با بابام خیلی میوتمدنانه به این نقطه از ادراک مشترک رسیدیم که من میو کرده و گازش میگیرم و اونم قبول کرده من یه گربهم که میتونم بخورمش- 🙏
پذیرش
خودم برات میبافم🗿✨
عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر 😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨✨✨✨
ژمیدینیپیپژدژننژمطسنمسپسننسنسننسپسپسنس سخودایااااااا قربونتتتتتبشمممم😭
هدایت شده از پشت قفسه های کتاب
و بعد تنها تنش بود
که میان آدم ها شدت گرفت و تا پاسی از شب ادامه داشت.
تا وقتی که میز ها چرخید و دست ها خالی شد..
تا وقتی که اولین پرتو های نور خورشید تابید و همه چیز تغییر کرد؛
به جز یک چیز..
پسرکی که کل شب را بازی میکرد،
و هنوز هم پشت میز بود تا ببیند کسی میتواند حریفش باشد یا نه.
اعتراض دارم آقای قاضی! چرا از پشت گوشی نمیشه بغل کرد؟! یکی این قابلیت رو اختراع کنههههه