هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
لئو ، تو خیلی از مسیرها رو تنهایی رفتی و هنوز ایستادی.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
لئو ، تو اضطراب اجتماعی نداری ، تو درواقع خودِ اضطراب اجتماعی هستی.
پذیرش
لئو ، تو اضطراب اجتماعی نداری ، تو درواقع خودِ اضطراب اجتماعی هستی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه زمانی بود که مردم رو به خدا قسم میدادیم، الان دیگه تو فیلم و سریال هم طرف رو حرفش امضا و اثر انگشت هم بده بازم نمیشه بهش اعتماد کرد...
پذیرش
بسمه تعالی سلام به وقت یکشنبه، روز آخر خرداد ۱۴۰۵ میدانم گاه زندگی طاقت
بسمه تعالی
سلام
به وقت پنجشنبه، چهار تیر ۱۴۰۵، بامداد عاشورا
جانکم دلم برای عاشوراهای سالهای گذشته تنگ شده. زمانی را یاد دارم که به حسینیه پا میگذاشتی، از سر تا ته همه آشنا بودند، همه بودند. امروز که وارد شدم، هر چه گشتم جز یکی دو چهرهی پرفروغ، کس دیگری را نمیشناختم، یادش بخیر.
یاد روزهای گذشته بخیر.
دلتنگ بسیاری هستیم، کسانی دیگر در کنار ما نیستند، کسانی هستند اما کامل نیستند، کسانی نمیخواهند باشند، کسانی هم اگر هستند دیگر خودشان نیستند.
جانکم شما نیز شاید یادتان باشد، دسته و علامت و سنج و علم و نارون. هر سال، ظهر عاشورا، هر سال شام غریبان، هر سال شمع.
یادم است کوچکتر که بودم شمعهای بیشتری میبردیم.
این مردم را این گونه نبینید؛ لباس سیاه و اشک و آهشان را نبینید، این مردم هزارههاست عزادارند. اگر محرم نبود دق میکردند.
کجا بهتر برای اشک ریختن؟
چه کسی بهتر از او که بفهمد غریب چه میکشد؟
ولی او هرگز تنها نبود. همچنان که ما نیز نیستیم.
مردم عزادار قرن کاش یادشان بیاید برای چه عزاداری میکنند.
حرف زیادی نداشتم، فقط گفتم نامهای از من در این ایام به شما برسد، یادگاری از من که از دیروز بزرگتر شدهام و از فردا کوچکترم.
حرفی شاید نباشد اما به قولی «بنی آدم اعضای یکدیگرند»، شما هم میدانید؛ یکی عزادار باشد؛ همه عزادارند، اما افسوس که مردم فراموش کردهاند بند بند روحشان به هم تنیده شده، همه از یک خدا آفریده شدهاند.
بر غم امشب نه مرهمی است و نه پایانی.
در پناه حق. هانا.