eitaa logo
★دربآره او★
181 دنبال‌کننده
348 عکس
97 ویدیو
4 فایل
شروع میکنم با نام خدایی که ایرانم را افرید الله امیدوارم خوش بگذره بهتون . 🎒168 minab🇮🇷/🖤ایرانشهر۲۰۰🖤/ناو دنا به راستی ماکان کجاست؟ندیدینش؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_9e4g66q&btn=محل.ارسال.پیام
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی خوب مینویسی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی هنگام سحرگاهان با نغمه سکوت پرهاهوی طلوع من نیز ترانه جدیدی می‌سرایم. چشم در چشم طلوع پرتلالویی می‌دوزم که شب وهم‌آور را به کام مرگ می‌کشد. در کنار تنه تنومند یک درخت نارنگی لم داده‌ام به گل‌های مهتاب گون اقاقیا می‌اندیشم. نمی‌دانم روز به همان شب‌هایی فکر می‌کنم که هنوز طنین تاریکی‌هایشان در گوشم بانگ برمی‌آورد اما شب که می‌شود باز هم دلتنگ انواری می‌شوم که به تک تک کلمات روی دفترم جان می‌بخشند. شب‌ها هنر دلتنگی آمیخته به سکوت را می‌آموزم و صبح که می‌شود هنر امید می‌آموزم،می‌آموزم که درست است کوه‌های بلند جلوی این مهر جاودان افروز قد علم کرده‌اند اما باز هم می‌شود طلوع کرد و شکوفا شد. شب و روز هر کدام درس خویش را دارند ولی من هنوز در عصرگاهان ملالت آور پاییزی گیر کرده‌ام نمی‌دانم شاید درس او گذر باشد. مانند گذر پرستویی که از این خاکدان بی‌حرمت کوچ می‌کند،شاید هم درس او شکوفه گیلاسی است که در میان دستان کودکی به باد سپرده می‌شود. نمی‌دانم واقعا نمی‌دانم.!!
★دربآره او★
یه همچین حسی داشت
سخنی از طرف مادری که پیکر شهیدش بعد از ۳۰ سال بازگشته: «سلام پسرم‌. خوش اومدی. کجا بودی مادر؟! چرا اینقدر دیر اومدی؟! چرا تنت اینقدر خاکیه؟! پسرم چرا سر نداری؟! برات چای بهار نارنج درست کردم،تازه دمه ولی چجوری میخوای بخوری؟! پسرم گچ بری های کنار اتاق رنگش رفته کی میخوای درستش کنی؟! یادته وقتی داشتی میرفتی گفتی لباس دامادیتو پرست کنم که بریم خواستگاری؟! برات درستش کردم چرا بلند نمیشی بپوشیش؟! چرا بلند نمیشی که همه دوباره قد رعنای پسرمو ببینن؟! گفتی وقتی برگردی یه بار دیگه با هم میریم حرم امام رضا(ع)ولی چطور با تابوتت برم حرم؟! چرا اینطوری برگشتی پسرم؟! ۳۰ ساله که خون جگر شدم،۳۰ ساله که از ته دل نخندیدم اما حالا خیالم راحت شد که اونجا جات خوبه. پسرم خوش اومدی؛به آغوش گرم مادرت خوش اومدی.» پایان...