eitaa logo
پذیرش
67 دنبال‌کننده
797 عکس
27 ویدیو
0 فایل
گاهی اوقات انسان ها فقط انسان هستند.... https://abzarek.ir/service-p/msg/4281664 ۲۱ / ۲ / ۱۴۰۳
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  ᯓاخگر
https://eitaa.com/acception ۸ / ۱۰ 🦦 علاقه مندان به رمان کجایید؟ رمان هایی که میذارن>>
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
«گاهی وقتا هست که آرزوت اینه که قهرمان باشی ولی وقتی به خودت میای می‌بینی راهی رو رفتی که هیچ شباهتی به ایده‌آل تو ذهنت نداشته، بزار صادق باشیم لونا؛ من هیچ‌وقت قرار نبوده قهرمان داستان باشم، تو این نقش رو بهتر بازی می‌کنی» ایستگاه34
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
«کی تعیین می‌کنه خودخواهانه‌ست؟ کی تعیین می‌کنه من خودخواهم؟ اونایی که فداکاری‌هام رو ندیدن!» ایستگاه34
پارت چهارم: آرتمیس: - مامان؟ کجایی؟ گفتی این دفعه جلسه اولیا و مربیان رو میای... . - آخ، باور کن حواسم نبود. باشه، حالا یه‌کاریش میکنم، راستی آرش... . - بله مامان؟ نفسم را با اکراه بیرون دادم و مشتم را محکم‌تر دور فرمان حلقه کردم: - احتمالا امروز هم دیر میام، یکی از شاهدای پرونده... . - آره، باشه. عیبی نداره میدونم کارت مهمه، اصلا هم مهم نیست قرار بود بعد از سه هفته اون فیلمه رو ببینیم. - آر... . قبل از اینکه بتوانم جمله‌ام را از دهانم بیرون کنم، تلفن قطع شد و صدای بوق‌ آن در ماشین پیچید. نفسم را با درماندگی بیرون دادم. یکی از دستانم را از فرمان کندم و روی صورتم کشیدم. حمید که در این مدت ساکت بود، زبان باز کرد: - همه‌چیز خوبه؟ دستم را روی فرمان برگرداندم. درحالی که گوشه‌ و کنار خیابان را به دنبال جای پارک می‌گشتم؛ گفتم: - آره... . در اطراف بیمارستان، کمی دورتر از خط عابر جای خالی به چشمم خورد. پایم را روی پدال گاز فشار دادم. با عجله ماشین را پارک کردم و زمانی که از خوب بودن محل پارک مطمئن شدم، ماشین را خاموش کردم، سویچ را در جیبم انداختم و کمربندم را باز کردم.
تاحالا به این فکر کردید که چطوری میخواید بمیرید؟
نه جدی این حرفم از روی سختی و مشکلات زندگی نیست، مرگ ايده‌آل شما چه شکلیه؟
همیشه فکر میکردم دوست دارم توی خواب بمیرم... بدون درد، هیچی حس نکنم. ولی چند سال پیش، توی دوره کرونا، وقتی این بحث توی کلاس فلسفه‌مون اومد یکی از بچه‌ها گفت دلم نمیخواد توی خواب بمیرم... دلم میخواد هوشیار باشم، اگه توی خواب بمیرم انگار بدون مبارزه مردم و تسلیم مرگ شدم. همون روز فهمیدم که چقدر از مرگ میترسیدم که میخواستم بدون اینکه بفهمم بیاد سراغم، شاید از دردش میترسیدم، ولی الان که دوباره به این موضوع برمیگردم میبینم دلم میخواد درحال انجام دادن کاری که دوستش دارم بمیرم، کاری که از انجام دادنش لذت میبرم، کاری که انجام دادنش رو مثل یه نشان افتخار به سینه میزنم، این راه سخت و تاریک رو برام روشن و هموار میکنه... میخوام درحال انجام دادن کاری که دوستش دارم بمیرم🌊🌱🌒🫧
هدایت شده از صندوقچه‌ی‌ راجرز‌(شاید پارکر)
استیون راجرز برگشت*ببخشید درگیر نبرد داخلی با تونی استارک بود- خب میخوام اولین پیام دیلی‌م رو با تقدیمی شروع کنم؛ این پیام رو فوروارد میکنین چنلتون بعدش لینک چنلتون رو برام تو ناشناس میفرستید و من طبق وایب چنلتون میگم تو تایمی که بین زنگ تفریح و اومدن معلمه تو کلاستون چیکار میکنین*حدسیه اگه دیدین اشتباه گفتم به بزرگی خودتون ببخشین https://daigo.ir/secret/31004585581 ناشناس~ 𝙎𝙩𝙚𝙫𝙚𝙣 𝙂𝙧𝙖𝙣𝙩 𝙍𝙤𝙜𝙚𝙧𝙨 𝙞𝙨 𝙗𝙖𝙘𝙠
هدایت شده از صندوقچه‌ی‌ راجرز‌(شاید پارکر)
★☆ کلاستون همش سر و صداست و تو و دوستت خیلی برای پرسش علوم استرس دارین و گوشاتونو گرفتین و دارین بلند بلند درس‌میخونین،یهو تو همون تایم قبل اینکه معلم بیاد معاون پرورشی‌تون ظاهر میشه و شمارو میبره برای ساختن روزنامه دیواری واسه دهه فجر یا همچین چیزی و از شر پرسش راحت میشین 𝙎𝙩𝙚𝙫𝙚𝙣 𝙂𝙧𝙖𝙣𝙩 𝙍𝙤𝙜𝙚𝙧𝙨