* ناشناس *
* من میدونستم رفتنی هستم واسه همین نمیخواستم وابسته ی من بشه بخاطر همین ترکش کردم اخه میدونستم چه زود و چه دیر بلاخره از این دنیا خواهم رفت🥺 من رفتم که چشمانش به نبود من عادت کنه *
بزار خودش تصمیم بگیره می خواد چجوری از دستت بده . این یکی تصمیمی نیست که ما بگیریم 💔
* برا من قبر بزرگی بکَنید که حرف های ناگفته ام را با خود به گور ببرم💔 *
اون حرف ها رو بگو ؛ حداقل به من بگو
نزار حسرتش به دل خودت و من بمونه
آدما نباید حرف ناگفته داشته باشن 💔
ناشناس
* اخه حرف های ناگفته ی من بیشتر از 10 جلد کتابه😪📚 *
من حاضرم همهش رو بخونم و بشنوم ❤️🩹
دوستان یه نویسندهی جدید داریمممممممم
بزنین به افتخارش
خوش آمد میگیم به لونا ✨
چون به روبیکا دسترسی نداره من به جاش هر چی نوشت رو میگذارم 😍😍😍
بزرگ شدن خیلی سخته. اینکه خاطرات روزها و ساعتها و دقیقهها و ثانیهها توی ذهنمون هک بشه خیلی سخته. داشتن این همه خاطره و تحمل کردنشون خیلی سخته... وقتی توی یه جمع خانوادگی میشینیم دلم برای مامانبزرگ و بابابزرگم یه ذره میشه، آخه منی که سنی ندارم با دیدن هر فرد یه خاطره توی ذهنم تداعی میشه، حتی نمیخوام تصور کنم اونا چه حالی پیدا میکنن... کاشکی همه چیز رو فراموش کنم. اونطوری زندگی خیلی راحتتر میشه. فراموشی یه نعمته. اینکه مجبور نیستی همه چیز رو توی حافظهات جا بدی یه نعمته. اینکه مجبور نیستی کوچیک ترین اشتباهاتی که توی زندگی مرتکب شدی رو به یاد بسپاری یه نعمته. اینکه میتونی اتفاقات بدی که برات افتاده رو فراموش کنی یه نعمته. فراموشی یه نعمته، کمکت میکنه رها بشی.
6 / 7 / 2024
#Loona
#دلنوشته