فاجعه اونجاست که یه نفرو به همه دنیا
و آدماش ترجیح میدی، بعد همون یه نفر
سادهترین چیزها رو به تو ترجیح میده
به قول شاعر:
«وای بر من، تو همانی که امیدم بودی؟!»
[انقدر بیلیاقت نباشید که آدم مجبور بشه
تموم دوست داشتنش رو و تموم خوبیاشو
قایم کنه و همیشه اون چهرهی بدشو بهتون
نشون بده.]
[چی باعث شد عوض بشم؟ هیچکس کنارم نبود وقتی نیاز به یه نفر داشتم، ولی من همیشه کنار بقیه بودم، این چیزها قلبم رو شکست، و من رو تغییر داد.]
[به اونی که رفت بگو : هیچوقت فکر نکن تونستی از من سوءاستفاده کنی یا ناراحتم کنی، تو فقط یه مدت با آدمی که قلب بزرگی داشت هم مسیر بودی ...]