لازم به ذکر است که من گریههام رو برای بعد از آزمون گذاشته بودم.
دلم برای افرادی که این دو سال رو کنارشون سپری کردم و جمعهای کوچیک و شوخیهای درونگروهیای که هر کسی از بیرون ببینه فکر میکنه ما دیوونهایم تنگ میشه.......
دلم میخواست امروز برگردم به کلاسای شعر معاصر و مثنوی و "اون روزهای خوب....." ولی راه برگشتن رو گم کردم