* تنها جایی که می تونم فریاد بزنم ؛ روی کاغذ سفیده ، 🤍
تنها چیزی که می تونم بگم ؛ کلمات سیاهه ، 🖤
تنها صدایی که از من می شنوی ؛
یه سکوت آبیه....💙
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
#تخیل
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه حال خوبمون نشه ؟
طرف شما چجوریه ؟
دعا کنین انقدر بارون بیاد هوا تمیز بشه ^^
تا حالا شده فکر کنین بزرگ ترین آرزو تون چیه ؟
یکی میخواد تحصیلاتش خوب باشه ،
یکی می خواد پیش خدا عالی باشه ،
یکی می خواد به شغل مورد علاقش برسه یا هر چیز دیگه ای.
بزرگ ترین آرزوی من تاثیر گذار بودنه .
من عاشق اینم که به دیگران کمک کنم ( البته در صورتی که در لحظه دستپاچه نشم و مثل احمقا رفتار نکنم🙄 ) ولی بیشتر از اون می خوام زندگیاشونو عوض کنم
می دونم این کار سختیه ولی می خوام انجامش بدم.
می خوام همونجوری که کتابا ، داستانا ، نوشته ها بهم کمک کردن منم همونجوری به بقیه کمک کنم.
می خوام یه دنیای تخیلی بسازم برای اون کسی که واقعیت براش تلخه و می خوام نشون بدم با سکوت کردن و صبر کردن هم میشه به جای درستی رسید .
می خوام نشون بدم حق دارم بنویسم و آرزوم اینه یه روز بگن : اون با نوشتن دنیا رو تغییر داد....
۲۳ / ۲/ ۱۴۰۳
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
هیچ وقت حس کردین زندگیتون قراره تموم بشه ؟
یا قراره آخرین لحظات زندگیتون رو بگذرونین ؟
با وجود همه ی پستی بلندی های امسال فقط می خواستم تمومش کنم و حالا فهمیدم یک سال از زندگیم رو ندارم ، یک سالی که نمی تونم برش گردونم ، نمی تونم درستش کنم و نمی تونم به دست بیارمش .
امروز فهمیدم چقدر برام مهمه آدما رو کنارم داشته باشم ، فهمیدم که نمی خوام بعضی از آغوش ها رو از دست بدم ، بعضی دست ها رو ول کنم ، فهمیدم نمی تونم دست از بغل کردنتون بردارم و نمی تونم بگم خداحافظ وقتی ممکنه هیچ وقت نبینمتون .
دلم می خواست امروز بعضی دست ها رو محکم تر نگه می داشتم ، بعضی ها رو محکم تر بغل می کردم ، با بعضی ها بیشتر می خندیدم و مهربون تر بودم .
می دونم احمقانه به نظر میاد ولی تو این هفته امروز دومین باریه که حس کردم آخرین روز زندگیمه .
برای اولین بار تو زندگیم حس می کنم آخرین بهار زندگی رو دیدم و زیباترین بهار ؛ یه روز بارونی برای آخرین لحظات یه آغوش ♡♡♡
۲۴ / ۲ / ۱۴۰۳
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
حس می کنم نبض دستم محکم تر از همیشه می زند....
بهترین تصور ممکن این است که می دانم هر وقت به آن نگاه می کنم ، جایی گوشه ی دنیا تو هم آن را می بینی....
جایی گم شده در تاریکی چیزی هست که ما را با هم پیوند دهد ، سرنوشتی بافته شده از عشق....
تقدیم به تو
با عشق ♡♡
دوستدار تو : من
به وقت سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۲۲ و ۸ دقیقه
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
#تخیل
به وقت زندگی
همراه هلالی از ماه ،
دلتنگی روز های رفته
و سردرگمی بی نهایت از فردایی بی طاقت
۲۶ / ۲ / ۱۴۰۳
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
* _ به نظرت من کیم ؟
+ نمی دونم!
_ خودم هم نمی دونم.
+ پس بیا با هم بفهمیم!!
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
#تخیل
* _ می دونی قهرمان کیه ؟
+ اونی که آدم ها رو نجات میده!!
_ نه قهرمان یکی دیگه ست!
+ کی ؟؟
_ اونی که جرئت زندگی کردنو داره!
همین که هر روز از خواب بلند میشی ثابت می کنه تو یه قهرمانی!!
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
#تخیل
* _ به نظرت بدون تو منی هم وجود داره ؟
+ مگه بدون سیاه ، سفید معنا داره ؟
#هانا_نیک_نامی
#دلنوشته
#تخیل
با رسیدن به سی نفر داستان گذاری رو شروع می کنیم 💛💙
کمک کنین زودتر بهش برسیم