هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که میتواند کسی را سمت خانه بفرستد و مراقبش باشد یا او را به سمت پایین ساختمانی هل دهد
هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که میتواند با بالا رفتنش قانونی برای صلح را تصویب کند یا بالا برود تا جسدی را در قبر پنهان کند
هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که میتواند با سوزنی لباس بدوزد تا کسی را گرم کند یا با همان سوزن شاهرگی را سوراخ کند تا خون گرم راهش را به بیرون بیابد
هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که با حکمی آزادی میدهد و یا با قلاده ای آزادی را میگیرد و زندانی میکند تا صاخب اصلیش با حسرت به چیزی که حقش بوده نگاه کند
هدایت شده از پشت قفسه های کتاب
و گرگ سرش را بالا گرفت و زوزه کشید.
زوزه ای که نوای تیزش باعث سیخ شدن موهای همه مردم روستا شد.
گرگ سیاه داشت نوید مرگ و خونریزی میداد..
هدایت شده از از آن سوی تاریکی
+باز چه اتفاقی داره میفتههههه
لعنت به اون روزی که تصمیم گرفتم تو این مدرسه خراب شده کاری کنم