قدم برداری سمتم من صد قدم میام جلو میبینی حرف آخرم اینه که همه چی بستگی به خودت داره]
[تو گوشی قدیمیم دنبال یه شماره میگشتم، دیدم آخرین پیامی که بهش دادم این بود که: «انقدر حالم بده که دلم میخواد بمیرم».
جالب اینجا بود هرچی فکر کردم یادم نیومد بابت چی انقد ناراحت بودم.
روزای سخت رو انقد جدی نگیرید؛
یه روزی میرسه که حتی دلیلش هم یادتون نیست.]
ولی تهش یه سوالی هست که روحمو تا ته میجَوه:
"چرا قلب کوچیکم برای دوست داشتنت کافی نبود؟"
تا وقتی که دارید تو دلتون با یه نفر زندگی میکنید، یکی دیگه رو وارد زندگیتون نکنید :)
[احساس میکنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برای برگشت ندارم.خواهش میکنم این یادت بمونه، اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتّی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاريکه. نترس از این که هیچی به دست نیاری]