هدایت شده از <☆مجتمعِ عجیبناک~
و هنوزم تو بعضی افسانههای ژاپنی میگن
اگر نصفه شب تو کوهستان صدای زنگی شنیدی...
نترس. از خودت بپرس:
«آخرین باری که رویانو به یاد آوردم، کی بود؟»
زندگیم عین نوار قلب شده، فقط با این تفاوت که قلبش ضعیفه
یک لحظهی پیروزی! و با کله میخورم زمین
(پیروزی؟)
چقدر بعضی آدما آدم نیستن
اصلا نمیشه
فرشتهان یعنی
میدونین؟ یه جایی اشتباه شده تو کار، خدایا تقاضای ویدیو چک دارم، اینا باید الان تو بهشت باشن اینجا چیکار میکنن؟ 😭
«قصه میگوید:
این برایش سخت آسان بود و ساده بود
همچنانکه می توانست او – اگر می خواست –
کان کمند شصت خم خویش بگشاید
و بیندازد به بالا، بر درختی، گیره ای، سنگی
و فراز آید.
ور بپرسی راست، گویم راست
قصه بیشک راست میگوید
می توانست او اگر می خواست
لیک…»